خیلی خستم احساس میکنم هیچ وقتی برا خودم ندارم
از وقتی بیدار میشم تا شب دارم یا کارا خونه میکنم یا غذا درست میکنم یا کارا پسرمو کمکی ندارم حتی برا یساعت
هیچ‌جا هم نمیرم چون خدا شاهده در اومدنمون آنقدر طول می‌کشه و سخته م تا آماده میشم و آمادش میکنم ساک می‌بندم نفر برام نمیمونه ب غلط کردن میفتم
بد فک کنید این وسط مامانم خواهرم یا هرکس دیگ بت برسه بگه خودتو فراموش نکن بخودتم برس آخه منی ک از وقتی بیدار میشم بجا صورت خودم دارم کون بچم میشورم دستشویی سه چهار ساعت بد بیدار شدنم وقت میکنم برم وای عصبی شدم 🥲
نمیدونم درک میکنید یا نه
فک کنید این وسط پول هم نداشته باشیم درامدمون کم باشه اصلا خیلی همه چی قاطی پاتی
ولی برگردم عقب بازم همین مسیرو میاما ن فک کنید دارن ناشکری میکنم
نمیدونم متوجه منظورم میشید یا نه فقط خستمه ازینک خونم تمیز نیست بیشتر عصبیم 😭


شیرخشک پوشک رفلاکس پستونک نوزاد غذای کمکی قطره سیدرال فرزندپروری کولیک شیردهی فرزندپروری پوشک نوزاد غذای کمکی قطره سیدرال فرزندپروری کولیک شیردهی فرزندپروری پوشک نوزاد

تصویر
۱۶ پاسخ

تنها کار مفید این دو هفته برا خودم اینه ک رژیم گرفتم 🙃

بعد تازه شوهرت میگه مگه از صبح تا شب چکار می‌کنی.؟
شوهرم من که این میگه خیلی زورم میاد

من چقد از تو بدترم
من توام به توان دو
با وجود دوتا بچه اصلا دیگه وقتی نمیمونه
اونم تو شهر غریب و بدون هیچ اشنایی

میفهمت عزیزم
اینکه مشکلات مالیم این وسط به ادم بیشتر فشار میاره که حتی نمیتونی یه مسافرت بری یا یکاری برای خودت چون از پس هزینش بر نمیای بیشتر ادم افسرده و از زندگی دلزده میکنه
کاش خداااا یکاری برای مردم ایران کنه کاشش
البته کسی هم هستن که زندگی براشون خیلی اسون تر انگار ما تو یه سیاره دیگه زندگی میکنیم

تو چقد منی‌:)

من درک میکنم صب تاشب توی اشپزخونه تامیای استراحت کنی بایدبری پوشک روبازکنی جیش کرده تنهاتفریح من اینکه بریم پارک بابچه ها بعدخسته وکوفته بیای خونه

وای شوهر منم یعنی پنج دقیقه نمیتونه بچه نگه داره

فقط بهت میگم میفهممت خودتو سرزنش نکن همین....

چقدر حرف دل من را زدی واای منم خستمممممم

تا دوسالگی بچه اوضاع همینه
مردا درکی ندارن
من به شوهرم گفتم یه روز کامل بچه رو نگه دار از منم هیچ کمکی نخواه شب هر چی تو گفتی درسته زیر بار که نمیره

بله منم همین هستم بهم گفت برو باشگاه بچه رو من میگیرم این هفته نگه نداشت گفت صبح از سرکار میام خستم ی روز با پرویی بردم خونه مادرشوهرم ی روز هم شبش رفتم خوابیدم اونجا صبح گذاشتم رفتم الان موندم فردا صبح چیکارکنم؟ مادرشوهرم معلومه زیاد خوشش نمیاد اما بچه دخترشو نگه میداره🥲

من به هم ریختگی خونه و آشپزخونه رو کاملااا نادیده میگیرم🥚

دقیقا منم تو همین وضعیتم واقعا خستم دلم میخواد یکم برا خودم باشم شوهرمم اصلا کمکم آرنو نمیگیره دست تنها بریدم دیگ ظهر آرنو خوابوندم که الگوی مانتومو بکشم هنوز اولاش بودم که بیدار شد آقای شوهر هم طبق معمول اومد گذاشت بغلم رفت

هعی خواهر هممون همینیم

خداقوت عزیزم
بله درکت میکنیم
هممون یه جوری درگیریم
ولی بازم شکر🤲🏻

عزیزدلم میگذره خیلی زود...لذت ببر از این روزات...خونت بهم ریخته به درک اصلا بهش فکر نکن که بیشتر اذیت میشی...یه نگاه به جوجه بنداز همه چیو یادت میره

سوال های مرتبط