۶ پاسخ

من از اول اصلا اصرار نکردم واسه غذا خوردنش خودش دلش بخواد میاد میخوره نخوادم جمع میکنم بعدا میارم

چرا غصه بخوریم حتما با شیر سیر میشن که نمیخورن یا بهاطر دندون دراوردن اشتها ندارن دختر من فقط ۶تا ۸ ماهگی یکم میخورد از اون به بعد میذارم جلوش ریخت و پاش میکنه اون وسطا چندتا دونه برنج یا حبوبات میخوره دکترش گفت شیرشو کم کن که بخوره ولی حتی وقتی شیر هم کم میخوره باز غذارو نمیخوره
کم کم خوب میشن همینجوری که نمیمونن بیخیال انقدر بعد بخورن که باید بهشون گفت نخور چاق میشی😁

من از همون اول بیخیال بودم چون یه روز خوب میخوره ی روز اصلا نمیخوره منم اصرار نمیکنم

دقیقن شرایط من 😫😞انقد خسته ام که نگو ،اسیرم هم غذا نمیخوره هم خوابش افتضاحه

آخه اصلا حرص و غصه خوردن ما فایده ای نداره...هر وعده دو سه تا قاشق بخوره...هرچند دل مادری مگه تاب میارع ،از غصه دق میکنم آخر😮‍💨

منممممممممم

سوال های مرتبط

مامان nini مامان nini ۱ سالگی
همیشه دلم میخواست یکیو داشتم موقع حال بدیام میرفتم کنارش خودمو خالی میکردم اما نبود یوقتا میام خودمو اینجا خالی میکنم
یکساعته دارم گریه میکنم دخترم امروز خیلی اذیتم کرده چن باری اطرافیان برای اینکه دخترم بره بغلشون گوشی نشون دادن بهش اینم عادت کرده از عصری بخاطر گوشی داره گریه یمکنه که بازش کن منم انقدر فشار رومه سرش بدجور داد زدم بعدش از ناراحتیم فقط گریه کردم راستش من از بعد زایمانم یه ادم دیگه شدم حس میکنم افسرده شدم چون مدام به همه چی عصبانی میشم دخترم که گوشی میخواس سرش داد زدم از حرصم گوشیمو پرت کردم صفحش یکم شکست بعد زدم تو سرخودم و دخترمم گریه میکرد فقط حس میکنم روانم دیگه متلاشی شده کم اوردم دیگه حتی خواب هم ندارم از دستش ناشکری نمیکنم دخترم نباشه منم نیستم اما دیگه خستم نه کمکی دارم نه کسی که درکم کنه فقط میدونم دارم میمیرم یوقتا قلبم چنان تیرمیکشه که حس میکنم از فشار زیاد دارم سکته میکنم تو این یکسالو نیم خوابمم کم شده عصبانیتم زیاد من یه مامان بدیم که انقدر سر بچم داد زدم نتونستم خودمو کنترل کنم که دراینده بچم ضربه میخوره دیگه میخوام هرجور شده شیرخشکیش کنم حتی شده کامل از شیر بگیرم ولی برم پیش روانپزشک شاید ارامبخش داد یکم اروم شدم دخترم بیشتراز شیر به یه مادر با روان اروم نیاز داره...هعععی
فرزندپروری #پوشک #شیرخشک