۵ پاسخ

عزیزم اول از قصری شرو کردم یه بسته مای بیبی داشت وجلدش رو برداشتم گفتم که تموم شده واصلااا داخل بازار مای بی بی نیست اوایل قصری رو گذاشتم داخل حیاط واسباب بازی رو خیلی دوس داشتم بهش دادم وبازی کرد بعد آروم اروم قصری رو کنار گذاشتم وحتمااا براش توضیح بده اوایل خودم بهش میگفتم که مامان یا بابا جیش دارن لطفااا باهمون میای بعد دیگه عادی شد وخودش میگه ولی صبر وحوصله ت باید زیاد باشه واصلااا سرش داد نزنی که بترسه

عزیزم صبر کن یاد میگیره
من دخترم رو خودم تند تند میبردم دستشویی که یواش یواش یاد گرفت حوصله کن

من تو سرویس بهداشتی براش جایزه میزاشتم.پسرم عشق برچسب بود براش انواع برچسب خریده بودم و دونه دونه میزاشتم داخل دمپاییش.بعد هر یکی دوساعت میگفتم بریم ببینیم فرشته مهربون چی اورده زود میومد و کارشو میکرد.اولا خیلی میترسید بعد به هوای جایزه میومد میگفت بریم ببینیم چی اورده

صبر کن درست میشه به مرور .ببین من یه ویدیو دیدم می‌گفت بچه می‌ترسه چون ناخودآگاهش میگه یه تیکه از بدنش داره می‌ره.به نظرم باهاش صحبت کن بگو چیه و چرا ما میریم دستشویی بعدم دیگه پوشک نذار اصلا سعی کن این مدت نبری بیرون که پوشک نیاز باشه تا از سرش بیافته

صبر صبر صبر

سوال های مرتبط

مامان ابوالفضل مامان ابوالفضل ۴ ماهگی