۱۵ پاسخ

ببین اصلا این فهمیده تووابسته بچت هستی اهرم فشارش شده دخترت جوری نشون بده ک حتی دخترتم بگیره ک‌اونم‌نمیتونه تا ۷سالگی تو اصلا مشکلی نداری
این اصلا بدون تو نمیتونه چون ادم رفیق باز ک اصلا نمیتونه بچه اش رو ببره پس باید یکی‌باشه بچه اش رو‌نگه داره

جسارتا هر موقع برای بچه تهدید کرد گفت بچه رو بزار برو واقعا بزار برو هییییچ مردی از پس بچه برنمیاد
مادر خواهرش هم زندگی خودشون رو دارن تهش ده روز نگهش دارن آخر به پات میوفته که بیا بچه رو نگه دار
البته که سخته قطعا ولی یکبار بترسونش مطمئن باش تکرار نمیکنه

ببین الان داری راهو درست میری دیدی خودش پیام داد اصلا از این به بعد تو محلش نده

اشغال نیومده خونه تازه میکه ی فکری بکن اینو باید فقط برینی بهش

محل سگش نده ن پیام‌ن زنگ

اصلا جوابشو نده واقعا چقدر بیشعوره
اکه‌چیزی بهت گفت بگو من برم دخترتو پی شکس میزاری تو ک صبح تا شب پیش رفیقاتی دخترتو میخپای ببری پیش ی مشت مشروب خور

شهرستانی جایی کسیو نداری یک هفته بزاری بری؟!

ترخدا ج نده بابا یکم تحمل کن

حالم از همچین مردایی بهم میخوره زندگی خودشون ب جهنم زندگیه بقیه رو تباه میکنن با این عن بازیاشون

الان بچه رو هم برده؟

اصلا بهش توجه نکن ببین چجوری میاد سمتت
فقط خودت مهم باش حسابی برس به خودت
غذاهای رنگی رنگی درست کن
همش لیست خرید بده

کجا هستین؟

اصلا جواب نده فعلا برو فاز محل ندادن

بزن به در بی خیالی مادر پدرش بچه جمع کنن ؟؟ چون خود مرد عرضه بچه داری نداره

فشار خورده از دیشب پیگیرش نبودی
جواب شو نده

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبل بعد مشروب میخوره سیگار میکشه بعد روان درستی نداره بخدا کنترل اعصاب و خشم نداره حرفی تو دلش نمیزاره هرچی رسید میگه هم بد دهن هم با زبونش همه رو کنار خودش راه میبره.چنددفعه تو جیبش نسوار دیدم به روش نیاوردم.بعد تریاک دیدم گفتم اینا چیه داری گفت مال دوستمه و برا تفریح خیلی کم دارم و بعد پریشب دیدم بافور تو کیف بود اورد و بعد برداشت رفت بیرون تا نزدیک صبح من هیچی نگفتم چون به بیرون بودنش عادت کردم چه باشه یا نباشه فرقی نمیکنه همش با رفیقاشه و حتی شبم خونه اونا وایمیسته یا هم کلا خونه هست تو اتاق تو گوشی یا خواب نه حرفی چیزی.بعد خیلی از تهدید متنفره حتی اگه یه ذره اشاره هم بکنم به تهدید شروع میکنه به داد بیداد هبچ ترسی نداره .اگه بگم میرم میگه برو و بچمو بزار و پشت سرتم نمیام خیلی خودخواه ومغروره.الان از خواهراش خیلی حساب میبره بعد برم بهش بگم درست شو به فکر زندگیت بشو خودتو درست کن از این کارات دست بردار وگرنه میرم به خواهرت میگم اونوقت نیان منو تحقیر کنن نگن داداشم فلانه و بیسار و.. یا از اول روانی نبوده و...
چیکار کنم؟؟؟
#فرزندپروری
کودک مادر دخترم دوسالگی پوشک دندان تب دوسالگی درد رفلاکس کودک حساسیت واکسن دوسالگی ۱۸ماهگی و
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
سوال:مامانا توی یه چیزی گیر کردم خستم از این زندگی نمیدونم چیکار کنم.طبق تاپیک قبل گفتم تلاش میکنم و گفتم هردومون من همیشه پیش قدم شدم تلاش کردم من فقط دنبالش دویدم دیگه گفتم ولش یه مدت پیگیر نشم زندگیمو ادامه بدم با دخترم چون خسته شدم همش یه طرفه همش حس اویزون بودن بهم میده.همش من زنگ و پیام ولی اون یه دفعه پیام نمیده چطوری یا بخاطر بچش زنگ نمیزنه حال بچه بپرسه چه وقتایی که نیس یا خونه مامانش باشه.نمیتونم من فقط برم بگم بیا حرف بزنیم بیا از نو شروع کنیم تلاش کنیم.بعد همه اینا اون مدت که من عصبی شدم اون شب که اونکارو کرد به داداشم گفتم و بعدش همش تا یه اشتباه کوچولو تا یه ایراد یا یه بهونه کوچولو گیر میاره سرکوفت میزنه بعد زود زنگ زده ابجیش همه چی میگه که سارا بی عرضه تو بچه داری و خونه داری و مهمون داری و... اینجا خونه کثیف داره بچه مریض میکنه و غذای درست نمیپزه و تا لنگ ظهر خوابه و خیلی چیزا دیگه که همش جلو خواهرش گفته خب من بدترینم بودم میومدی به خودم میگفتی.چون من به داداشم گفته بودم روانیه اینم پیام دیده بود..
#فرزندپروری
کودک مادر دخترم دوسالگی پوشک دندان درد اسهال تب واکسن پوشک
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
پریشب شوهرم ساعت یک و دو شب امده از بیرون بعد شام میخورد دخترمم بیدار بود همش شبا دیر میاد شام میخوره یا هم بیرون میخوره یا کلا نمیاد خونه..بهد شروع کرده به غر زدن تو نمیتونی به بچه غذا بدی بچه گشنه میزاری و زورت میاد خودت غذا نمیخوری به بچه بدهو... دیگه خیلی غرزد فحش داداینا من هیچی نگفتم بعد من دخترم خوش خوراکه و مثل باباش پرخوره اما وزنش پایینه چون خیلی تحرک داره و پرانرژی.من با شوهرم قهرم ما جدا غذا میخوریم اونم جدا بعد شوهرم کلا خونه نیست نمیبینه من بچه غذا میدم بعد میگه بچه غذا نمیدی حالا بیا بهش بگو که نه اینطوری نیست دیگه خسته شدم توجیح کردن ادما من هرچی بگم نه اینطوریه اون حرف خودشو ثابت کنه من دخترم صبحانه کم میخوره ولی نهار ساعت یک بهش میدم باز خودم ساعت سه میخورم اونم میخوره عصرم میانوعده یا از نهار بهش میدم ساعت ۹ هم ساعت ۱۱ بعد شبم شوهرم میاد بااونم میخوره ولی کامل نمیخوره با من با بازی اینا اونقدری که باید بخوره نمیخوره..حالا شوهرم یا رفیقاشه یا سرکار یا خواب یا تو گوشی تو اتاق بعد اصلا نمیبینه من انگار نامادریشم
چیکار کنمم واقعا جلو بقیه هم بگه