۲ پاسخ

من که اصلا حوصله این کارا رو ندارم‌میخوام بهش شیر بدم تا وقتی که دیگه خودش نخوره 🤣🤣

امروز روز سومه ک از شیر گرفتم ب سینم تینت لب زدم و ب نوکشم تلخک وقتی ممه رو دید خندید گف اه اه ولی ببین پدرمون دراومد منو مامانم و شوهرم و داداشم یکسره اینو بردیم تو کوچه نگه داشتیم اصلا خونه نمیومد دوروز اول یکم اذیتاش بیشتره شبا تشنش میشد بیدار میشد لج میکرد ن آب میخورد ن آبمیوه
ما نزدیک ۲تا ۳تومن خوراکی و میوه های مورد علاقشو خریدیم شاید یک پنجمشو خورده باشه دیروز شوهرم رفته براش دوچرخه خریده یکم ذوق کرد بعد دیگ تموم شد خلاصه ک از الان خدا قوت میگم بهت
امروزم هرکار کردیم نخوابید آخر داداشم چن دقیقه پیش با موتور برده بود بیرون رو موتور خوابش برده

سوال های مرتبط