۸ پاسخ

قابل توجه اونایی که میگن یکی کمه دوتا بیارین مگه مادر از آهنه ظلمه در حق بچه بزرگ و گناهه اره بزرگ میشن میگذره ولی به چه قیمتی یه مادر افسرده و اعصاب داغون .منظورم شما نیستید خواهرم کلی میگم .یکمم انسان باید به خودش احترام بذاره ارزش قائل بشه مگه بچه میخاد چیکار کنه واسه آدم که دوتا باشن ۳تا باشن.یکی بسه

به هرحال سخته تا میتونی به اولی باید توجه کنی و کادو بخری بگی از طرف داداشه که علاقه اش به برادرش زیاد بشه یه وقتا حتی پسرتو بذار پیش مامانت با دخترت برید بیرون بعد هم کم کم یه تایمایی بفرستش مهد دیگه خودتم استراحت کنی

منم دخترم بشدت شیطون هست بخاطر همین نمیارم
وگفتم اگر خودش بخواد بزرگتر ک یشه کمک دستمم باشه یکی دیگه مبارک

ولی روزهای اول هست عزیزم هر۲عادت میکنید
ولی از تجربه مامان هایی ک دیدم دخترت رو بفرست وقتی باباش هست باهم بیرون بزن پارک خانه بازی تا شما بتونی بخودت و بچه دومی توجه کنی

عزیزم چون تازه زایمان کردی یکم روحیه خودتم حساس همش عذاب وجدان داری من دخترم سه سال خورده بود دومی بدنیا اومد اصلا حسودی اذیت نمی‌کرد البته من تا چهل روز خونه مامانم بودم بچه رو میدادم بغلش باهاش برنامه کودک می‌دیدم شبا با شوهرم میبردیمش بیرون ولی الان ک دخترم داره میره تو هشت سال چنان حسودی میکنه پدر منو درآوردن با اون بازی میکنم این قهر میکنه با این بازی میکنم این یکی قهر میکنه با هردو بازی میکنم دعوا میکنن الان ی مدت من اصلا باهاشون بازی نمیکنم فعلا ی هفته خودشون دارن باهم بازی میکنن امیدوارم همینجوری ادامه داشته باشه فقط سعی کنید بیشتر براش وقت بزارید وقتی کوچیکه خوابه باهاش برنامه کودک ببین باهاش بازی کن

عزیرم‌درخواستموقبول کن

عزیزم منم دقیقا شرایط شمارودارم درکت میکنم پسرمن خیلی حسودی خواهرشومیکنه

عزیزم بیشتر ب بزرگه توجه کن بیشتر ب اون رسیدگی کن تا با این شرایط کنار بیاد خیلی سخته خدا قوت عزیزم.

بچه هات چند سالشونه

سوال های مرتبط

مامان نازگل مامان نازگل ۴ سالگی
,,, سلام مامانای عزیز میشه منو مشاوره بدین چکار کنم ؟من یه دختر سه و نیم ساله اوتیسمی دارم که راه نمیره حرف نمیزنه هیچ کاری نمیکنه اشاره اینا هم نمیکنه که خواستشو بگه من باید حدس بزنم چی میخواد و اینکه بخاطر شرایطش بی قراره جیغ میزنه منو خودشو میزنه بیشتر اوقات اینطوریه و تو مکان های شلوغ شدتش زیاد میشه خب ،بعد اینکه بعداز ماه صفر عروسی جاریم هست من نمی‌دونم باید با این بچه چکار کنم چون می‌دونم خعلی اذیت میشه و هم اذیت می‌کنه همش تو بغلم هست پیش کسی دیگه یا بغل کسی دیگه هم نمیره با این اخلاق و اوضاعش خعلی سختمه برم هم اینکه از لحاظ مالیم اوکی نیستم اصلا بالاخره خرج داره خعلی ازینطرف اگه نرم خانواده شوهرم ناراحت میشن مخصوصا مادرشوهرم خعلی انتظار داره حتما بیایم یبار به گوششون زدم دخترم اذیت می‌کنه میگه خودم میگرمش تو بیا نیایی زشته مردم چی بگم و فلانو بهمان درحالیکه همه می‌دونن دخترم چه شرایطی داره و چقدر اذیت می‌کنه و اینکه تو جاهای شلوغ بدترم میشه لجباز میشه یکسره میزنه منو تو بغل کسی هم نمیره بره هم میزنه اونا رو الان من چکار کنم موندم بخدااا خدا هیچ کسیو با مریضی بچش امتحان نکنه راهنمایی کنید
مامان زیبا مامان زیبا ۳ سالگی
خانوما ی سوال دارم من ی همسایه دارم که بچه هامون چند روز باهم فرق دارن ی سنن .این خانوم خیلی خانوم خوب مهربون گرچه عقایدامون فرق می‌کنه ولی باهم خیلی جوریم.اما بچه هامون باهم نمیسازن این دوتا بچه وقتی باهم بازی میکنن همش دختر همسایه به ی نحوی میخواد بیاد بهم بگه دخترت با من بازی نمیکنه یا حرف نمیزنه همش منو دخالت میده دختر منم این اخلاقش خوشش نمیاد همش حرصو جیغ می‌کشه و اینکه من زیاد دوست ندارم چون دخترم همش اعصبانی میشه بخاطر کارای اون دختره برم باهاشون بیرون یا خونشون ولی مادر این دختره منو خیلی دوست داره و میگه بچه هستن ول کن من نمی‌دونم چیکار کنم.امروز مثلاً اومدن پیشم دختر همسایمون همش با ناراحتی گریه که دخترت باهام بازی نمیکنه یا چیزای دیگه بعد آخرم ی گلدونم زد شکوند من ولی اصلا به روم نیووردم که ناراحت شدم باخنذه رد کردم ولی خیلی رومخ من هست این بچه گرچه خودم می‌دونم بچه اونم مثل دختر منه ولی همش بهانه جو لجباز هست نمی‌دونم چه برخوردی داشته باشم لطفاً راهنماییم کنین؟...