سلام توروخدا میشه رد نشین بخونین تاپیکمو اگ تجربه دارین کمکم کنین
دخترم ۱۵ماهشه خیلی خیلی وابسته سینه اس ینی شب تا صب هر نیم ساعت بیدار میشه تا جفت سینه هامم خالی نکنه دست بردار نیس .سیرشم میکنم شام بهش میدم قبل خاب اب میدم میوه میدم میدونم سیره از سر وابستگی میخوره شیرم ابه اصنم چرب نیس دیگ دم دما صب انقد میخوره ک سینه هامم خالیه قشنگ از حال میرم بخدا ۱۵ماهه ک من ن خواب درستی داشتم ن تونستم جایی برم انقد درد اومده سراغم از همین شیر دادن سردردام بخاطر همش بیدار شدن کمر درد گرفتم از بس ب یه دست میخابم و سینه تو دهن این بچه .ببخشید سرتونو درد اوردم امروز دیگ خیلی حالم بده خسته شدم ازبس میخوره یه عادت بدیم داره یه سینه دهنشه سینه دیگ باید تو دستش باشه با ناخناش بکشه زخم کرده سینه هامو
میخام بپرسم دعایی دوایی هیچی نیس ک بتونم راحت از شیر بگیزمش مهر شیر بیوفته از دلش دیگ نخوره سینه رو مشکلم اینه با سینه هم میخابه اگ برم پیش دعا نویس دعا میده ک مهر از دلش بیوفته میشه راهنماییم کنین خیلی ممنون میشم🥺💔

۱۳ پاسخ

آخ انگار از زبون من نوشتی بخدا از ساعت چهار صبح سینه تو دهنش تا گیج میشه دو دقیقه باز گریه ک سینه میخوام اسمشه تا دوازده می‌خوابه بخدا اگه سینمو بگیرم شش صبح بیداره داغونم کرده الان یک هفته شیر روزشو قطع کردم دیوانه شدم الان هشت روز میگذره خیلی راحت شدم از لحاظ ذشیردهی بازم از خواب ک بیدار میشه بعدظهرا نیم ساعت گریه می‌کنه ولی با خوراکی سر گرمش میکنم واقعا نمی‌دونم چجوری شیر شبو قطع کنم حالا امشب میخوام با قطره تلخک امتحان کنم ببینم میتونم واقعا اذیتم یک دستشویی نمیتونم صبحا برم میفهمم چی میگی عتیقه آن خواهر😇

وای منم همینم با پسزکغ

سوره بروج رو زیاد بخون.
و توسل کن به امام رضا
نذر صلوات کن و هدیه بده به مادر امام زمان...
سوره یاسین بخون و هدیه کن به حضرت علی اصغر...
هزار تا راه هست ولی تو به دعا نویس که هیچ کاره است فکر میکنیی

خب یانصف شب بهش غذابده یاخودت بلندشو یکم چیزبخورکه شیرت مقوی بشه بخوره سیربشه

من مثل بچه تودوتاشوداشتم هرکدوم بالای یماه طول کشیدتاازشیرگرفتم تازه بعدازشیرمیگفت بزاردستش کنم ک اونم عذاب آوربودبرام ازمن میشنوی ازشیربگیرخودتوراحت کن دیگه هم نزاری دست بزنه ک اونم عذابت میده اگه عقل الان ومیداشتم سریع ازشیرمیگرفتم بخدا ک بچه اصلا وفا نداره فقط ازشیربگیرسختیش یهفته یادوهفتس بعد راحت میشی میدونم سخته ولی میشه

سمت دعا نویس نرو اینارو پاشونو به زندگی خودت و اون طفل معصوم باز نکن
بجاش مشاور بگیر

پسر منم همینطور عزیزم اما دیگه چاره نیست تا روزی ک بگیرم ازشیر 22ماهگی من میگیرم از شیر

من یه کار کردم یه کم دخترم بهتر شده ولی میترسم بگم
دایه های مهربانتر از مادر بهم حمله کنن😂

دعا چیه عزیزم ول کن این خرافات رو ....
خودمم از بدو تولد بچم همیشه این درد و خستگی و کلافگی و کمردرد رو داشتم ...ولی بچه من شیر خشکم می‌خورد....ولی شب تا صبح اگه به سینم دسترسی نداشت بیدار میشد و دوباره از نو بود خوابیدنش.... علاجش دست خودته ....از روز شروع کن دیر به دیر بهش شیر بده و اینکه سختیت چند شبه ....چند شب بی‌خوابی بکش هر وقت خواست بهش نده .... دیر به دیر بده بذار گریه کنه .... چند شب به خودت سختی بیشتر بده بعد دیگه شب میخوره می‌خوابه تا صبح .... راحت کن خودتو .... صبح میشد نه مشخص بود خوابیدم استراحت کردم یا انگار کوه کندم انگار یه ماشین از رو رد شده بود

دعانویس؟؟؟!!!
باید کم کم ترک عادت بدی، اولا که سعی کنی در طول روز و قبل خوابیدنش اصلا خوابیده شیرش ندی، فقط تو بغلت شیر بده و وقتی خوابید از خودت جداش کن، فاصله تخت یا رختخواب هاتون را زیاد کن حتی بزار کنار شوهرت بخوابه. به محض اینکه خوابش میبره سینه را از دهنش در بیار و ازش جدا شو. اینجوری به مرور وابستگی اش کم میشه اما زمان میبره. حتی اوایل گریه میکنه اما خوب میشه

پسرمنم همینه‌ غذا هم نمیخوره فقط شیررررر

عزیزم میدونم ربطی به سوالت نداره
اما میشه بگی این فونت که نوشتی اسمش چیه چ جوریاس

آخه دعانویس چیه عزیزمن😐اونم واسه همچین چیزی.راه حل ندارم ولی پسرخودمم چندوقت یه باراینجوری میشه

سوال های مرتبط

مامان پارمیس🩷🌱 مامان پارمیس🩷🌱 ۱ سالگی
😭دخترم دیشب نمیخوابید هی شیر میخاست وقتیم بهش میدادم گاز میگرفت میکشید بعد ک درمیوردم زجهههه زجه ک چرا دراوردی با هیچیییی ساکت نمیشد مجبور میشدم دوباره بهش بدم اونم دوباره گاز میگرفت نیم ساعت دور خونه راهش بردم از کتف و کمر افتادم اخرشم تا صب کلا سینه دهنش بود درمیوردم بیدار میشد کل شب تا صب رو پهلوی راست بودم هم بدنم خشک شد هم چشم رو هم نزاشتم الان انگار نمک ریختن تو چشام با اینکه کل شب تا صب شیر خورده بود و صبونه ام یه کاسه پررررر فرنی خورد بازم شیر میخاست دوباره کلی گازم گرفت ینی قشنگ جرم داد بعدم گریه کرد کل صورتش و موهاش و داخل گوشاش از شدت اشک کامل خیس شد از یه طرفم جیغ و زجه منم واقعا از دیشب تاحالا کم اوردم هم از خستگی هم از بدن کوفتگی هم از بیخوابی هم از درد و سوزش سینه انقد دعواش کردم سرش داد زدم ک گلوم درد گرفته اونم از اونور داد میزد صورتش عین لبو شده بود چیکار کنم چرا انقد ب سینه وابستس با هیچی حواسش پرت نمیشه و سرش گرم نمیشه دلم میخاد سینه هامو ببرم بندازم دور حالم از خودم بهم میخوره چندشم میشه ب حدی وابستس ک حتی تو خواب ظهرشم اگه مثلا نیم ساعت بخوابه دوبار وسطش شیر میخوره😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