۸ پاسخ

دختر من موتور سه‌چرخ داره و امروز هر کار میکردم که پا بزنه ، تنبلی میکرد و پاهاشو میزاشت روی زمین و می‌رفت

اوخیی🥺🥺🥺
عزیزم دیگه تابستون هروز بیرون و دوچرخه سوارییی😍😍

سمیرا اون تلویزیون گزاشتی دکوری چه قشنگههههه😍😍🥺🥺

ایشالا سلامت باشن و دوز لجبازیشون هرروز کمتر بشه

پسرمنم دوسالگی براش گرفتم تاشش ماه فقط با ی پا میزد اکثرا اول ی پا رکاب میزنن بعدش یاد گرف الان عالی میره جمعه رفتیم ی جایی دوتایی کرایه کردیم ی ساعت باهم دوچرخه سواری کردیم عشق کرد هی میگف خیلی خوش میگذره

پسر منم خودش یاد گرفته ولی مدام نمیزنه بره جلو چن بار گفتیم نشد گفتم خودش یاد میگیره بالاخره

گودو منم بچه بودم تازه داشتم دوچرخه سواری یاد می‌گرفتم انقد یک پایی رکاب زدم تا یاد گرفتم

دختر منو با اینکه سه چرخه خریدیم براش بازم پاهاش نمیرسه

شماره چنده

سوال های مرتبط

مامان سارین مامان سارین ۳ سالگی
مامانا چند وقته کمر درد و گردن درد امان رو بریده بود دیگه ناچار شدم رفتم دکتر با دارو خوب شدم دوباره که داروها قطع شدن گفتم فایده نداره رفتم ام آی آر دادم گفت بله خانم شما هم دیسک گردن داری هم دیسک کمر حتی یکی از دیسکات طوریه که اگر زور بزنی پاره میشه بعد مجبور به عمل میشی و ۶ ماه استراحت مطلق گفتم یا خدا کی از بچه هام نگه داری میکنه خلاصه خوب شدم تا اینکه یه چند وقت پیش دوباره دردام شروع شد
ایندفعه رفتم پیش یه دکتر دیگه طب فیزیکی داشت وقتی ام آی آرم رو دید درازم کرد رو تخت با یه دست تا جا داشت کمرم رو فشار داد با یه دست پامو کف پامو میگرفت جوری که جیغم در اومد داد زدم دکتر چیکار میکنی گفت هیچی نگو خوب میشی حالا درد کمرم خوب شده هرکاری این دکتر باهام کرده درد زده تو پای چپم هیچ خوب نمیشم اینهمه مسکن میخورم ۴ روزی یکبار آمپول میزنم اصلا انگار من نیستم پا درد امانم رو بریده تورو خدا کسی تجربه ای داره بهم بگه باید چیکار کنم؟
شوهرم که میکه برو با دکتر دعوا کن بگو چیکارم کردی فلجم کردی.. 😔
مامان نلین مامان نلین ۳ سالگی
بعد چند روز برگشتم وای چقدر سخت بودش بدون گوشی خیلی تجربه ی بدیی بودش که گفتم اینجا بنویسم براتون که فقط حواستون باشه و خدای نکرده تجربه تلخ من اتفاق نیفته براتون...
دقیقا غروب دوشنبه بودش که همسر جان اومد که از قبل قرار گذاشته بودیم بریم برای نلین دوچرخه بخریم من با نلین سوار آسانسور شدیم که دیگه به همسرم گفتم همون پایین بمونه ما میایم پایین نلین توی بغلم و گوشی توی دستم بودش که نلین خودشون کش داد که دوباره دکمه آسانسور رو بزنه من چون دکمه پارکینگ زده بودم و منتظر بودم در بسته بشه اومدم نلین رو بگیرم هم نیفته و هم دکمه دیگه رو نزنه همزمان شد با گوشی افتادن از طبقه سوم به ته آسانسور اونم از کجا یه سوراخ کوچولو که اصلا فکرشو نمیشه کردش هیچی زنگ زدیم یکی از دوستای همسرم اومد در آسانسور رو باز کرد و گوشی که همه چیزش شکسته بودش رو برداشت و من فقط در حال گریه کردن بودم چون تمام عکسهای نلین از نوزادی توی گوشیم بودش نلین عادت داره با لالایی بخوابه حتی باباش می گفت من بذارم می گفت نه من گوشی بابا رو میخام الان نلین خیلی استرسی شده با اینکه من حتی واکنشی بابت افتادن گوشی نشون ندادم یا بگم نلین تو باعث شدیی قبل اینکه بریم داخل آسانسور میگه مامان مواظب باش مامان گوشیتو بذار داخل جیبت مامانها خیلی حواست باشه من خودم اصلا فکرشو نمیکردم گوشیم از یه جای کوچولو اونم از آسانسور بیفته