ادامه تاپیک قبل بعد مشروب میخوره سیگار میکشه بعد روان درستی نداره بخدا کنترل اعصاب و خشم نداره حرفی تو دلش نمیزاره هرچی رسید میگه هم بد دهن هم با زبونش همه رو کنار خودش راه میبره.چنددفعه تو جیبش نسوار دیدم به روش نیاوردم.بعد تریاک دیدم گفتم اینا چیه داری گفت مال دوستمه و برا تفریح خیلی کم دارم و بعد پریشب دیدم بافور تو کیف بود اورد و بعد برداشت رفت بیرون تا نزدیک صبح من هیچی نگفتم چون به بیرون بودنش عادت کردم چه باشه یا نباشه فرقی نمیکنه همش با رفیقاشه و حتی شبم خونه اونا وایمیسته یا هم کلا خونه هست تو اتاق تو گوشی یا خواب نه حرفی چیزی.بعد خیلی از تهدید متنفره حتی اگه یه ذره اشاره هم بکنم به تهدید شروع میکنه به داد بیداد هبچ ترسی نداره .اگه بگم میرم میگه برو و بچمو بزار و پشت سرتم نمیام خیلی خودخواه ومغروره.الان از خواهراش خیلی حساب میبره بعد برم بهش بگم درست شو به فکر زندگیت بشو خودتو درست کن از این کارات دست بردار وگرنه میرم به خواهرت میگم اونوقت نیان منو تحقیر کنن نگن داداشم فلانه و بیسار و.. یا از اول روانی نبوده و...
چیکار کنم؟؟؟
#فرزندپروری
کودک مادر دخترم دوسالگی پوشک دندان تب دوسالگی درد رفلاکس کودک حساسیت واکسن دوسالگی ۱۸ماهگی و

تصویر
۱۳ پاسخ

توفقط داری جوانیتو به باد میدی همین
تادیر نشده خودتو انتخاب کن

عزیزم این درست بشو نیس من هربار پیام میزاری میخونم میبینم چقد داری تلاش میکنی ولی دیگه ول کن بخدا بچه رو نمیتونه ازت بگیره فهمیده بچه نقطه ضعفته داره سواستفاده میکنه اگه خانوادت پشتتن بچتو بردار برو درخواست طلاق بده

عزیزم چند وقته ازدواج کردی چند سالتونه؟

با موندنت فقط داری خودت وآیندت رو تباه میکنی مرد از خود راضی خودشیفته عوض نمیشه چون می‌دونه هم ترکش نمیکنی بیشتر اذیتت می‌کنه

شغلش چی هست

همسایه مون شوهرش اعتیاد داشت و جانباز بود چون اعتیاد داشت شوهرش خونه و زندگی و بچه هارو دادن به مادر و خونه اموال به اسم خانم کردن خود شوهر دیونه خونه انداخته چون گفته بود به من میزنه

با بافور تریاک کشیدن یعنی خیلی داغونه دیگه آخرشه میدونی چقد هزینشون میشه
بافور خیلی مصرف میکنه

اینو ول کنی همینجوری به این کاراش ادامه بده سال دیگه اینقدر داغون میشه که دوستاش و خونوادش ولش میکنن.

اعتیاد عامل بدبختیش همش دنبال خالی کردن خودش باید ترک کنه و کلاس NA بره تا خوب بشه اخلاقش

بنظرم تنها مشکل شوهرت اینه ک اعتیاد داره و اگه بذاره کنار خوب میشه

خدا بهت صبر بده انشالله مشکلت حل بشهفقط دعا کن

ب اجیش چ ربطی داره ک بخاد نظر بده
اصلا ت چرا میزاری دخالت کنه چرا بااونا زندگیتو درمیون میزاری خودتون حلش کنین

این عکس تاپیک قبلی ارسال نشد

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
پریشب شوهرم ساعت یک و دو شب امده از بیرون بعد شام میخورد دخترمم بیدار بود همش شبا دیر میاد شام میخوره یا هم بیرون میخوره یا کلا نمیاد خونه..بهد شروع کرده به غر زدن تو نمیتونی به بچه غذا بدی بچه گشنه میزاری و زورت میاد خودت غذا نمیخوری به بچه بدهو... دیگه خیلی غرزد فحش داداینا من هیچی نگفتم بعد من دخترم خوش خوراکه و مثل باباش پرخوره اما وزنش پایینه چون خیلی تحرک داره و پرانرژی.من با شوهرم قهرم ما جدا غذا میخوریم اونم جدا بعد شوهرم کلا خونه نیست نمیبینه من بچه غذا میدم بعد میگه بچه غذا نمیدی حالا بیا بهش بگو که نه اینطوری نیست دیگه خسته شدم توجیح کردن ادما من هرچی بگم نه اینطوریه اون حرف خودشو ثابت کنه من دخترم صبحانه کم میخوره ولی نهار ساعت یک بهش میدم باز خودم ساعت سه میخورم اونم میخوره عصرم میانوعده یا از نهار بهش میدم ساعت ۹ هم ساعت ۱۱ بعد شبم شوهرم میاد بااونم میخوره ولی کامل نمیخوره با من با بازی اینا اونقدری که باید بخوره نمیخوره..حالا شوهرم یا رفیقاشه یا سرکار یا خواب یا تو گوشی تو اتاق بعد اصلا نمیبینه من انگار نامادریشم
چیکار کنمم واقعا جلو بقیه هم بگه
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
سوال:مامانا توی یه چیزی گیر کردم خستم از این زندگی نمیدونم چیکار کنم.طبق تاپیک قبل گفتم تلاش میکنم و گفتم هردومون من همیشه پیش قدم شدم تلاش کردم من فقط دنبالش دویدم دیگه گفتم ولش یه مدت پیگیر نشم زندگیمو ادامه بدم با دخترم چون خسته شدم همش یه طرفه همش حس اویزون بودن بهم میده.همش من زنگ و پیام ولی اون یه دفعه پیام نمیده چطوری یا بخاطر بچش زنگ نمیزنه حال بچه بپرسه چه وقتایی که نیس یا خونه مامانش باشه.نمیتونم من فقط برم بگم بیا حرف بزنیم بیا از نو شروع کنیم تلاش کنیم.بعد همه اینا اون مدت که من عصبی شدم اون شب که اونکارو کرد به داداشم گفتم و بعدش همش تا یه اشتباه کوچولو تا یه ایراد یا یه بهونه کوچولو گیر میاره سرکوفت میزنه بعد زود زنگ زده ابجیش همه چی میگه که سارا بی عرضه تو بچه داری و خونه داری و مهمون داری و... اینجا خونه کثیف داره بچه مریض میکنه و غذای درست نمیپزه و تا لنگ ظهر خوابه و خیلی چیزا دیگه که همش جلو خواهرش گفته خب من بدترینم بودم میومدی به خودم میگفتی.چون من به داداشم گفته بودم روانیه اینم پیام دیده بود..
#فرزندپروری
کودک مادر دخترم دوسالگی پوشک دندان درد اسهال تب واکسن پوشک