میخوام دیروزمو براتون تعریف کن
دوشب پیش دختر کوچیکم که دو ماهشه ساعت ۴صبح خوابید و من تا صبح کلا ۶ساعت خوابیدم دخترم تا خوده غروب ساعت ۷ ونیم نخوابید و من تنها کاری که تونستم بکنم یه مقدار تمیز کاری خونه بود و دختر بزرگم که ۴ سالشه حتی تو کار خونه هم کمکم داد دخترم کوچیکم ساعتی یکبار در حد یک رب گریع میکرد و من از ساعت ۱ظهر تا ۷غروب رو پام گذاشتم و واسه غذا خوردنم با خودم میبردمش آشپزخونه حتی در حالی که رو پام بود با دختر بزرگم بازی میکردم ساعت ۷شد و یکم دخترم و باز گذاشتم که تو ده دیقه زیراندازشو کثیف کرد و چون بالا هم آورده بودو چند روزی بود حموم نبرده بودم لباساشو درآوردم بردمش حموم قبل حمو رفتن گذاشتم رو تخت اتاقمون اتاق من و همسرم حموم هم تو همون اتاقه وقتی خواستم حوله رو بیارم دیدم جیش کرده تو تخت و وازلین و آوردم گوششو چرب کردم که آب نره تو گوشش ساعت نزدیک ۸بود بردمش حموم آوردمش بیرون

۱۰ پاسخ

گوه ب ذات همچین مرد بی شرفی

بزن تو دهنش بشه پر خون

وا در مقابل همچین تهمتی همین فقط عکس العملت بوده؟. بزن پدرشو درار مرتیکه بیشعورو

واقعا که...

لعنتتتتتت 😑😑😑😑

گرفته الان خوابیده من دیگه تو بدنم از خستگی و بیخوابی هیچ جونی نیست بگید آخه چجوری به بچم شیر بدم بااین هم حال بدم دستان سیاه شدن خون به مغزم نمیرسه انقدر عصبیم چیکار کنم از شوک در بیام

عزیزم شوهرت شکاکه دست خودش نیست به نظرم بهتره تا بدتر نشده بایه روانشناس ارتباط بگیری هیچ آدم سالمی به همچین چیزی شک نمیکنه اصن شک کردن یه جور توهین به خودشه به نظرم اگه بار اولشه ازش سرسری نگذر چون شک رفته تو دلش ممکنه دوباره سر یه چیزی بهت گیر بده اگرم قبلنم از این حرفا زده باز سعی کن درمانش کنی

میشه فحش بدم؟

ادامه::::اعصابم خورد شد نذاشتم ادامه بده گفتم تو روانی اومد بعد چند دقیقه اون یکی اتاق گفت راستشو بگو دیروز چه اتفاقی افتاد منظورش این بودم من با کی داستانی داشتم چشام سیاهی رفت انقدر عصبی شدم تا مرز سکته رفتم کسایی که بچه هاشون همسن منن میدونن چقدر سخته دست تنها اونم شوهری که هر شب ساعت ۹ شب میاد و من شب قبلش فقط ۴ ساعت خدا شاهده خوابیده بودم اینم از امشبم که کل شب و تا الان بیدار بودم الان مغزم رد داذه گفتم بریم دکتر یا پزشک قانونی من حتی ذهنم پیش کسی عبور نکرده چجوری میتونی انقدر سمی باشی

ادامه::: تو را»«بطع بودیم که شوهرم گیر داد مقعدتو ببینم و منم اجازه دادم گفت زدی تا اونجایی که من بواسیر گرفتم و باس»»نم شقاق داره دو ماهی هست که شیو‌ نکردم باس««نمو گفتم نه گفت دروغ نگو فک کنید وسط را#««بطه رفت گوشیشو آورد با نو دید گفت کی رفتی حموم گفتم امروز اما شیو نکردم گفت دروغ نگو‌گفتم دستتو بده تا نشونت بدم خلاصه دوباره داشت راب»»طه رو شروع میکرد دا&&&گی گرفتید دیگه دوباره دیدم داره دست کاری میکنه چک میکنه

ادامه:::آوردمش بیرون لباس پوشوندم و رویه تخت وانداختم لباسشویی وتخت و با مایع تمیز کردم شوهرمم ساعت ۸ونیم اومد خونه وگفت وازلین اونجا چیکار میکنه بهش توضیح دادم وگفت تخت چرااینجوریه و من کل روز و براش تعریف کردم که نتونستم حتی دسشویی برم در حالی پریود بود آخرین روز پریودیم بود گفت پریودی گفتم آره گفت زیاد گفتم تا غروب زیاد بود الان ونمیدونم آخرین روزمه دو بار دیگه سوالارو ازم پرسید مجدد من عصبی شدم گفتم فازت چیه که تموم شد بحث تا اینکه امروز بچه هام آرومتر بودن و من تونستم برم حموم وقتی خواب بودن شوهرمم گفت امشب کارت دارم ......
منم به خودم یکم رسیدم تا بالاخره نزدیک ۴ دختر کوچیکم خوابید ۴ صبح
و ما رفتیم اتاق

سوال های مرتبط

مامان نخودک 🐤🩷 مامان نخودک 🐤🩷 ۵ ماهگی
تجربه ی من از واکسن دوماهگی دخترم: 🌸🦋👩🏻‍🍼
خب من شبِ قبل از واکسن بچه رو حموم بردم
قبل از اینکه برم واسه واکسن هم به بچه استامینوفن (ندادم) و پماد بی حسی هم نزدم رو پاش 😐
چون بعضیا میگن باید اینکارو انجام بدیم 🚫
موقع واکسن زدنم از اتاق رفتم بیرون چون گریه میکرد حالم بد میشد ببینمش
یه خانومه هم اونجا بود که اومده بود بچشو واکسن بزنه پای بچمو نگهداشت که تکون نخوره
وقتی واکسنشو که زدن یکم بیقراری کرد بهش شیر که دادم زود ساکت شد
وقتی هم برگشتیم خونه بهش هر ۴ ساعت دو برابر وزنش قطره استامینوفن دادم و سریع تبشو چک کردم، نمیذاشتم که دمای بدنش از ۳۷ بره بالاتر سریع پاشویه میکردم 😂 ( رو شکم و پیشونی‌ و کف پا و کشاله ران و زیر بغل پارچه نمدار بذارین)

حواستونم باشه پاشویه رو فقططط با آب ولرم انجام بدین ( آب سرد نباشه) خطرناکه

۲۴ ساعت اول هر نیم ساعت رو هر دو پاهاش به اندازه یه دیقه کمپرس سرد و ۲۴ ساعت دوم کمپرس گرم گذاشتم ،

پاهاشم حتما قنداق کنین چون پا درد میگیرن وقتی واکسن میزنن 🥲
شب اول هم تا صبح بالا سرش نشستم تا تب نکنه و خداروشکر اصلااا تب نکرد و خیلیی سبک بود 😍

‎15 فروردین 🌱