۸ پاسخ

منکه طبیعی زایمان کردم هییچ مشکل و دردی بعد زایمان نداشتم انگار ن انگار زاییدم...
تا اینکه همورویید سر و کلش پیدا شد
اینقدی ک این اذیتم داره بخیه هام نداره....
موندم چکارش کنم

بعد از دوتا بچه فهميدم كه فقط نبايد بگم كاش اين بگذره و هر مرحله سختي و شيريني كنار همه و اين منم كه كم كم قوي ميشم🥰

من سر پسرم میگفتن شکر کن لذت ببر دلت تنگ میشه برا این روزا عصبی میشدم الان ۲ سال نیمشه و دومی رو باردارم لذت که نبردم هیچ دلمم تنگ نشد کولیک واقعا عذاب اور ۶ ماه تمام زندگیم شده بود جهنم امیدوارم سر این دیگه تجربه نکنم چون لذت نوزادی بچه رو از ادم میگیره تنها چیزی که یادمه قطره و دکتر و گریس بره که اون روزا دیگه برنگرده

من فقط شب اول تو بيمارستان كمك داشتم ، از شب دوم كه اومدم خونه كمك فقط روزا داشتم كه كاراى خونمو انجام ميداد و بچه با منه ، فكر كن شب دوم سزارين با بخيه و درد تا صبح هر ١ ساعت بچم پى پى ميكرد گريه ميكرد مجبور بودم بشورمش، پدرم به معناى وااااقعى دراورمد، امشبم دومين شبيه كه خونم و وضعيتم همونه

بله عزیزم سخته انشا الله زود میگذره دوماه بگذره اوکی میشه همه چی

لذتشو ببر دلت تنگ میشه برا این روزا

لذت ببر بازم روزای خوبمون

سلام اره واقعا

سوال های مرتبط