۱۱ پاسخ

اشکال نداره فردا این خوبیها رو که تو ب مادرت میکنی از بچهات برمیگرده بخودت غصه نخور هیچ وقت

وا خب خودت پامیشدی براش تخم مرغ درست میکردی یعنی حتما مامانت باید درست میکرد؟؟؟

چه جالب منم دردم همینه

من بودم خودم پامیشدم درست میکردم با مامان که دیگه آدم تعارف نداره

منم وقتی میرم خونه ای مامان اینجوری تشنه و گشنه برمیگردیم با ناراحتی الان دیگه ماعی یه بار میرم

به دل نگیر،هرچی باشه مادره دیگه،تعارف مامانتو میخای چیکار پامیشدی خودت میرفتی سر یخچال تخم مرغ میاوردی

مادرشوهر منم همینه با خودم خوراکی میبرم

وای باز مادر من نه خونش که میرم بچه هام هرچی بخوان من غر بزنم میگه چیکار شون داری بیار بزار بخورن یا خودش واسشون لقمه درست میکنه

من بودم دیگه نمیرفتم😐😑هرچیم اصن خسته باشه میگف خودت بروبرای بچت درس کن خب

چطو دلش اومد

شاید بنده خداخسته بوده به دل نگیر

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۴ سالگی
یه مقاله خوندم چیزی که تو بچه های الان کمه قدرت تاب آوربه، یادمه دکتر هلاکویی گفت وقتی سه سالشونه سه دقیقه میتونن صبر کنن، مثلا میگه بیا بازی بگید من تلفن برنم بعد میام. من شروع کردم اینو با پسرم کار کردن. مثلا چند شب پیش میخواستیم بریم دورهمی پسرم گفت اونجا موزیک منو بذار بهش گفتم اونجا مهمونی بزرگساله و موزیکای بزرگسال میزارن. تو مهمونی بچه ها و خانه بازی و‌خونه خودمون میتونیم موزیکای شمارو بزاریم. قبول کرد. بعد تو مهمونی خسته شده بود میگفت بریم‌گفتم مهمونی ما هنوز تموم نشده و گفت باشه اومد تو بغلم گفت من تخت نرم خودمو میخوام گفتم بغل مامان نرمه. الان میتونی تو بغل من بخوابی و خوابید. همسرم میگفت بچه اذیت میشه گفتم میتونه کنار بیاد چون کلا ما کم مهمونی میریم و آخرین بار بهمن ماه بود.
قبلا همیشه حتی مسیر کوتاه آب میاوردم الان مسیرهای کوتاه نمیبرم و اکه بگه آب میگم صبر کن و در کمال تعجب صبر میکنه و تا برسیم بهش آب میدم. حتی برای غذا هم گاهی ازش میخوام مناظر باشه صبر و تحملش بالاتر رفته. نظرتون چیه؟