۵ پاسخ

ببخشید یه سوال شوهرتون بچه ست که میخواین تنبیهش کنین؟
یا مامانش هستین ؟
همین رفتارای بچه گونه باعث میشه چندسال دیگه چشم دیدن همو نداشته باشین

گلم تاپیک😘😘

عزیزم تقریبا همه مردها همینن از مرد بودن فقط نر بودن و بلدن و جوری برخورد میکنن که انگار ما مجبورشون کردیم به بچه دار شدن مثلا شوهر من یکی دو هفته با بی توجهی چن بار باعث شد بلا سر بچه ام بیاد از افتادنش از کالسکه تا دادن اسپری بهش که بچه سر اسپری و کرد دهنش داشت خفه میشد بچه ام بعد منی که اون لحظه نبودم و مقصر میدونه مادری منو زیر سوال میبره فک کن دیروز دست تنها کل حال و پذیرایی رو گردگیری کردم و دکور و تغییر دادم بچه 11ماهه فهمید و ذوق میکرد این مرد نفهمیده بود اینا فقط خودشون و میبینن و خودشون مهم هستن

ببین مردا تنبیه نمیشن 🫡🫡

تقریبا همه ما مامان ها همین شرایط و داریم تازه اونایی که دوتا بچه دارن بیشتر کار دارن
ولی خب مردهای بیچاره هم گناه دارن بلاخره توی این گرونی و اوضاع کار میکنن به نظرم همون هفته یکی دوبار کمک کنن کافیه

سوال های مرتبط

مامان آر‌وید🥹♥️ مامان آر‌وید🥹♥️ ۱۱ ماهگی
سلام مامانا
من چند شب پیش دوستانم رو دعوت کرده بودم خونه مون
بعد بچه هاشون رفته بودن اتاق آروید بازی کنند منم یک سری از اسباب بازی های آروید رو دادم بهشون که اینا باهاش بازی کنند همسرمم رفته بود تو اتاق بهشون تاکید کرده بود که به این یکی اسباب بازی ها که اتفاقا بالا بودن و دست بچه ها بهشون نمیرسید دست نزنن
بعد آخر شب یهو دیدم یکی شون اومد بیرون و هواپیما آروید که جز همون دست نزن ها بوده رو آورده جلو من که خاله ببخشید من اینو شکستم ( بچه ۴ ساله) منم گرفتم ازش گفتم با مهربونی بهش گفتم مگه عمو وحید نگفت دست نزنین به اینا / همسرمم که با بچه ها شوخی میکنه اسباب بازی رو گرفت گفت اشکال نداره منم اومدم خونه تون اسباب بازی تو رو میشکنم
بچه هم گریه کرد منم بغلش کردم بوسش کردم گفتم نه عمو وحید شوخی میکنه
حالا کلا حالم خرابه که چرا اسباب بازی که هنوز خود بچه ام باهاش بازی نکرده رو یکی دیگه اومده شکسته/ رفتار درست چیه؟
در اتاقش رو باید میبستم یا نه؟
مامان آقا
هیرمان مامان آقا هیرمان ۱ سالگی
مامانا تورو خدا یه راهکار بهم بدین من تا الان خیلی صبر کردم ولی دیگه می‌خوام وضعیت درست شه بچم یه دقیقه هم ولم نمیکنه وقتی بیداره نه میتونم به لباس و قیافه ام برسم حداقل آراسته باشم نه میتونم بدون دغدغه یه غذا درست کنم نه میتونم برا خود بچه صبحانه جدا ناهار جدا عصرونه جدا شام جدا بپزم یه مدل سوپ می‌زارم همونو تو همه وعده ها میدم بهش انقدر فرسوده شدم از درون که حد نداره دست تنهام. عصابم رد میده ولی بخاطر پسرم از همه چی خودم میزنم نه سر اون داد نزنم یا دعواش نکنم تا الان هم نکردم ولی دیگه کم کم داره صبرم کم میشه از لحاظ روانشناسی هم وقت مطالعه ندارم اگه دوساعت بخوابه انقدر خستم که منم همونجا خوابم می‌بره اگه نخوابم هم دیگه جوانی ندارم بیدار که شد باهاش پا به پا بیام چیکار کنم چجوری برنامه ریزی کنم بعضی وقتا تایم خوابش ظرف میشورم و خونه رو مرتب میکنم بعضی وقتا هم مثل امروز لج میکنم خونه ریخت و پاش که روحیه ام بدتر میشه وقتی ریخت و پاشه