۲۱ پاسخ

خونتو ول نکن اون میخوااد توخونه رو ول کنی بره دادگاه بگه این از خوپه رفته بچشو ول کرده و بتونه راحت بچتو بگیره ببین بیخیالش بشو فک کن نیس فقط غذاتو‌بپز محل سگش نده با دخترت عشق کن

عزیزم بنظرم بمون تو خونه ات
بچه کوچیک داری بری خودت بخاطر دخترت بیشتر اذیت میشی

محلش نذار بی توجهی کن بحثم نکن

برو دعای محبت بگیر

اگه خرجتو میده و تا به پرو پاش نپیچی کارت نداره بشین زندگیتو بکن اونم سگ محل نده

درسته سخت ولی اگه بری بدتر میوفته رو لج و بدتر از اینی که هست میشه بعداً میشی از اینجا رونده و از اونجا مونده پدر و مادرم یه هفته نهایتا باهات خوبن بعد سرکوفت میزنن که اشتباه کردی اومدی هر چی بود خونه خودتو داشتی و فلان و بهمان....

چجوری مهریه تو بخشیدی ؟اخع تا اونجا که من می‌دونم زن نمیتونه مهریه شو تنها ببخش حتما موقع بخشیدن باید پدر و مادر یا دونفر عاقل از خانواده زن باشند

عزیز بیستر تاپیکاتو خوندم قهر اصلا نرو اگرم میری برو خونه ننه بابا شوهرت بگو اومدم گلگی میخام چند روز بمونم پیشتون
همه مشکلاتتو بگو
اایشالا که خوب میشه

شوهرت چیکارست همه ش با دوستاشه

چیکار کردی که تهدیدت کرد مهریتو ببخش؟؟؟؟؟؟؟
توام بخشیدی راحت،

اگر دخترت رو اذیت نمیکنه و دوستش داره بزارش بیا، مادرشوهرت خوبه؟ دخترت رو اذیت نمیکنه اگر مدتی پیشش بمونه؟

اینو بهت بگم دختر ا هفت سال با مادره، ۷ تا ۹ هم به تشخیص دادگاهه ولی معمولا میدن به مادر، اما هفته ایی یک روز حق ملاقات داره، میتونی از دادگاه اجازه بگیره ببره مسافرت چند روز
تهش اینه باید اشنا داشته باشی یا قاضی منصف باشه که کمکت کنه ولی بدو بدو زیاد داره،

اگه مهریه داشتم یه پشتیبانی برام بود تا این حد شیر نمیشد میتونستم از اون طریق یکم بسوزونمش

عزیزم مهریه اصلا نداری؟ حتی یدونه سکه؟ عقد مگه بدون مهر میشه

نه وقتی میدونه غد و مغروره خودت و کوچک نکن
قبلا هم بهت گفتم بشین زندگی ت بکن تو اون خونه با دخترت اونم خیلی به حساب نیار غذاش آماده بذار نخواست نوش جون خودت
هرچی هم لازم داشتی وظیفه شه بخره براتون
پدرمادرش پشت اونن؟

چرا هیچ مهریه ای نداری؟؟

باید کاری کنم خودش بگه بیا یه فکری برداریم بیا یا جدا بشیم یا کلا از ریشه حلش کنیم ولی همیشه من گفتم من تلاش کردم اما به چشم اون اینه من کاری نکردم همیشه من گفتم تلتش کنیم بیا حلش کنیم

برگشتی سر زندگیت عزیزم ..بچه رو اورد

یعنی چی که اگه رفتی بچه رو نبر، بچه دختر تا هفت سالگی حضانت با مادره نمیتونه کاری کنه

من یه چیزی که حس کردمو بهت میگم که تصمیم. درستو بگیری
شوهرت کاری کرده که مهریتو ببخشی؟؟
الان مهریه نداری.
بدخلقی می‌کنه. کاری می‌کنه نتونی تحمل کنی جونت به لبت برسه
خودت ول کنی.
بدون هیچی طلاقت بده
تو دادگاهم میگه خودش رفت
این مرد یا یکی. زیر پاشه. یا همچین نیتی داره

اگه نمی‌خوای طلاق بگیری نرو تو جون بلبش کن

عزیزم اگه به اسم شوهرت باشه بزنه به اسم تو بهش میگن حبه بعدا میتونه شکایت کنه ازت برمیگردونن به خودش

کلی مطمئنم قبول نمیکنه شایدم قبول کنه بعدش اصلا دل رحم نیست و ادمی نیست که کسیو التماس کنه و..

