۱۶ پاسخ

شاید چشم خوردی عزیزدلم
منم شیرم مدام سرریز میشد و فواره میزد
یه مدت کم شده اول تایم پریودم کم شده بود ولی الان کلا روبه کمی میره و قشنگ خودم حس میکنم از بس چندنفر که اطرافمن گفتن،اینطور شد

منم همین جوری بود شیرم چشم خورده ک خورددددد😭😭😭

خداروشکر که این چندماه دادی شیرخودتو، درکت میکنم چون خودم کشیدم و هنوز حس عذاب وجدان دارم، منم از روز اول بعد زایمان شیر چرب و خوبی داشتم پرستارا میگفتن، بعد از روز هفتم تب و لرز کردم شیرم زیاد شد و لباسام خیس خیس میشد، یهو زردی بچه رفت بالا مادرشوهرم دکتربازی دراورد انقدر شیرخشک داد که تمایلش نسبت به شیرمن کم شد و نهایت تا یک ماه ۴۰روز شیرمو خورد اونم اکثرا میدوشیدم اواخر🫥چون کلافه میشد زیر سینه

خداروشکر کن که همون ۵ ماهم دادی عزیزم
من که از همون اول هیچی نداشتم
بچم سیر نمیشد جیش نمیکرد زردی گرفت مجبور شدم شیرخشک بدم
حسرتش به دلم موند بچمو شیر بدم:)
حالا باز خداروشکر شما چند وقت دادی
شیرخشکم عیبی نداره که عزیزدلم مهم اینه بچت سیر بشه و ارامش داشته باشه

شیشه هم بهش میدادی؟ منم کل فانتزیای دوران ۹ ماه بارداریم همین بود که از سینه شیر بخوره من عشق کنم نگاش کنم ولی سینه نگرفت الانم که میگیره شیرم کمه اعصابش خورد میشه نمیخوره

اخ دقیقا 🥲🥲شیر منم داره خشک میشه خیییلی کم شده
انقد غصم میشه ک نمیتونه سینمو مک بزنه🥲
لاکتاولم هیچ تاثیری نداره دیگه

دقیقا منم همینطورم
خیلی شیر داشتم الان خیلی کم شده ولی خب پسر من همونطور سینمو میگیره دلم میسوزه واقعا

عزیزم بدن مادر بعداز ۳ ماهگی بقولی هوشمند میشه طبق نیاز بچه شیر تولید میکنه
منم تا خود۳ ماهگی بچم هر بار شیردوش برقی میزدم یه شیشه شیرو پر میکرد بعداز ۳ ماهگی دیگه شیر دوش میزدم اصلا نمیومد
ب متخصص اطفال گفتم گفت بدن مادر هوشمند میشه طبق نیاز بچه شیر تولید میکنخ
هروقت بچه مک بزنه شیر میاد
منم شیر خودمو دادم و قطعش نکردم

من پسرم دوماه شیرمو‌ خورد اینقد میساختش که بچم از وزن سه کیلو شده بود۵۹۰۰
یهو چشم خورد دیگه شیرم‌نیومد🥲

برای منم همینطور دقیقا از ۴ ماهگی دیگه کم شد و نخورد و الان دیگه کامل خشک شده ندارم دیگه؛ ولی خداروشکر که همین چندماهم خوردن عزیزم

غصه نداره
مامان منم اینجوری بود.گف همیشه فقط تا ۴ ماه شیر داشتم یهو شیرم خشک میشد.
یکی از دوستامم همینجوریه.
منم بچم یه هفته سینمو نگرف‌ سینه هام خشک خشک شد.منی ک لباسام رو همش عوض میکردم از بس که خیس میشدن از شیر.
همین ک این چن ماه هم شیر مادر خورده خودش خیلی خوبه.مگ شیرخشک چشه؟؟؟والا مادرشوهرمن ۶ تا بچشو شیرخشک داد یکی از یکی بهترن.هیچ مشکلی هم ندارن!

