۱۶ پاسخ

خوشحال باش عزیزم و تو جمع وقتی همش بغل همسرته
بیخیال باش ریلکس کن بگو خیلی خوشحالم پدر و پسری رابطه خوبی دارن منم میتونم استراحت کنم

چقدر قشنگ پسرمو گفتی
همیشه اولویتش همسرمه
اما من خیلی راضیم
میریم مهمونی جایی من راحتم
همه چیز میگه هنوز مامان نمیگه
صبح بیدار میشه اول میگه بابا و نگاه میکنه ببینه شوهرم روی تخته یا نه

خدا کنه بچه ها بابایی باشن ی کار از دوش مادر برداشته میشه خداروشکر کیان اینطوره چسبیده به باباش فقط

مال‌منم‌همینه
مامانم مادرشوهرم همسرم
این ‌۳ تا رو ببینه دیگه منو‌نمیشناسه اصلا.
مامانم‌میگه شیر خودت ندادی صدای قلبتو بشناسه😕🥲

پسر بزرگه منم بشدت ب باباش وابسته ست، منم بعضی وقتا ناراحت میشم ولی درکل راضیم😂

کاش پسر منم اینطوری بود همش به من نمیچسبید

واااااای خوش بحالته بابا
من قبلا دخترم اینجوری بود برای بقیه ناراحت بودم
بعد ۱۰ماهگی دندون دراورد دیگه چسبیده به من
الان دستشویی شده بزرگترین ارزوم که راحت برم دستشویی کنم
مثل چسب دوقلو میچسبه بهم

بچه من دختره و دقیقا همینجوری، از بغل من با گریه میره بغل باباش، یا خاله ش
فقط وقتی شیر میخاد میاد سمت من
منم ناراحتم خیلی

کاش پسر منم اونطور بود از بس وصله منه خسته شدم

چقد درکت کردم من اسباب کشی داشتم بچم حدود یک هفته پیش بابام و زن بابام بود الان برای زن بابام گریه میکنه دنبالش میره از بغل من میندازه خودشو بره تو بغل اون اصلا برای من گریه نمیکنه اون زن بابامم با حرفاش اذیتم میکنه من ناراحت میشم ،یا مثلا خواهر زن بابامو بار اول دیده بود بغلم بود گریه میکرد بره تو بغل اون ،

پسر من آنچنان رابطه با باباش نداره طوری که باباش ناراحت میشه میگه منم هستم باباتم بنظرم بچه پسر با باباش باشه بهتره

پسرمنم دقیقا اینجوریه من که خوشحالم یکمم ما نفس بکشیم

والا دختر منم همینطوریه خیلی بابایی هر کسی زنگ میزنه بهم بابا بابا میکنه
انگار باباش به دنیا آورده
و من خوشحال ترینم دخترم و باباش رابطه خوبی دارن

دقیقا پسر منم همینطوره خیلی وابسته پدرشه

دخترم خیلی وابستم بود الانم که ۴سال و نیمشه باز وابستمه
تو جمع خونه چسبیده بهم بغل کسی نمیرفت
ولی پسرم کلا بغل همه میره و تو مهماتی ها راحتم استراحت میکنم باور میکنی دخترم میگه اجازه نده کسی زیاد بغلش کنه😂😂
میگم میخوام راحت باشم خسته شدم

پسر منم همینجوریه من که خیلی هم خوشحالم که با باباش رابطه خوبی داره

سوال های مرتبط

مامان آراد 🧸
امیرعلی مامان آراد 🧸 امیرعلی ۱۴ ماهگی
من سر پسر بزرگم خیلی حساسم .چیزیش میشه قلبم انگار داره کنده میشه. میریم خونه پدرشوهرم با بچه برادر شوهرم باری میکنه اون بزرگتره یه کارایی میکنه حرص پسر منو در میاره اون ۸ سالشه پسر من چهارسالشه. مثلا یه دونه اسباب بازی پسرونه با خودش میاره اصلا به بچه من نمیده هی میبره جلوش ولی خودش با وسیله بچه من بازی میکنه خرابم میکنه یکبارم گفتم با هم بازی کنین گفت من رو وسایلم حساسم گفتم اگه تو نمیدی برا امیرعلیم برندار. ولی همچنان کار خودشو میکنه کلا تو همه چی یه کاری میکنه حرص بچم در بیاد پسر منم خیلی دوسش داره هر چی میگم خودت بازی کن گوش نمیده .تو جمع هی بچمو ضایع میکنه .با اینکه بچست ولی خیلی رو مخه. قایمکی میبره میزنتش پسر منم بهش برمیگردونه . میاد میگه زنعمو امیرعلی منو زد یه وقتایی پسر من از دستش عصبانی میشه داد میزنه مادرشوهر پدرشوهرم میان بچه منو دعوا میکنن به اون هیچی نمیگن چون دختره خودشونم دختر ندارن . همش سر پسر من داد میزنن هزار بارم قاطع بهشون گفتم بچه رو دعوا نکنین ولی به هیچ جاشون نمیگیرن یه بار پسرمو ترسوندن شب تو جاش جیش کرد با اینکه اصلا تا حالا خودشو خیس نکرده بود نمیدونم دیگه چجوری رفتار کنم باهاشون شوهرمم هیچی نمیگه بهشون میگه تو خیلی حساسی .بخدا اگه کاری کنه ببینم اشتباهه خودم دعواش میکنم اینجوری هم نیست که هر کاری کنه من چیزی نگم خودم خونه تو تنهایی تنبیهش میکنم
فرزندپروری پوشک شیرخشک رفلاکس کولیک