۹ پاسخ

بخدا پسر منم همینه صب تا شب گریه جیغ بهونه مرگ خودمو دیگه ازخدا می‌خوام بااین زندگی که برام درست کرده

نمیدونم والله گلم
پسرمن ده ساعتم بازار باشم اصلا برای چیزی گریه نمیکنه .اشاره هم کنه میگم نه اجازه نداریم
شاید از اول هرچه خواسته براش خریدین اینجوری شده

پسر من منومیزنه میگم شلوغ نکن اسباب بازی میگیرم میگه پول نداریم نمیخام خوب نمیحرفه ها میگه پول نه نمیزاره باباش براش بگیره میگه بابا نگیره پولش تموم میشه 🤣🤣🤣

همونی که میخوادو میخریم چون میشناسیمش مثل پسر شما بعد میگه همونو میخواستم
دیگه هر کدومو انتخاب کرد میخریم

بعد بچن دیگه همشون همینن ، زیاد بغل کن قربون صدقه برو و محبت کن بهش

تا حالا برام نشده چون چیزیی نمیخاد حتی از جلوی اسباب بازی فروشی
ولی چیزی بهش قول بدم حتما میخرم

پسر منم زار میزنه نیمه شب صبح زود من کجا ببرم خونه مادر شوهرم میبرم خانوادم اونا هم اخرش ب زبون میان

وقتی از جلوی اسباب بازی فروشی رد میشیم دخترم میگه ببینم ما هم چند ثانیه صبر میکنیم ویترینو که کامل دید میریم....اصلا نمیگه اسباب بازی میخوام..

باز خوبه حرف میزنه پسر من صبح تا شب جیغ میزنه حرفم نمیزنه یعنی می‌خوام سرمو بکوبم ب دیوار از دستش

بحران دو سالگی🫠

سوال های مرتبط

مامان ایرمان🤍 مامان ایرمان🤍 ۲ سالگی
دیگه واقعا مغزم رد داده 🥲
هر شب هررر شب این بچه تو خواب یه دور باید گریه کنه و من سردرد بگیرم بعد دوباره بخوابه
نه سردشه نه گرمشه نه گرسنشه چون همه رو رعایت میکنم
فقط تا حد زیادی حدس میزنم میترسه
اما نمیدونم چیکار کنم بخدا
یعنی تا چشمام گرم میشه یهو با صدای گریه بیدار میشم
تا بغلش میکنم اشاره میکنه بریم تو هال
اخه لامصب خب همینجا بغلت میکنم بگیر بخواااب
بعدم یهو تو اون تاریکی پام میره رو وسیله هایی که ریخته رو زمین
نه چشام میبینه نه مغزم کار میکنه حقیقتش دیگه از اون ساعت شب حالم بهم میخوره که باید بشینم رو مبل به دیوار خیره بشم تا تو بغلم خوابش ببره
بعد با احتیاط برم اتاق یهو تا بفهمه پاشدیم باز گریه
دیشب که تا گزاشتم سرجاش و خواستم بخوابم دوباره گریه کرد
واقعا دلم میخواس سرمو بزنم به دیوار اون لحظه😭
تا زمانی که تو بغلمه رااحت خوابیده عمیق
اگر روم رو برگردونم و پشت بهش بخوابم نمیدونم چطور میفهمه بخدا هی تکون میخوره بعدم گریه...
دلم خواب یک سره میخواد شب تا صب....
خدایا همینجا اعلام میکنم من غلط بکنم اگر روزی به بچه دوم فکر کنم😩

بخدا این دو سالی که بچه دار شدم اندازه بیست سال پیر شدم روحی جسمی همه جوره💔
مامان دخمل کوچولو 🍭 مامان دخمل کوچولو 🍭 ۲ سالگی
بعضی از کارای شوهرم انقد رو مخمه دلم میخاد خفش کنم
چرا این مردا اینطوری ان آخه 😭😭
دخترم ی مدته نصف شبا بیدار میشه گریه میکنه بهونه میگیره یعنی هیچ جوره آروم نمیشه نمیدونم خواب بد میبینه یا چی
بعد شوهرم از اون ور داد میزنه بچرو بغل کن بچه آب بده
لامپو روشن کن هر چقد میگم بابا اااا بچه تو اون وصع هیچی نمیخاد چرا نمیفهمی بعد پاشده براش آب آورده میگم کنارم هست بچه نمیخاد تو دخالت نکن آرومش میکنم
آبو آورده دخترم گرفته تو اون حالت گریه کل لیوانو ریخته رو خودش رو من رو رخت خواب از اون بدتر بیشتر دیونه شده هی گریه میکنه
دلم میخاست شوهرمو انقد بزنم تو اون وضع😠تازگیا خیلی ایراد میگیره از من میگه نو بلد نیستی از بچه نگا داری کنی 😐💔ن پس عمت این همه مدت بزرگش کرده
حالام ک دخترمو رو پام خوابوندم پاشده رفته دم یخچال هی باز و بسته میکنه بلند بلند حرف میزنه دخترمم بیدار شده
وایییی یعنی دیونم کرردههههه 😒😭
شوهرای شمام از این کارای رو مخی دارن??