۱۲ پاسخ

به نظرم برای جلب توجه اینکارو میکنن احتمالا مهمون میاد بیشتر به نوزاد توجه بیشتری میشه بغلش میکنن باهاش حرف میزنن تا بخنده و....

بنظر من با یه روان پزشک صحبت کن که چیکار کنی برای ماهلین یا چجوری برخورد کنی که یا شاید برخورد شما اشتباه چون وقتی بچه دوم میاد بچه اول مراقب خیلی بیشتری میخواد

فتانه حالا کوثر اصلا هیچوقت انگار نه انگار داداشی هست🤣 فکر میکردم بیاد باهاش بازی میکنه اما اصلا نگاهشم نمیکنه

چقد تغییر کرده باکسشو

اون طرفی ک میاد خونتون ،به دختر کوچیکت بیشتر توجه میکنه و دختر بزرگت حس خوبی نمیگیره

غصه نخور خواهر بزار یک ساله بشه ببین چجوری از خودش دفاع کنه من الان پسرم همینکه خواهرش یکم اذیتش کنه سریع میپره روش گازش میگیره 😂 اونم گریه میکنه میاد میگه مامان تی تی ( داداشش) داز

والا منم که دوقلو دارم همینه قل کوچیک هم به قل بزرگ خیلی زور میگه هم میزنتش اعصاب نمونده والا

به نظرم برای جلب توجه اینکارو میکنن احتمالا مهمون میاد بیشتر به نوزاد توجه بیشتری میشه بغلش میکنن باهاش حرف میزنن تا بخنده و....

به نظرم برای جلب توجه اینکارو میکنن احتمالا مهمون میاد بیشتر به نوزاد توجه بیشتری میشه بغلش میکنن باهاش حرف میزنن تا بخنده و....

بنظر من با یه روان پزشک صحبت کن که چیکار کنی برای ماهلین یا چجوری برخورد کنی که یا شاید برخورد شما اشتباه چون وقتی بچه دوم میاد بچه اول مراقب خیلی بیشتری میخواد

نگران نباش مهوا بزرگ بشه بیشتر زور مبگ زرنگ تر میشه بچه های ابجیمم شیر به شیر بودن الان چنان کوچیکه زور میگ ک بعد میزنه بزرگ رو از خودش یاد گرفته

بنظر من با یه روان پزشک صحبت کن که چیکار کنی برای ماهلین یا چجوری برخورد کنی که یا شاید برخورد شما اشتباه چون وقتی بچه دوم میاد بچه اول مراقب خیلی بیشتری میخواد

سوال های مرتبط

مامان ماهلین و مهوا🩷 مامان ماهلین و مهوا🩷 ۲ سالگی
مامانا لطفاً بهم مشاوره بدید
من از وقتی زایمان کردم جام رو از دختر بزرگم جدا کردم دو نیم سالس الان یعنی زایمان کردم یک و سال و ده ماهه بود
چون واقعا چاره ندارم باهم باشن هم دیگ رو بیدار میکنن
منو مهوا اتاق می‌خوابیم ماهلین و باباش یه اتاق
که صبح باباش می‌ره سرکار ماهلین نیم ساعت یک ساعت بعدش بیدار میشه میاد مارو اتاق میبینه بنظرتون آسیب میبینه؟؟؟؟
و سوال بعد اینکه وقتی تنها هستیم کاری به مهوا ندارع حتی یواشکی میرم حیاط از پشت در نگاه میکنم حتی نگاش نمیکنه
اما یکی میاد خونمون یا باباش میاد گارد میگیره ک مهوا رو بزنه اگ باباش بغلش کنه ک دیگ می‌ره یه چی بیاره بندازه سرش
ک ما هی میگیم نه نازش کن اجیه دوستت داره انگار نه انگار
برا محبت بهش هم خیلی وسایل گرفتیم گفتیم اجی خریده برات اما اصلا براش اهمیت ندارع
صبح تنها هستن جلو هردو وسایل میریزم یه نیم ساعتی سرگرم هستن اما تا یکی میاد میبینه به مهوا توجه میاد ک بزنه
این چند وقت همه کارش با باباش بود حتی حموم و دستشویی الان ده روزی میشه بیشتر خودم کارهاش میکنم استخر میبرمش هفته دوبار گفتار درمانی میبرم بعدش میریم بازار پارک خونه بازی
یه خورده لجبازی هاش بهتر شده
عذاب وجدان بزرگی نسبت بهش دارم اینکه حامله بودم گذاشتمش پای تلویزیون باعث تاخیر تو گفتارش شد
از من به شما نصیحت تا کامل بچه اول از اب و گل درنیومده دومی نیارید




پوشک شیرخشک کولیک رفلاکس قطره تب