۹ پاسخ

عزیزم یه آشنای خونوادگی داریم که جدا شدن ، با یه دختر پنج ساله ، وقتی دختر هشت ساله بود میاوردن پیش من بمونه چند ساعتی ، باهم حرف میزدیم ، اولا انگار نه انگار هشت سالشه خیلییییی میفهمید بخاطر آشوبی که توش بود بعد از حدایی پدر و مادرش ، بعدشم یه دختر پر جنب و حوش باهوش و پر انرژی بود ، اصلا من بچه رو میدیدم انرژی میگرفتم و ابنم بگم تماااااام خاطره گفتناش غصه دار بود ، همه ی خاطراتش مربوط به بچگیاش بود ( برا قبل جدایی)
الان پدرومادر جدا شدن و هرکدوم دوباره ازدواج کردن و بچه دار شدن ، این دختر با پدر و نامادری ژندگی میکنه و هفته ای یه بار میره پیش مامانش
الان ۱۴ سالشه ، ولی دیگه هیچ اثری از نشاط نیست انگار نه انگار همون بچه ست
نامادریش کلا آذم مهربونیه ، ولی میبینم که حس مادرانه بهش نداره ، دلسوزش نیست ، از طرف همسر مادرش هم رضایت نداره کلا بره پیش مامان خودش زندگی کنه

من همش با خودم میگم کاش اون موقع که پنج سالش بود ، پدر و مادرش یه بار بهم فرصت میدادن ، الان این بچه سرنوشت دیگه ای داشت انقدر که با استعداد بود و خودم از نزدیک شاهد هوش و استعدادش بود

اینارو کفتم تا فکر کنی ببینی ارزششو داره دخترت پیش پدرو مادر خودش بزرگ شه و خوشحال باشه یا نه؟؟

چرا حق طلاق نمیگیری یه فرصت دوباره بدی؟؟؟؟ دنیا دو‌روزه بخاطر ملورین

ب نظرم حق طلاق بگیر واگ پشیمونه واقعا ب خاطر بچت ی فرصت ب خودتون بده

چرا مگه چی شده
تنهاش نزار ی وقت راستی راستی کار دست خودش میده

سلام خوبی عزیزم چیکار کردی با شوهرت به کجا رسیدی

مورد داریم ک راست گفتن
و زن دادگاهی کردن ک شایدمقصربوده

دلیل جدایی چیه

نمیشه تشخیص داد داره دروغ میگه یانه آدمیزاده شایدم واقعا این کارو کرد

ای وااای مشکل چیه افسردگی داره؟میدونی الان کجاس؟؟

سوال های مرتبط