عزیزم یه آشنای خونوادگی داریم که جدا شدن ، با یه دختر پنج ساله ، وقتی دختر هشت ساله بود میاوردن پیش من بمونه چند ساعتی ، باهم حرف میزدیم ، اولا انگار نه انگار هشت سالشه خیلییییی میفهمید بخاطر آشوبی که توش بود بعد از حدایی پدر و مادرش ، بعدشم یه دختر پر جنب و حوش باهوش و پر انرژی بود ، اصلا من بچه رو میدیدم انرژی میگرفتم و ابنم بگم تماااااام خاطره گفتناش غصه دار بود ، همه ی خاطراتش مربوط به بچگیاش بود ( برا قبل جدایی)
الان پدرومادر جدا شدن و هرکدوم دوباره ازدواج کردن و بچه دار شدن ، این دختر با پدر و نامادری ژندگی میکنه و هفته ای یه بار میره پیش مامانش
الان ۱۴ سالشه ، ولی دیگه هیچ اثری از نشاط نیست انگار نه انگار همون بچه ست
نامادریش کلا آذم مهربونیه ، ولی میبینم که حس مادرانه بهش نداره ، دلسوزش نیست ، از طرف همسر مادرش هم رضایت نداره کلا بره پیش مامان خودش زندگی کنه
من همش با خودم میگم کاش اون موقع که پنج سالش بود ، پدر و مادرش یه بار بهم فرصت میدادن ، الان این بچه سرنوشت دیگه ای داشت انقدر که با استعداد بود و خودم از نزدیک شاهد هوش و استعدادش بود
اینارو کفتم تا فکر کنی ببینی ارزششو داره دخترت پیش پدرو مادر خودش بزرگ شه و خوشحال باشه یا نه؟؟
چرا حق طلاق نمیگیری یه فرصت دوباره بدی؟؟؟؟ دنیا دوروزه بخاطر ملورین
ب نظرم حق طلاق بگیر واگ پشیمونه واقعا ب خاطر بچت ی فرصت ب خودتون بده
چرا مگه چی شده
تنهاش نزار ی وقت راستی راستی کار دست خودش میده
سلام خوبی عزیزم چیکار کردی با شوهرت به کجا رسیدی
مورد داریم ک راست گفتن
و زن دادگاهی کردن ک شایدمقصربوده
دلیل جدایی چیه
نمیشه تشخیص داد داره دروغ میگه یانه آدمیزاده شایدم واقعا این کارو کرد
ای وااای مشکل چیه افسردگی داره؟میدونی الان کجاس؟؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.