۱۲ پاسخ

شوهر منم همینجوریه اصلا از پیام اینا خوشش نمیاد یا تلفنی حرف زدن
بعدم کلا هیچوقت حرفای جدی رگ آدم نباید تو پیام بگه، چونک تو پیام برداشت های اشتباه خیلی پیش میاد، خیلی خيلی پیش اومده ک طرف منظور بدی نداره اما طرف مقابل ی چیز دیگ برداشت میکنه از پیام و باعث بحث بزرگی میشه

منو شوهرمم نزدیک 12 سال اختلاف داریم، خودشونو بزرگ میبینن، و عاقل مارو بی تجربه و زیر دست

ولی در مقابل جاهای دیگ از ما ی زن پخته و ی زن جا افتاده توقع دارن ک باشیم، مثلا تو برخورد با خانوادش با خودش و کارامون، اما در مقایسه با حرفاشون ما باید مطیع باشیم، چون اونا عاقلن و ما نه

شوهر منم اوایل انقد گیر بود خیلی بد بود اخلاقاش الان خداروشکر بهتر شده

آویزون بودن باعث میشه مرد مغرور بشه ب خودش، نیازه ک زن یکم ناز بیاره نه زیاد ب اندازه
و اینک هرچی میگه، ب بخیالی بزن خودتو انگار نشنیدی،، وقتی مردا ببینن زن رو ی چیزی حساسه و بهم میریزه، از همون استفاده میکنن موقع دعوا

منم توام

تقریبا تمام تایپیکات خوندم همینطور نظرهیجانی یه سری مامانا اول اینکه دیدی همسرت خیلی بااون کار نسبت به خودت بد کردی دوم. خودت قدمی برای کمترنف زدنش نکردی سوم لوندی چهارم نگذشتن از خواسته های خودتو......
..

یه سوال مگه شوهرت ازت چی خواسته که انجام ندادی بعد باهات لج کرده دیگه حرفتو گوش نداده ؟

حالا من برعکس از بس حرف میزنم حس میکنم شوهرم تودلش چقدر بهم چیز میگه

عزیزم طول زندگی تون اینجوری بودین یعنی با همسر که نمیشه رو در وایسی داشت خیلی قهر و دعوا طول بکشه یک روز کامل واینکه خواسته ای که داری بگو بهش راحت شی انجام داد که خوب نداد هم حداقل گفتی ترس نداره که

شوهرت خیلی بی حسه که نیم ساعت بغلش کردی انگار نه انگار، درخواستت چیه ؟؟ شاید میدونه چیه نمیخاد انجام بده اجازه نمیده که بگی اصلا

مثلا چه درخواستی؟ بستگی داره چقدر گفتنش سخت باشه
مقدمه چینی نمیخواد که راحت حرفتو بزن یکی دوبار اول سختته بعدش راحت میشی

خب الان من درخواستی دارم چطور بگم پیام نمیشه حضوری هم برام سخته تا خودم اماده میکنم حرف بزنم که اینطوری شد

یخدا منم همینم

بنظرم شما خیلی درونگرا هستی برای حرف زدنت باید همه چیز محیا باشه
شوهر منم بشدت درونگراست

میدونم سخته اما سعی کن حرف بزنی، ناراحتیتو ابراز کنی، اگر نگی در حق خودت ظلم کردی، رو هم جمع میشه یه جایی بد ترین شکل نشونش میدی

بعد الانم تا میخوام یه چی بگم اونم شروع میکنه غر میزنه یا میترسم دعوا راه بندازه و تو پیامم میگه نگو به نظرتون چیکار کنم بعد اخه انگار با خودش جنگ داره من اصلا جوابشو نمیدم دیشبم قبل اینکه حرفم بزنم رفتم طرفش بغلش کردم به پشت خوابیده بود نیم ساعت بود یبارم برنگشت منم خیلی خونسرد امدم رو بالشتم

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
طبق تاپیک قبل..
اول میخوام از پیام دادن شروع کنم بعد پیام کم کم حضوری حرف بزنیم بعد محبت و.. بین ما یه دعوا و بحثی پیش امد که خیلی حرفای بدی بهم زدیم و دلخوری شد و هرچی قهریم درست نمیشه و فاصله بیشتر.میخوام امشب سرکاره این پیام بهش بدم..
دلم می‌خواد هرچی گذشته رو بذاریم کنار و از نو شروع کنیم؛ انگار دوباره داریم همدیگه رو می‌شناسیم.
خیلی حیفه که این دوران رو با تلخی و دعوا بگذرونیم
. بیا تمام تلاشمون رو بکنیم که هم برای خودمون و هم برای پناه، فقط آرامش و عشق ایجاد کنیم .
دوست دارم با هم چیزایی رو تجربه کنیم که تا حالا نکردیم و بیشتر برای هم وقت بذاریم و صمیمی‌تر بشیم. دلم می‌خواد رابطه‌مون پر از شادی و آرامش باشه، نه دعوا.

اگه تو هم موافقی، بیا تلاش کنیم با هم خوشبخت‌تر باشیم
این چطوره؟هرکی پیشنهاد داره بگه بهم کمک کنه دیگه طبق تاپیک قبلی که باشوهرم دعوام شده بود..
#فرزندپروری
کودک دوسالگی دندان تب اسهال پوشک شیرخشک شیرشب سرماخوردگی مادر فرزند