۱۲ پاسخ

من پسرم میدونه هر چی بخواد همون لحظه نمی‌خرم یا اصلا به دردش نخوره نمی‌خرم به من فقط میگه مامان بعدا گول داشتی از اینا برام.بخر ولی با همسرم بره بیرون ینی کل مغازه رو هم بخواد همسرم ن نمیاره میخره من بدم میاد از این کارش واقعا هرچقدرم میگم نکن بد عادت میشه میگه یدونه بچه دارم میخوام همه چی داشته باشه تو دخالت نکن 😐🤧

منم میگه میگم بازار رفتیم دیدیم می‌خریم
یا میگم هر وقت با بابا رفتی بازار بگیر
نمیگم نمیخرم میگم رفتیم یادم بنداز بخرم برات

موهاشووووو😍🧿پیراهنشو ننه😍🧿

دختر منکه میریم خیابون میره تو مغازه چیز میز ورمیداره میگه بخر بریم با جیغ و گریه و کلی مصیبت میارمش بیرون

دقیقا دختر منم ھمینہ ۔مثلا خودش دوچرخہ دارہ توی کم باهاش بازی میکنہ اما میریم پارک یا جایی ببینہ بچہ ای دوچرخہ دارہ میرہ کنارش جوری نگاھشون میکنہ دل ادم کباب میشہ فکر میکنن ندارہ

دختر منم میگه بخر میگم باشه دیگه یادش میره

پسر منم انواع دوچرخه داره وقتی میرم پارک کافیه یکی یه چیز جدیدی داشته باشه فوری میگه منم میخوام

همین بچه های ما که همه چی دارن از همه تو این قضیه بدترن🤦🏻‍♀️دختر منم همینه

دختر منم همینه‌ اقتضای سنشونه‌ ازسرشون‌‌میفته

دخترمنم

دختر منم همینه منم میگم باشه مامان

سخت نگیر خواهر همه بچه ها همینن...کم کم از سرشون میفته

سوال های مرتبط

مامان شنتیاا مامان شنتیاا ۴ سالگی
سلام‌ یه چیزی خیلی نگرانم کرده راجب پسرم میخوام ببینم طبیعیه یا با دکتری مشاوری مشورت کنم. با اینکه از بچگی به حرفاش گوش دادم سریع
تا حدودی جواب گرفته چیزی خواسته تونستم تهیه کردم هیچ وقت چیزی و نذاشتم خیلی بگه اصرار کنه بعد انجام بدم ولی پسرم نمیدونم اخلاق بد یا خوب حرفاش و خیلی تکرار میکنه در حد قفلی زدن یعنی اگه ی چیزی بخواد بگم فردا تا اون روز برسه همش میگه صبح هم یادش نمیره تا اون کارو نکنی براش ول نمیکنه و این موضوع هم خودمو هم بقیه رو ی جاهایی کلافه کرده مثلا میگه بازی کن ب هرکی ک باشه انقدر میگه تا طرف بلند شه بازی کنه خیلی وسط حرفامون میپره اصلا نمیذاره حرف بزنیم یا حتی من با گوشی هم بخوام حرف بزنم یکاری میکنه یا حواسم پرت شه یا قطع کنم سریع البته ک بگم هرچی من منعطف و سریع براش یکاری میکنم شوهرم برعکس زیاد باهاش بازی نمیکنه ی بازی هم بخواد بکنه انقدر بچه باید اصرار کنه بهش تا باهاش بازی کنه یا هرچی ازش بخواد هی باید بگه بهش هم میگیم باشه ولی باز میگه مثلا دیروز رفتیم بیرون خرید گفتیم پسر خوبی باشی اذیت نکنی برات آدامس که دوس داری میگیریم هر ۳ دیقه ی بار میگفت آدامس میخری آدامس میخری انقدر گفت شوهرم عصبی شد گفت اصلا نمیخرم بعد ی وقتایی رفتار شوهرم باهاش ی جوری میشه من فکر میکنم بچه مشکل داره حس منفی میگیرم عصبی میشم دعوامون میشه ی مورد دیگه هم هست ب شدت تنهاس و فقط من و باباشیم ک باباش اصلا براش وقت نمیذاره باز ی موضوع دیگه هم هست مثلا میگه موز داریم میگم نه میره چک میکنه این مثال راجب هرچی باید بهش ثابت بشه خودم این موضوع دوس دارم که اعتماد نداره زیاد ولی خب نمیخوام ب ماهم اینجوری باشه میخوام حرفمو قبول کنه