۱۲ پاسخ

اتفاقا برعکس
باید پیشش باشی
اضطراب جداییش شروع شده

سن اضطراب جداییش رسیده هرچی از خودت دورش کنی بدتر میشه یه مقدار کنارش باش خوب میشه

یه بنده خدایی میگفت بچه ها از ۶ تا ۹ ماه اضطراب جدایی از مادر میگیرن چون تا این سن فکر میکنن با مادر یکی هستن و تو این سن میفهمن اونا از مادرشون جدان و یه ادم دیگه هستن برا همین همش میخوان به مادر بچسبن 🥲
یه مدت مدارا کن خوب میشه سن حساسیه
پسر منم همینطوره الان فک کنم تو اوجشه بغل هیچکی نمیره یادمه پسر بزرگم ۹ ماهم خورده ای بود دیگه این اضطرابش تموم شد ولم کرد اگرنه همش چسبیده بود بهم

چقد بچه ها همشون مثل همن پسر من ده پونزده روز از مهوا بزرگتره همیشه هر چالشی که من باهاش روبه رو میشم یکی دو هفته بعد تو میای درمورد مهوا میگی.

نگاه کن ببین دندونش نیست

سلام بر اضطراب جدایی پسر منم همین شده🥴
نه اگر محل ندیم آسیب میبینن فقط وقتی میخوای بری با یک لحن آروم بهش بگو من میرم برمی‌گردم مامان مثلا یک همچین چیزی اولا نمیفهمن ولی بعد قشنگ لحنتو متوجه میشن منتظرت میمونن من پسرم همینجوریه نباید یکهو از جلو چشمش غیب شی

ماشالا خیلی خوردنیه😍باید پیشش باشی گلم تا حس امنیت کنه شروع اضطراب جدایی هست. خیلی مرحله بدیه

عزیزم مهوا جان چندکیلو هست و تولدش چقدر بود؟

اره پسر منم همیشه چشمش به منه کجا میرم چیکارمیکنم جشم ازم برنمیداره و گریه میکنه موقع اشپزی هم‌که بیشتر🥲بغل هیچکی هم نمیره جز من

چقد مث ما هستین خیلی سخته اینجوری منک له لهم

وای فتانه از 6 ماهگی همه بچه ها همین میشن

نه اتفاقا کنارش بمون هیچی مهمتر از بچه ادم نیست که الان پیشش نمونی کی بمونی.. موقته خوب میشه باز

ماشالا چه نازه

سوال های مرتبط