۳ پاسخ

به مرور بهتر میشه پسر منم هنوز ترسش رو داره

من زودپزم ترکید
دخترم ترسید
بعد ازون برای اینکه ترسش از بین بره زودپز بازی میکردم باهاش
ادای زودپز در می‌آوردیم باباشو میترسوندیم مثلا و می‌خندیم
بعد هم همه جا ترکیدن ژودپزو میگفتم تعریف کنه همه میخندیدن لذت می‌بردم از حرف زدنش کم کم براش عادی شد.
ترسش اینطوری بود که می‌ترسید من آشپزخونه برم و خودشم نمیومد
توی هفته دوبار زودپزم ترکید

بده ترسشو یکی برداره

سوال های مرتبط