درد و دل😥💔

چند روز پیش آبجیم زنگ زده میگه آره من تحقیق کردم جلوگیریت چی بوده ک باردار شدی😐
انگار سرش زیر پتوم بوده ک تحقیق کرده
یا اینکه میخواسته تحقیق کنه ک این بچه مال کدوم ....😮‍💨🤕
باز رفتم آزمایش دادم از صبح درگیر جواب آزمایش و پیش دکتر و بهداشت و اینا بودم
بعد اینکه اومدم بهداشت ب مامانم زنگ زده گفته قندش بالاس دوباره شنبه بیاد آزمایش بده
منم چون استراحت مطلقم خونه مامانمم
خونه شونم ۳طبقه س ۴۵ تا پله داره
این همه پله اومدم بالا بعد بهم میگه اینجوریه
میگم مادر من جرا از صبح نگفتی حداقل دوباره میرفتم درمانگاه آزمایش و دوباره نشون میدادم یا همونجا دوباره آزمایش میگرفتم
دعوامون گرفت گفتم من چجوری این همه پله برم و بیام
یا بخاطر خودم یا بخاطر بچه میگه بچه رو خودم میبرم
لجم گرفت گفتم مس ازمایشم خودت بده
میگه ۲روز دیگه میرم تو بغل شوهرتم میخوابم😐😐😐😐😐😐
آخه این حرفیه 😢😢😢😢😢
آزمایش چکابه مگه آزمایش بارداریه
اصلا چ ربطی ب شوهرم داره
هر روز یکی ی حرفی میزنه یکی تحقیق میکنه یکی تو بغل شوهرم می‌خوابه 😐😐😐😐😐😐😐
موندم بخدا چه خ ا ک ی تو سرم بریزم😢😢😢😢😢😢😢

تصویر
۲۳ پاسخ

اگه شرایطش داری برگرد خونه خودت ک منت کسی رو سرت نباشه.

هییی بمیرم برات توم مثل من با داشتن مادر وخواهر بی کسی

وا عزیزم یعنی چی این حرفا شوخیشم قشنگ نیس

خدای نکرده لکه بینی یا جفت پاین یا همان دم داری که مطلقی بخدا من پسرم ۲۰ کیلو بود بغل میکردم برو خونه خودت سعی اون زید بغل نکن بشین بغلش کن عزیزم من پسرم و تو بغلم میخوابوندم بخدا هیچی نمیشه فقط مراقب باش بهتر از اینه منت بکشی

برو خونه خودت
والا استراحت مطلق می‌کنی این تنها نبست
که تکون نخوری
باید اعصابت هم آروم باشه

برگرد خونه خودت من نه ماه استراحت مطلق بود شوهرم همه کارامو می‌کرد سر کارم میرفت
اعصاب داری بمونی حرف بشنوی

من استراحت مطلق بودم تا یه هفته قبل زایمان سرکار میرفتم‌
توکل کن به خدا.برو سر زندگیت.
چطور میتونی اینقدر زیر منت و حرف دیگران باشی؟!

برو خونت بی منت
کار سنگین نکن بیشتر بشین با بچت بازی کن تا خدا نخواد هیچ اتفاقی نمیفته

فقط برو خونه خودت

برو خونه خودت عزیزم دیگه این حرفا رو که نداری، بعدم به شوهرت بگو کمکت کنه خوب یا قبول نکرد یکی بگیر که کارهای خونه ات رو بکنه و تموم

یه پرستار کمکی بگیر برگرد خونه خودت

بروخونه خودت اگه خدا بخاد بچه هیچیش نمیشه نماز بخون دعا کن بیشتر به خدا نزدیک میشی

چند ماهه باردارین بسلامتی ، دلیل استراحتون چیه گلم

عزیزم کجایی من کمکت کنم

ب نظرم برو خونه خودت

به نظرم بری خونت بیشتر در ارامشی تا اونجا من قبل پسرم یدونه سقط کردم گفتن استراحت مطلق موندم خونم همه کارهام کردم

