خانوما ی چیزی میخوام بگم بیاید بگید کارم اشتباه درسته شما بودید چی میگفتید شوهرم ی روز بحث غذای پسرم شد پسرم موقع ک ما غذا میخوریم خیلی دوس داره و همش گریه میکنه ک بهش بدیم خلاصه اون روز هم ما ناهار میخوردیم پسرم گریه اینا شوهرم گفت چی بدیم ب بچه باید شروع کنیم کم کم غذا بدیم ب بچمون منم گفتم آره اینا گفت بزار زنگ بزنم ک فلانی بپرسم چی بدیم بعد خلاصه من رفتم تو آشپز خونه ظرفارو بشورم شوهرم دیدم اومد پیشم تلفون داد دستم گفت زنداداشمه بپرس ازش بعد من هم احوال پرسی کردم گفتم پسرم خیلی تلاش میکنه غذا بخوره اون گفت زوده باید فرنی بهش بده منم فرنی خوب بلدم درس کنم حتی دسر درس کردم خوردیم کلا بلدم منم تو رودرواسی قرار گرفتم گفتم خوب بگو فرنی چطوری درس میکنی اونم گفت اینجوری گفتم برنج ایرانی از کجا بگیرم حالا من راحت نیستم با زنداداش زیادم اوکی نیستم این زنداداش هم خیلی حرف ببر بیاره دنبال حرفه ما زیاد ارتباطی نداریم شوهرم برا اینکه مثلا منو با زنداداشش اوکی کنه نزدیک کنه منم اصلا واقعا اعتماد بنفس نداشتم بگم من فرنی بلدم مامانم گفت چرا گفتی بلد نیستم گقتم بابا من دوس دارم کسیو خیط کنم گذاشتم توضیح بده حالا میدونم رفته گفته این هیچی بلد نیست بی سواده من احمق کاش میگفتم بلدم من همیشه اینجوریم با اینکه ک کسی ضایع نکنم حاضرم خودم کوچیک کنم حالا من بهترین فرنی بلدم ک حرف نداره ولی جوری رفتار کردم انگار هیچی بلد نیستم

۳ پاسخ

چقد بزرگش میکنی دختر بیخیال

ای بابا خیلیا میان اینجا میپرسن بعد مگ فرنی چیه که تو بلد نباشی

عزیزمم اول بیخیال دوم اینکه فرنی بچه با بزرگسالا فرق داره دوم اینکه خودت ودست کم نگیر کی گفته بی سوادیه وقتی یه چیز رو بلد نباشی درست کنی؟؟

سوال های مرتبط