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
سوال:مامانا توی یه چیزی گیر کردم خستم از این زندگی نمیدونم چیکار کنم.طبق تاپیک قبل گفتم تلاش میکنم و گفتم هردومون من همیشه پیش قدم شدم تلاش کردم من فقط دنبالش دویدم دیگه گفتم ولش یه مدت پیگیر نشم زندگیمو ادامه بدم با دخترم چون خسته شدم همش یه طرفه همش حس اویزون بودن بهم میده.همش من زنگ و پیام ولی اون یه دفعه پیام نمیده چطوری یا بخاطر بچش زنگ نمیزنه حال بچه بپرسه چه وقتایی که نیس یا خونه مامانش باشه.نمیتونم من فقط برم بگم بیا حرف بزنیم بیا از نو شروع کنیم تلاش کنیم.بعد همه اینا اون مدت که من عصبی شدم اون شب که اونکارو کرد به داداشم گفتم و بعدش همش تا یه اشتباه کوچولو تا یه ایراد یا یه بهونه کوچولو گیر میاره سرکوفت میزنه بعد زود زنگ زده ابجیش همه چی میگه که سارا بی عرضه تو بچه داری و خونه داری و مهمون داری و... اینجا خونه کثیف داره بچه مریض میکنه و غذای درست نمیپزه و تا لنگ ظهر خوابه و خیلی چیزا دیگه که همش جلو خواهرش گفته خب من بدترینم بودم میومدی به خودم میگفتی.چون من به داداشم گفته بودم روانیه اینم پیام دیده بود..
#فرزندپروری
کودک مادر دخترم دوسالگی پوشک دندان درد اسهال تب واکسن پوشک
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبل بعد مشروب میخوره سیگار میکشه بعد روان درستی نداره بخدا کنترل اعصاب و خشم نداره حرفی تو دلش نمیزاره هرچی رسید میگه هم بد دهن هم با زبونش همه رو کنار خودش راه میبره.چنددفعه تو جیبش نسوار دیدم به روش نیاوردم.بعد تریاک دیدم گفتم اینا چیه داری گفت مال دوستمه و برا تفریح خیلی کم دارم و بعد پریشب دیدم بافور تو کیف بود اورد و بعد برداشت رفت بیرون تا نزدیک صبح من هیچی نگفتم چون به بیرون بودنش عادت کردم چه باشه یا نباشه فرقی نمیکنه همش با رفیقاشه و حتی شبم خونه اونا وایمیسته یا هم کلا خونه هست تو اتاق تو گوشی یا خواب نه حرفی چیزی.بعد خیلی از تهدید متنفره حتی اگه یه ذره اشاره هم بکنم به تهدید شروع میکنه به داد بیداد هبچ ترسی نداره .اگه بگم میرم میگه برو و بچمو بزار و پشت سرتم نمیام خیلی خودخواه ومغروره.الان از خواهراش خیلی حساب میبره بعد برم بهش بگم درست شو به فکر زندگیت بشو خودتو درست کن از این کارات دست بردار وگرنه میرم به خواهرت میگم اونوقت نیان منو تحقیر کنن نگن داداشم فلانه و بیسار و.. یا از اول روانی نبوده و...
چیکار کنم؟؟؟
#فرزندپروری
کودک مادر دخترم دوسالگی پوشک دندان تب دوسالگی درد رفلاکس کودک حساسیت واکسن دوسالگی ۱۸ماهگی و