۱۱ پاسخ

دو سال و پنج مانگه هیستا لیت نکردوته وه

تا یک هفته سخت بود

سه شب فقط اذیتی

منم یهویی گرفتم اصلا سخت نبود چون حسابی سیرش میکردم اون چند روزه اصلا ولش کردم هرچی خودش دوست داشت میخورد گیر نمی‌دادم بهش
قبل خوابم حسابی خستش میکردم یعنی تا صبح می‌خوابید گاهی یه بار بیدار میشد آب میدادم
برا خوابیدنش هم ۱ ماهی تو تاب ریلکسی می‌خوابید بعد میذاشتم تو تختش
اگه بی قراری می‌کنه صبر تلخه بزن نوک سینت بگو خیلی تلخه ها میخوای بیا بخور بذار دهن بزنه بفهمه که تلخه
پسر من می‌گفت میشه جی جی بخورم میگفتم باشه ولی خیلی تلخ شده ها میخوای ؟ می‌گفت نه

من تدریجی گرفتم ولی ۱۰روز سخت بود هم به خودم هم بچه
ولی تدریجی ۱ماه قبلش آمادش کردم

از روز سوم دیگه اوکی بود

من تلخک زدم‌روزا نیومد،شبها هم ۳شب اول توی خواب عمیق دادم.کمتر ازیک هفته شبا توی خواب یکم بیقراری میکرد،قبل خواب شیرمحلی بهش میدادم

برا من سختیش تا یک ماه بود

شیر میخوره ؟

برای من سختیش یک هفته بود
من یهویی ازش شیرو گرفتم چون راه تدریجی جواب نداد

من که یهویی چسب زدم گفتم اوف شده
روزا کمتر اذیت میکرد
شبا چون زیر سینه میخابید فقط سه شب اذیت شد نصف شبم ک بیدار میشد اب میدادم بعدش دیگه یادش رف

سوال های مرتبط

مامان محیا جونم مامان محیا جونم هفته سی‌وسوم بارداری
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۲ سالگی