۲ پاسخ

خخخخخ چه جالب

چه خوب
چند وقت پیش رفتم روستامون سر خاک پدر و برادرم
اونجا یکی دوساله ی پارک کوچولو ساختن
علیرضا رو بردم اونجا
تو اون نیم ساعت یک ساعت هر فحشی ک شنیده بودم و نبودم شنیدم
هر رفتار زشتی ک‌ بود و نبود رو دیدم
پسرم هنگ بود
با خودم عهد کردم دیگه اون پارک نبرم پسرم رو
هنوز دو هفته نشده ک دو تا پسر بچه مردن تو همون روستا،سر تک چرخ با موتور و کل کل و ..... افتادن کف خیابون و ی ماشین از روشون......💔😭

سوال های مرتبط

مامان آرسین و آوین مامان آرسین و آوین ۳ سالگی