۱۸ پاسخ

اگه میدونستی منو و خیلی های دیگه چند ساله آرزوی موقعیت الان تو رو داریم و چقدر زجر و درد کشیدیم اینجوری کفر نمیگفتی

منم هرروز نگران حال بچمم بچه اولمم هست تو ۱۴ هفتگی جفتم پایین بود لکه بینی داشتم استراحت داد دکتر بهم هیچ کاری نکردم با طول سرویکس ۴۱ شدم ۱۸🥲 دکتر گفت وقتی رسیده ب کیسه آب دنیا ب سرم خراب شد گفت سریع باید بستری بشی گفت باید تمام تلاشمو بکنم ب کیسه آب نخوره سرکلاژ کرد وقتی بهوش اومدم اومد معاینه کرد پساری گذاشت برام اون لحظه زمین و زمانو چنگ میزدم الان دیگه کاملا استراحت مطلق تا زایمان🥲 روزی دوتا آمپول میزنم و شیاف و آمپول های دیگه
واقعا ما مامانا گناه داریم همش نگران حال بچمونیم راضی ام همه درداو خودم بکشم ولی بچمو سالم بغل کنم🥲🥺

هعی من ک دیگه واقعا روانی شدم دلم میخاد ای چند ماه اخر بمیرم تا ای چند ماه بگذره

عزیزم الان همه مشکل داریم. منم از اول بارداریم فقط استرس دادن بهم. خدا لعنت کنه این بیشرفارو با این واکسناشون. الان من مقاومت شریانی دارم هر روز تزریق دارم دوبار. خیلیای دیگه مثل منن. همه مونو دردمند کردن.

دقیقا حرف های مامان فندق درسته یکم بارداری ها سخت شده الان هر کسی یه مشکلی داره ، حتما خیلی اذیت شدی توکل کن به خدا انشالله صحیح و سلامت به دنیا بیاد .

من۴ ماهه استراحتم اوایل بارداریم خونریزی داشتم خوب شدم الان باز یه هفته ست خونریزی دارم جفتم رو دهانه رحم هستش،یه قل هم که تو ۵ هفتگی رشدش متوقف شد الان هرجا میرم میگن بخاطر جفتته ولی بنظرم بخاطر همون قل هستش چون درد شدید دارم لخته میندازم یچیزیم انداختم شبیه گوشت بود اندازه بند انگشت فک کنم جفت اون یکی بود دل درد کمر درد شکمم سفت میشه حموم نمیتونم برم واقعا دیگه خسته ی خسته ام

عزیزم خیلیامون همینیم همین مشکلاتو داریم منم دقیقا هریهفته ده روزی تو بیمارستانم و ان اس تی
از اول بارداریمم همینطوری گیربودم سرکلاژ استراحت مطلق تیرویید عفونت سنگ کلیه سفت شدن شکم هی راه ب راه دکتروسونو رفتن استرس زیادی طول سرویکس و هزارچیز دیگه
همین الان ک دارم پیام میذارم برات بچم دوروزه درست تکون نخورده و پراز استرسم
بارداری قبلیمم تو پنج ماهگی دوقلو ازدست دادم کورتاژ شدم بدنم کاملا داغون شده هرروز یجام درده
ولی خب چ میشه کرد باید تحمل کرد مادرشدن همینه
پس بدون تنها نیستی

سلام توکل به خداکن درست میشه عزیزم لاحول بخون من دربارداری قبلی سرکلاژم استراحت مطلق ۵۳روز تو بیمارستان بستری شدم بخاطر دیابت بارداری ولی همش میگفتم خدایا شکرت إن شاءالله که خیره سختی تحمل میکنم ولی بچمو سالم بغل بگیرم بچم به دنیااومد۱۰روز رفت تو دستگاه بخاطر عفونت وتنفس شدید سزارین هم شده بودم اصلا استراحت نکردم توشهرغربب زایمان کردم هیچ کسی هم کنارم نبود خودم تنهاباهمسرم الآنم پسرم دوسالش دوباره باردارم اینبار فقط سرکلاژشدم‌خودم کارهامومیکنم عزیزم فقط صبر کن وتحمل إن شاءالله بسلامتی زایمان می‌کنی همه این سختی هایادت میره

اکثرا همینیم بعضیا حالا درد و سختی کمتر میکشن بعضیا بیشتر
من ماه پنجم بچم داشت سقط میشد با هزار بدبختی تا اینجا رسیدم همه مدل درد مرضم دارم از فیبروم و سنگ کلیه و انواع عفونت بگیر تا انقباض و تنگی نفس
استراحت مطلقم و دکتر گفت با دعا دعا کردن بلکن برسی به ۳۸ هفته بچه رو بتونیم بدنیا بیاریم از هر چی سرنگ و سرم و امپول و بیمارستان داره حالم بد میشه ولی چاره نداریم بابد تحمل کنیم صبوری کن

سلام.عزیزم همه تو بارداری مشکل دارن یکی سرکلاژ داره یکی سیاتیک یکی درد معده تحمل میکنه یکی سنگ میاره.رابطه ونگاهتو به بارداری درست کن اون خیلی دوستت داره و انتخاب کرده که مامانش تو باشی.منم از معده درد خیلی گریه کردم اما این تقصیر نی نی من نیست.این فرایند طبیعی بارداریه.اگه بچت خودشو سفت میکنه احتمالا یا محیط وبدنت سرده یا خورد وخوراکت.چون منم دوغ یا الوچه میخورم خودشو جمع میکنه و شکمم تیر میکشه.قشنگ یه چیز نرم و گرم ببند به شکم و پهلوهات.برای تکوناش خیلی استرس نگیر چیز شیرین بخور به پهلو بخواب و توجه کن هر ساعت تکون بخوره.شنیدم نور گوشی بگیری رو شکمت تو تاریکی بازم واکنش میده.صدقه بذار سوره عصر بخون ارامشت رو حفظ کن ان شالله هردو اروم و راحت میشید🌷

چرا عزیزم چیشده مشکلت چیع ک اینجوری میشی.ناشکری نکن گلم تحمل کن عیبی نداره یه روزی بخدا حسرت این روزا ادم میکشه بد اینکه بچه برزگ شد

عزیزم مادرشدن خیلی سخته🙂
منم روبارداری قبلیم خیلی خوب بودم
ولی رواین یکی خیلی اذیتم ولی چیزیه که باید تحمل کرد خودتوسرگرم کن وقتیم دزد داشتی یه چیزشیرین بخوردرازبکش بابچت حرف بزن کم کم آروم میشی😊

منم‌همیجور بخدا😭😭😭همش انقباض و درد و سرکلاژ و طول سرویکس😭 من از دیروزم بهم دکتر کفت اختلال رشد دارن و کلا بدترم کرده😭😭😭😭😭

عزیزم اروم باش جای من باشی چیکار میکنی تو این وضم هفته ای یبار دوساعت باماشین میرم تا به دکترم برسم هی سونو ان اس تی وزنش کمه مامانم مریض شد عمل کرد بدخیم درومد مادرشوهرم عمل شد بدخیم درومد نه اتاقی جیدم نه کاری کردم همش سرپام

عزیزم به دنیا بیاد که سخت تر میشه...سعی کن صبرتو زیاد کنی و رو خودت کار کنی وگرنه بعدش از پسش برنمیای...

تحمل کن یکم دیگه بچه ها از ۲۸ هفته می‌مونن توی دستگاه دیگه استرس نداشته باش

توکل کن به خدا
حتما خیری پشت این گرفتاری ها هست

بچه اولته

سوال های مرتبط