۷ پاسخ

منکه طبیعی زایمان کردم هییچ مشکل و دردی بعد زایمان نداشتم انگار ن انگار زاییدم...
تا اینکه همورویید سر و کلش پیدا شد
اینقدی ک این اذیتم داره بخیه هام نداره....
موندم چکارش کنم

بعد از دوتا بچه فهميدم كه فقط نبايد بگم كاش اين بگذره و هر مرحله سختي و شيريني كنار همه و اين منم كه كم كم قوي ميشم🥰

من سر پسرم میگفتن شکر کن لذت ببر دلت تنگ میشه برا این روزا عصبی میشدم الان ۲ سال نیمشه و دومی رو باردارم لذت که نبردم هیچ دلمم تنگ نشد کولیک واقعا عذاب اور ۶ ماه تمام زندگیم شده بود جهنم امیدوارم سر این دیگه تجربه نکنم چون لذت نوزادی بچه رو از ادم میگیره تنها چیزی که یادمه قطره و دکتر و گریس بره که اون روزا دیگه برنگرده

من فقط شب اول تو بيمارستان كمك داشتم ، از شب دوم كه اومدم خونه كمك فقط روزا داشتم كه كاراى خونمو انجام ميداد و بچه با منه ، فكر كن شب دوم سزارين با بخيه و درد تا صبح هر ١ ساعت بچم پى پى ميكرد گريه ميكرد مجبور بودم بشورمش، پدرم به معناى وااااقعى دراورمد، امشبم دومين شبيه كه خونم و وضعيتم همونه

بله عزیزم سخته انشا الله زود میگذره دوماه بگذره اوکی میشه همه چی

لذتشو ببر دلت تنگ میشه برا این روزا

سلام اره واقعا

سوال های مرتبط