۹ پاسخ

بچت این روزارو فراموش مبکنم اما تو روزی صدبار خداروشکر کن و فراموش نکن که خدا چجوری بچتو تو بغلش نگه داشته تا توبرسی 🥲❤️

چیشده عزیزم
چرا انقد واسه اتفاقی که عمدی نبوده و بخیر گذشته خود خوری میکنی به جاش صدقه بده خودتو هم سرزنش نکن چون عذاب وجدان از پا درت میاره

عزیزم چطور دستش به دستگیره در حیاط رسیده
قفل در رو همیشه بندازید

زمانی که اونا بچه رو آوردن تو متوجه شدی آرتا خونه نیست؟

عزیزززززم حست رو کامل درک میکنم چون هر دومون یک مادریم ولی این خیلی طبیعیه که یک مادر توی این سن بچه گاهی انقدر خسته باشه که از خستگی خوابش ببره این سن اوج خستگی مادره😊اصلا اصلا خودت رو سرزنش نکن فقط از این اتفاق درس بگیر برای آینده ات که دیگه تکرار نشه اگه حس میکنی خیلی خسته ای همه ی در ها رو قفل کن هرچیزی که ممکنه بهش آسیب برسونه رو جمع کن منم چند روز پیش خوابم برده بود بعد بیدار شدم دیدم دخترم خوابیده انقدر عذاب وجدان گرفتم که من چجور مادریم که بچم خودش تنها خوابیده ولی مطمئن باش برای همه ی مادرا پیش میاد سعی کن دیگه بهش فکر نکنی و براش بیشتر وقت بزاری که دیگه این حسا نیاد سراغت عزیزم...تو یک مادر مهربون و دلسوز و فوق العاده ای❤️

من الاهه وقتی زایمان کرده بودم اینجوری بودم چون پسرم رفت دستگاه همش میگفتم من مادر بی عرضه ایی بودم،نتونستم بچمو نگه دارم،ولی این حس شیش ماه باهام بود شد افسردگی و قرص و دارو،سعی کن دامن نزنی به این حس خداروشکر بلا دور شده، خون کنین براش صدقه رد کنین،تو هم که از قصد نخواستی از این به بعد باید خوابتو سبک تر کنی

چیشد مگ ؟؟ پرستار داره ؟؟

اشکال نداره عریزم پیش میاد و‌ تجربه میشه به نظرم بهش فکر نکن و ناشکری نکن
خدا بهت بخشیده پسرت رو و خدارشکر که بخیر گذشت

من نمیدونم چی شده ظاهرا بچت تنها رفته کوچه اما اینقدر خودتو سرزنش نکن تویه مادر فوق العاده ای حالا خسته بودی یه چرت زدی
این چیزی از زحمات وشایستگیای تو کم نمیکنه
بیشتر مراقبش باش
بیشترببرش بیرون سرسره بازی
نقاشی بکش وباهاش بازی کن
یادش میره عزیزم
خداروشکر برای سلامتی گل پسرت

سوال های مرتبط