۶ پاسخ

اتفاقا منم تو یه ساختمونیم با مادرشوهرم.
هرسری یه چیز میشد زود میومد پایین ،بهش گفتم لطفا دیگه پایین نیا شمارو میبینه بدتر می‌کنه ،من مادرشم خودمم میدونم چی خوبه چی بد ....بد اون دیگه نمیاد

خوبه خودشون قدیم با شلنگ آب میزدن

خدا صبر بده بهت

من دقیقا ۷ ساله همین وضعیتم..متاسفانه ادم نمیشن و همش دخالت بیجا دارن

اصلا تنها نیستی من روزی ۱۰ بار با پسرم دعوام میشه پدرمو دراورده زبون نفهمه یه ساعت ب غلط کردن میفته بعدش یادش میره روز از نوع

اعصابم همه ضعیفه دست شما نیست

سوال های مرتبط

مامان بهراد مامان بهراد ۶ سالگی
فرزندپروری رفلاکس سرماخوردگی
سلام دوستان بچه هاتون چقدر اذیت میکنن چقدر ازتون حرف شنوی دارن پسر من اصلا حرفمو گوش نمیده خیلییی اذیت میکنه چندین بار دکتر بردم گفتن بیش فعاله دارو میخورد دوسال فایده ای نداشت حتی فوق تخصص روانپزشک کودک بهم گفت آسم بچه تو میاد تن و بدن میلرزه از صبح که بلند میشه میدوعه جیغ میزنه لامپارو خاموش روشن میکنه تلویزیون تا اخر زیاد میکنه از بالکن میکشه بالا ازونجا میارم از پنجره میکشه بالا آبا رو باز میذاره یخچال و باز میذاره دائم حرف میزنه باهام همش تکون میخوره یساعت باید تو رختخواب تکون بخوره تا خوابش بببره تازه این قسمت کمی از کاراشه بخدا انقد باهاش حرص میحورم احساس میکنم قلبم به هم فشرده میشه مهمونم که این مدت زیاد داشتم بدتر میکنه عد جدای ازین رفتارا حرفای اطرافیان بدتر حالمو خراب میکنه چندشب پیش پدرشوهرم خواهرشوم چندروزخونمون بودن انقد اذیت کرد پدرشوهرم یه سیلی بهش زد همش میگفتن بی تربیت بهش دستش زخم شد خواهرشوهرم میگفت کاش انگشتت میشکست یا برادرشوهرم نشسته گفته ادب یادش ندادن از بچگی بد بارش آوردن بزرگم بشه همینجوری بد و بی‌تربیت میشه این خط این نشون امروز به حدی حالم ازین حرفا گرفته که مگه من دوس دارم بچم اذیت گنه مگه من دوست دارم بچم بی ادبی کنه بخدا هرجا میرم خودم دایک دنبالشم میگم کار زشت یا رفتار زشتی نداشته باشه واقعا درمونده شدم دوس دارم چندروز بذارمش برا شوهرم و برم😭😭😭
فرزندپروری سرماخوردگی استامینوفن تب
مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
تا با توجه به سوال قبلم ، همسرم دید ناراحتم و اعصاب ندارم ، گفت بیا سرویس بگیریم براش ، بالاخره روز به روز شکمت بزرگتر میشه و سختت میشه و هوا سرد بشه تو زمستون و یخبندان بشه ، چجوری میخوای ببری و بیاری و امسال هم پیاده ببری و بیاری ، سال دیگه باید با سرویس بره ، پس بیا از الان بگیریم و عادت کنه و منم فوقش تا آخر اسفند می‌تونستم ببرم ، چون زایمان ۲۲ فروردین زده و دیگه زنگ زدیم و گفت ماهی ۸۰۰ تومن ، حالا الان چون چیزی نمونده تا آخر ماه ۲۰۰ تومن بدین ولی از ماه دیگه ۸۰۰ تومن هست و بعد گفت کلاس کدوم معلم هست و گفتیم فلان معلم و گفت از اون کلاس ۲ یا ۳ نفر سوار میکنم و دیگه به مدیر شون هم خبر دادم که سرویس گرفتیم و از این به بعد سرویس میاد دنبالش و همین طور میارش پیش دبستانی ، چون به هیچ کسی جز خودم بچه رو تحویل نمیدن حتی شوهرم و باید خودم به مدیر اطلاع بدم
حالا پسرم هم خوشحاله که با ماشین میره و میاد و دیگه پیاده نمیره ، آخه میگه خسته میشم و حوصله پیاده رفتن ندارم ، چون با ماشین همه جا رفتیم و یا شوهرم بغلش کرده و یا مسافت خیلی کوتاه پیاده رفته ، الان دوست نداره پیاده روی
حالا من عذاب وجدان گرفتم ، با خودم فکر میکنم که وظیفه ی من بوده که ببرم و بیارم و کوتاهی میکنم تو حقش
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری