تجربه هاتون از سزارین بگید من خیلی میترسم😪

۳ پاسخ

منم سزارین خوبی داشتم خداروشکر البته اورژانسی بود فقط تنها چیزی که اذیتم میکرد انگار یه باد تو شکمم میچرخید مثل نفخ شکم. راه رفتنم راحت بلند شدم رفتم فقط دوتا شیاف استفاده کردم کلا

شیفت شب بیاد سوندمو بکشن التماس دکتر و کردم سه عصر که سوندمو بکشید من میخام راه برم گفت نمیتونی گفتم بخدا میتونم راستی نه پمپ درد داشتم نه هیچی فقط یه شیاف دیکلو گذاشتم همون بود دیگه سوند و دراوردن و راه رفتم که اصصصلا درد نداشتم تازه شق و رق راه میرفتم همکارای مامانم تو بخش میگفتن تورو خدا یه کم دولا راه برو چشمت میزنن😂😂😂خییییییلی سزارینم خوب بود عالی بود واقعا😍❤️ایشالا همه به سلامتی سز کنن

من تجربم از سزارینم خیلی خوبه واقعا بهترین بود
۳۶ هفته و چهاروز بودم صبحش رفتم بهداشت بهم گفتن بچه خیلی تکون داره صدای قلبش نامنظمه منم اومدم خونه رو جمع و جارو کردم و رقصیدم تا شب که شد یخو شکمم شد عین سنگ دیگه رفتم بیمارستان ان اس تی گرفتن گفتن زایمان و باید فوری بستری شی منم حمام نرفته بودم که کفتم الا و بلا باید برم حمام دیگه زنه گفت یهو تو حمام بچت دنیا میادا گفتم نه دو دیقه ای میام دیگه اومدم خونه دختر تو حمام شکمم عین اسانسور از اون بالا یهو افتاد پایین رو رونام دیگه ترسیدم بدو‌رفتیم بیمارستان و. بستری از شیش صبح دردم شدید تر شد اجازه معاینه و سونداژ ندادم وقتی بردنم اتاق عمل انقد دکتر بیهوشیه خوشتیپ بود یه پیرمرد قد بلند خیلی خوشگل و خوشتیپ و مهربون بود برام همه چیز و توضیح داد و بعد بیحسی و زد به کمرم که اصلا هیچی نفهمیدم یهو از سر انگشتای پام شروع شد بی حس شدن دیگه دراز کشیدم و سوندمو زدن که خب بی حس بودم نفهمیدم وقتی پرده رو کشیدن جلوم به دکتر گفتم دکتر میگن تیغ و بکشی من حسش میکنم و تو رو خدا اروم بکش😂گفت بچت چقد مو داره😂😂😂نگو رسیده بود به بچه😂دیگه دخترم دنیا اومد ساعت یه ربع به نه صبح
بعدشم رفتم تو بخش ماساژ رحم و اینارو اصلا نفهمیدم تو همون بی حسی انجام دادن بعدم که اومدم تو بخش باید صبر میکردم تا

سوال های مرتبط