۱۷ پاسخ

شاید جن دارین

بابا چ ربطی داره خودتو میترسونی هیچی نی پیش میاد من بعدم خیلی اتفاق ها تو خواب باشی یاد آدم نمیاد

منم حس میکنم ی اتفاقایی میوفته
مثلا دیروز رفتم دسشویی صبح اومدم چراغ خاموش کردم خوابیدم ظهر دیدم هم چراغ روشن هم هواکش
امروزم خواب بودم دیدم توپ متین زیر مبل بیدار شدم در اومده بود جلو در اتاق بود
نمیدونم من توهم میزنم یا چی🤔

نترس احتمالا خودت نپوشوندی ماهم اجاقمون لامپش کلا روشن بعد شبا شوهرم دستمال میذاشت که نورش نیافته تو پذیرایی من چند بار صبح بیدار میشدم میدیدم ی دستمال رو اجاق چنان ترسیدم گفتم این جن فلان صلوات فرستادم دیدم شوهرم گفت من گذاشتم جن کجا😅😅😅

من یه بار نصف شب تو اوج خواب شلوارمو از پام در اوردم بعد همون موقع شوهرم بیدار بوده بهم گفته چکار میکنی گفتم باران(دخترم)شلوار نداره اینو بده بهش بپوشه بعد شوهرم گففته بخواب خواب فرداش واسم تعریف کرد انقدر خندیدم 😂😂🤣

از خستگی یادت نیس
منی بار صب به شوهرم گفتم آخیش بچه بیدارنشد شیربخوره
گفت وا زن خل شدی سه بار شیرش دادی من یادمه😬🤣

حتی ازاینور یغلم میذارمش توجای خودشم گاهی یادم نمیاد

یاخدا🥴🥴🥴

محاله به خودی خود شلوار از پای بچه دربیاد
تو خونه رو قشنگ بگرد
علامت های شیطان پرستی رو خیلی وسیله های خونمون هست و خبر نداریم
ماهم از این جور مشکلات داشتیم
من قشنگ حس میکردم
تو خونمون اتفاقای غیر عادی پیش میاد
شوهرم نزدیک به 20 تا علامت شیطان پرستی از تو خونه پیدا کرد
روی وسایل تزیینی
اسباب بازی های دکوری
هرچیزی که روش علامت چشم باشه
همه رو بکن و از خونت بنداز بیرون
تو گوگل سرچ کنی متوجه میشی چی هاست
مثلا ما یه جاسوییچی داشتیم
مینیون بود
چشمای مینیون
از همین شیطان پرستی ها بود
یا روی جاکلیدی جلوی درمون

عزیزم احتمالا تو خواب این کار و کردی من بوده شیر دادم بهش بخوره بعد همزمان داشتم دنبال شیشه اش می‌گشتم ک متوجه می‌شدم تو دستشه آدم تو عالم خواب متوجه نیست چیکار می‌کنه بعدم میگی تو بغلم بود دیگع مشخصه کار خودته

خودش در نیاورده چون دیه الان شطونن

دوست منم تعریف میکرد این اتفاق واسش افتاده بود رفته بودن پیش دعانویس و...

دقیقا این حالت چند بار برای منم پیش اومده. مثلا دیشب با صدای جیغ پسرم بیدار شدم دیدم نشستم بچم تو بغلمه شوهرم میگه بچه خواب تو یهویی رفتی بلندش کردی از خواب بیدار شد گریه کرد.در حالی ک من اصلا یادم نمیاد حتی خوابم نمیدیدم فقط یهو بلند شدم بچه رو برداشتم.

بیین شاید غلت زده در اومده از پاش

برای منم‌ پیش اومده شوهرم میگه خودت بودی

چند بارآیت الکرسی بخون فوت کن دلت آروم بگیره

اره بابا انقدر خسته بودی بدون اینکه بپوشونی خوابت برده نگران نباش

پیش میاد گلم از خستگی زیاده

سوال های مرتبط

مامان آرسام مامان آرسام ۱۲ ماهگی
پسرم یکی دو روز بود بیقرار بود دیشب که میخواستم بخوابونمش دیدم دستاش و سرش یکم گرمه برای ‌پیشگیری یکم استامینوفن دادم بهش شب مثل همیشه نبود همش در حال ورجه ورجه بود با اینکه تو خواب بود.یه بارش و بیدار شدم دیدم تو جاش نیس بعد یه سکته ریز و گشتن دیدم زیر پامه😐
دم صبح یهو گفتم بزار دستم و بزارم رو پیشونیش ببینم آخه این حالاش طبیعی نیست دیدم تب داره بچه ام🥲 تبش و گرفتم با صفحه قرمز تب سنج و عدد ۳۸/۵ مواجه شدم خواستم استامینوفن بدم دیدم تهشه.پاشویه کردم پاهاشو گذاشتم تو آب لباساش و درآوردم دستمال گذاشتم پیشونیش و پدرش رفت قطره بخره آوردمش تو خونه که یکم هواش خنک تر از اتاقه باباش اومد قطره رو دادم یکم شیر خورد خوابید و رفتیم دکتر.
هیچ وقت تاحالا تب نکرده بود حتی تو واکسناش و هیچ وقت اینقد بیقرار و بیتاب ندیده بودمش🥺🥲الهی قربونش بشم
کاش هیچ‌ بچه ای مریض نشه🥺
خودمم انگشت دستم تاندونش آسیب دیده و هم زمان امروز عکس گرفتم و گفتن باید آتل ببندی و تکون ندی تا پاره نشه☹️ولی راضیم به مریضی خودم کاش بچه ام زود خوب بشه🥺