۱۸ پاسخ

عزیزم منم همین وضعیت رو‌ دارم…اضطراب دارم و تپش قلب.خیلی روزای سختی دارم میگذرونم مامانم بنده خدا با شصت سال سن پا به پای من هست تازه کار خونه هم میکنه.شیرم که خشک شده کلا…خواب شبش به نسبت بهتر شده ولی روز اصلا نمیخوابه و فقط میگه بدید بخورم.رفلاکس پنهان داره و شیر میاد پست حلقش و خوابش عمیق نمیشه…فقط فقط باید تا غذا خور شدن صبر کرد که اونم صددرصد بهتر نمیشن ولی یکم بهتر میشه

عزیزم پسر من داره میشه۳ماهه هنوز شبا تا۵صبح بیداره

خودتو. نازاحت نکن من ماه اول آوین هرچی شیر میخورد بالا میاورد انقدر افسرده ناامید بودم الان یکم بهتر شده فقط الکی خودتو عذاب میدی بیخیال باش

گهواره ننو بگیر براش

اگر شیر خودت رو میدی ببین چی می خوری اذیت میشه. بچه ی اولم همه چی می خوردم تا سه ماه و نیم نه شب می خوابید نه روز. تا دکتر گفت شیر و بادام زمینی و... نخور. بچه کلی آروم شد و گرفت خوابید

منم خواهر منمممممم تازه داشتم به این فکر میکردم ک چرا فقط بچه من اینجوریه من چقد بدبختم ک یهو تاپیکتو دیدم

نگران نباش وضعیت منم همینه جوریه ک یه لیوان چایی میخورم با گریه میخورم با وجود به دختر سه ساله نی نی ام هم رفلاکسبه هم کولیک

پستونک قبول نمیکنه؟

تاب ریلکسی یا گهواره هم امتحان کن

برا منم اینطوریه پدرمو درآورده

عزیزم فقط بچه تو نیست دختر من تا ۷۰ روزگی تا خود صبح بدون وقفه گریه میکرد الانم که دلم خوش بود داره خوابش خوب میشه ریفلاکس شدید داره شیر نمیخوره اگه هم بخوره یکجا بالا میاره و عملا هیچ وزنی نمیگیره پس اگه جای ما باشی چی میکنی خداروشکر کن

اینقدر بهم ریخته بودم به غلط. کردن افتاده بودم هی از اون میخواستن نگهش دارن حتی با شوهرم بحث میکردم

من دقیقا وسط جنگ خودم خواب نداشتم دخترم همش بغلم بود هر لحظه منتظر مرگ بودم ....

خیلی سخته درک میکنم ولی چاره ای جز صبر نیست🥺

دختر اولی من تا 4 ماه همینجوری بود

شرایطت مثل من شده اینقدر داغون بودم دیگه پستونکیش کردم یکم شرایطم بهتر شده استراحت میکنم کارم فقط این بود توخونه راهش ببرم تکونش بدم بخوابه

ای خدا پسر منم تا صبح میگردونمش بازم گریه میکنه
الانم داره بیقراری میکنه
افسردگی گرفتم
دیشب نزدیک بود بندازمش انقد خوابم میومد

نگران نباش درست میشه چرا نشه

سوال های مرتبط