۹ پاسخ

عزیزم وقتی اومد تشکر نکن چون وظیفش هست وظیفه ی زن نیست ک بچه رو بزرگ کنه اصلا ن تشکر کن ن محلش بده وظیفشه
فقط ب خودت برس غذاتم‌اماده کن

توام برو بیرون چرا میمونی خونه حرص میخوری؟

بدرک

حرصت درنیاد توام روزا خودت برو بگرد وقتیم اومد خونه برو اتاق محل سگم نده بهش مثل خودش

برعکس عمل کن بگو خوب شد دخترمونو بردی بیرون حال و هواش عوض شد من نمیخواستم بیام کار داشتم میخواستم برم حموم 😂😂

بی توجهی کن اون الان تو دنیای خودخواهی خودشع رفت توهم برای خودت بپوش برو تا یکم مخش آزاد شه چون بعضی از مردا هرچی بگی توجه نمیکنن کارخودشونو میکنن و فکر می‌کنن بهترینن
اگه همیشه این مدلی بوده که اون بحثش فرق می‌کنه ولی اگه افتاده رو لج زمان بده

توام بروبرخودت جایی ..شوهرمنم رفت عروسی منم دخترم خونه ایم

خب بدرک دستش دردنکنه بچشو برده توام لباساتو بپوش بدون اینکه از اون بپرسی برو پیاده روی

قهرين باهم ؟

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
پریشب شوهرم ساعت یک و دو شب امده از بیرون بعد شام میخورد دخترمم بیدار بود همش شبا دیر میاد شام میخوره یا هم بیرون میخوره یا کلا نمیاد خونه..بهد شروع کرده به غر زدن تو نمیتونی به بچه غذا بدی بچه گشنه میزاری و زورت میاد خودت غذا نمیخوری به بچه بدهو... دیگه خیلی غرزد فحش داداینا من هیچی نگفتم بعد من دخترم خوش خوراکه و مثل باباش پرخوره اما وزنش پایینه چون خیلی تحرک داره و پرانرژی.من با شوهرم قهرم ما جدا غذا میخوریم اونم جدا بعد شوهرم کلا خونه نیست نمیبینه من بچه غذا میدم بعد میگه بچه غذا نمیدی حالا بیا بهش بگو که نه اینطوری نیست دیگه خسته شدم توجیح کردن ادما من هرچی بگم نه اینطوریه اون حرف خودشو ثابت کنه من دخترم صبحانه کم میخوره ولی نهار ساعت یک بهش میدم باز خودم ساعت سه میخورم اونم میخوره عصرم میانوعده یا از نهار بهش میدم ساعت ۹ هم ساعت ۱۱ بعد شبم شوهرم میاد بااونم میخوره ولی کامل نمیخوره با من با بازی اینا اونقدری که باید بخوره نمیخوره..حالا شوهرم یا رفیقاشه یا سرکار یا خواب یا تو گوشی تو اتاق بعد اصلا نمیبینه من انگار نامادریشم
چیکار کنمم واقعا جلو بقیه هم بگه
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبل بعد مشروب میخوره سیگار میکشه بعد روان درستی نداره بخدا کنترل اعصاب و خشم نداره حرفی تو دلش نمیزاره هرچی رسید میگه هم بد دهن هم با زبونش همه رو کنار خودش راه میبره.چنددفعه تو جیبش نسوار دیدم به روش نیاوردم.بعد تریاک دیدم گفتم اینا چیه داری گفت مال دوستمه و برا تفریح خیلی کم دارم و بعد پریشب دیدم بافور تو کیف بود اورد و بعد برداشت رفت بیرون تا نزدیک صبح من هیچی نگفتم چون به بیرون بودنش عادت کردم چه باشه یا نباشه فرقی نمیکنه همش با رفیقاشه و حتی شبم خونه اونا وایمیسته یا هم کلا خونه هست تو اتاق تو گوشی یا خواب نه حرفی چیزی.بعد خیلی از تهدید متنفره حتی اگه یه ذره اشاره هم بکنم به تهدید شروع میکنه به داد بیداد هبچ ترسی نداره .اگه بگم میرم میگه برو و بچمو بزار و پشت سرتم نمیام خیلی خودخواه ومغروره.الان از خواهراش خیلی حساب میبره بعد برم بهش بگم درست شو به فکر زندگیت بشو خودتو درست کن از این کارات دست بردار وگرنه میرم به خواهرت میگم اونوقت نیان منو تحقیر کنن نگن داداشم فلانه و بیسار و.. یا از اول روانی نبوده و...
چیکار کنم؟؟؟
#فرزندپروری
کودک مادر دخترم دوسالگی پوشک دندان تب دوسالگی درد رفلاکس کودک حساسیت واکسن دوسالگی ۱۸ماهگی و