الان کم داری یا خشک شده؟

دیگ نمیگیره؟

خداروشکر که چند ماه به اندازه کافی خورده
شیر داشتن به هورمون ها ربط داره یکم هورمون ها بالا پایین بشه بهم می‌ریزه غصه نخور

شیر زود چشم میخوره

منم💔 اقد پد میزاشتم تا شیر نریزه یهم یهو کم شد

سوال های مرتبط

مامان نهال مامان نهال ۶ ماهگی
من بعد از زایمانم وقتی بچه م سینه مو گرفت تا ۲ماه و نیم شقاق سینه گرفتم با وجود تموم دردایی که میکشیدم شیرخودمو میدادم ، یکی دو وعده ام شیرخشک میدادم که سینه هام یه استراحتی کنه ، بعد از سه ماه سینه م خوب شد اما شیرم کم شد بچه م سیر نمیشد هرچی بگید امتحان کردم از مکمل بگیر تا انواع ابمیوه ها و غذاها و سوپها و… زیاد که نمیشد هیچ کمترم میشد یجایی رسید که دیگه سینه مو نمیگرفت چون سیر نمیشد
الان شاید یه وعده در روز بزور سینه مو بگیره میدوشم اکثرا تو شیشه بهش میدم اما با تمام تلاشام بچه م شیرخشکی شد
الان واقعا دلم میشکنه از حرفای پوچ اطرافیانم
یه روز رفتم خونه مادرشوهرم اینقد هعی گفت سینه تو بذار دهنش شیر خشک نده فلان نکن ، ای بابا مگه من خودم نمیدونم؟؟؟ سیر نمیشه دیگه خودش با چشم خودش دید که بچه سیر نمیشه گریه میکنه ، الانم زنگ زده میگه سعی کن شیر خودتو بدی بچه شیر میخوره ولی قوه نداره😐😐😐😐😐
دختر من تا زمانی که شیرخودمو میخورد وزنش از نمودار بالاتر بود الانم که ۴ ماهشه ۸ کیلوعه از صبح تا شب همش درحاله دست و پا زدن و خندیدن و حرف زدن با خودشه اون وسطا ۴ساعتی ام تک و توک میخوابه ، دقیقا از بچه من چی دیده که میگه قوه نداره؟😒 هرکی میبینه از باهوشیش تعریف میکنه
واااای که چقد بعضیا تو مخن ، ناراحتم چرا جوابشو ندادم😒
مامان JANA🎀✨️ مامان JANA🎀✨️ ۱ سالگی
شیر مادر و شیر خشک کمکی
#پارت_دوم

دوم این که چرا میخواستم شیر خشک کمکی بدم:

۱. حس میکردم بچه سیر نمیشه چون دائما باید شیر میخورد تا آروم بشه، اوایل که سینه م رو فشار میدادم در حد یک قطره میومد بیرون بعدش اومدم قرص شیر افزا و پودر تقویتی خوردم بهتر شد و وقتی فشار میدادم سینه رو بیشتر شیر میومد اما تا کی میشه قرص و پورد خورد؟! ناگفته نماند که تغذیه‌م هم عالی بود، و هم زیاد اما چرا شیرم اونقدر زیاد و مقوی نشد واقعا نمیدونم 😢 الان خیلی بهتر شده اما اونقدر چرب نیست

۲. کمردرد،انقدر برا شیر دادن نشستم که کمرم قوز زده

۳. خجالت میکشیدم جلوی بقیه سینه مو دربیارم وحس بدی بهم دست میداد، زورم میومد مثلا مرد تو اون حالت ببینم واسه همین هر مهمونی میرفتم یا کسی میومد خونه مون واسه شیر دادن همش میرفتم تو اتاق، و این باعث شده بود حس افسردگی بگیرم که همه وسط مهمونی بودن و من ساعت ها تنها تو اتاق، یه بار رفته بودیم مهمونی و تا حدودی شلوغ بود و فرشته کوچولو همش بی قراری میکرد منم بردمش تو اتاق تا بهش شیر بدم که شاید بخوابه، باورتون میشه که از سر شب تا آخر شب من فقط ۲۰ دقیقه واسه شام اومدم بیرون! بد جور حرصی شده بودم واقعا دوست داشتم گریه کنم ! من آدم ام دوست دارم بیام تو جمع حرف بزنم حرف بشنوم و این موضوع خیلی اذیتم میکرد.
۴. بیرون نمیتونستم برم نه با بچه نه بدون بچه، بدون بچه که تا پامو بیرون میذاشتم باید برمیگشتم چون شیر میخواست و با بچه هم باید قدم به قدم ماشین کنارمون میبود چون سر ده دقیقه بی قرار میشد و حوصله ش سر میرفت و میخواست بخوابه باید شیر میخورد تا میخوابید.