حالاازشوهرت باردارشدی مشکلش چیه سعی کن اجازه ندی کسی توزندگیت دخالت کنه حتی خواهرت چیزی میگه جوابشوبده نزاردخالت کنه خواهربزرگه من ۳تابچه داره دائم به من میگه توسال یکی میاری منم گفتم من اگه بچه هام سقط نمیشدن وآیهان فوت نمیکردن قصدم یکی بودولی حالاکه میگی بدمم نمیادسال یکی بیارم واسه خرجشون هم باباش خرجشونومیده شمانگران نشو

پاشو برو خونه خودت دختر

بابا پاشو برو خونت من دوقلو باردار استراحت مطلق با یه بچه ۵ ساله خونه خودم موندم تک و تنها همه کارم کردم چقدر میخای حرف بخوری

🥺🥺🥺🥺💔💔💔

واای از دست تو😂😂😂چ حرفا میزنن
تحقیق کردم خیلی خنده دار بود.امان از دست این خواهرای بیکار🤣

این حرفومادرت گف یا خواهرت من درست متوجه نشدم

عزیزم راحت برو خونه خودت

سوال های مرتبط

مامان بَشِه❤️ مامان بَشِه❤️ ۱۷ ماهگی
رفتم خونه مادرم تبریک گفتن و با مامانم رفتم ازمایش دادم گفت چند ساعت دیگه جوابش اماده س از ازمایش که برگشتم استین مانتوم کوتاه بود چسبی مه زده بودن روی دستمو دوستم دید و گفت رفتی ازمایش بارداری؟گفتم اره
اون چند ساعت نمیگذشت رفتیم دنبال جوابش و گفتم جوابش چیه گفت مثبته خوشحال برگشتم و زنگ زدم شوهرم گفتم کجایی گفت خونه مادرم
😑😑😑گفتم جوابو گرفتم مثبت بوده ولی چیزی نگیا گفت باشه
شب اومد خونه مامانم بهش گفتم راستشو بگو گفتی یانه گفت اره گفتم
😂😂😂
هنوزنزاشته بود جواب بیاد رفته بودگفته بود
روزا میگذشت و رفتم دکترم و گفت تیروییدت مشکوکه ازمایش نوشت و یکم بالا بود تااخر بارداریم مجبور شدم قرص بخورم
نه هفته با همسرم رفتیم سونوی تشکیل قلب دراز کشیدم و شوهرمم بالای سرم بود دکتر سونو کرد و گفت قلب تشکیل شده صداشو گذاشت و از شوهرم خاستم ازصدای قلبش فیلم بگیره
چقدر خوشحال بودم
نوبت رسید به سونوی انومالی حدود بیست روز بعدش
اینم بگم من چهارروز بعد پریودیم باردار شده بودم
سونوی انومالی و با شوهرم رفتم خیلی ذوق داشتم که یه جنسیتی بهم بگه
اینم بگم دوست داشتم بچه اولم پسر باشه
دکتر خیلی کار بلد و خیلی بداخلاق بود سونو کرد گفت سالمه گفتم خب جنسیت چی گفت هیچی معلوم نیست از سونو که اومدم بیرون به شوهرم گفتم سالمه ولی احتمال جنسیت نداد اونم کلی خندید گفت چطور خورد تو ذوقت😂😂 و بعدش رفتم ازمایش
جواب ازمایش که یه هفته بعد حاظر شد رفتیم جواب و به دکتر نشون دادم گفت خوبه یه قسمتش کمی کمتره باید کواد مارکر بدی
استرس گرفتم گفتم ینی چی گفت مهم نیست پونزده هفته ازمایش غربالگری دومو میدی
رسید اون موقع و با مادرم رفتم ازمایش بدم گفت هزینش میشه دوتومن
خیلی زیاد بود اون موقع ترسیدم که این چه ازمایشیه..