طبق تاپیک قبل..
اول میخوام از پیام دادن شروع کنم بعد پیام کم کم حضوری حرف بزنیم بعد محبت و.. بین ما یه دعوا و بحثی پیش امد که خیلی حرفای بدی بهم زدیم و دلخوری شد و هرچی قهریم درست نمیشه و فاصله بیشتر.میخوام امشب سرکاره این پیام بهش بدم..
دلم می‌خواد هرچی گذشته رو بذاریم کنار و از نو شروع کنیم؛ انگار دوباره داریم همدیگه رو می‌شناسیم.
خیلی حیفه که این دوران رو با تلخی و دعوا بگذرونیم
. بیا تمام تلاشمون رو بکنیم که هم برای خودمون و هم برای پناه، فقط آرامش و عشق ایجاد کنیم .
دوست دارم با هم چیزایی رو تجربه کنیم که تا حالا نکردیم و بیشتر برای هم وقت بذاریم و صمیمی‌تر بشیم. دلم می‌خواد رابطه‌مون پر از شادی و آرامش باشه، نه دعوا.

اگه تو هم موافقی، بیا تلاش کنیم با هم خوشبخت‌تر باشیم
این چطوره؟هرکی پیشنهاد داره بگه بهم کمک کنه دیگه طبق تاپیک قبلی که باشوهرم دعوام شده بود..
#فرزندپروری
کودک دوسالگی دندان تب اسهال پوشک شیرخشک شیرشب سرماخوردگی مادر فرزند

۱۰ پاسخ

من اگه بودم پیام نمی‌دادم قبل اینکه از سر کار بیاد خونمون گل میکردم بهترین غذا و دسرودرست میکردم بهترین لباسمو میپوشیدم یه آرایشم میکردم اگه داری گل سرخ و شمع هم استفاده کن بچتو اگه داری بزار جایی نداری هم اونم ترگل ورگل کن ولی قبلش نخوابون که بعد غذاش بخوابه بعد اگه دیدی نیومد سمتت فرداش پیام بده

ببین اگر می‌دونی یه شام خوشگل درست کن
دیزاین کن
یه کیک بپز
یه گل کوچولو بخر
بگو من زندگیم رو دوست دارم ،و شادی بچه م به ما بستگی داره
به معنی منت کشی نیست یا بگم کی مقصر می نیست
می‌خوام جدی مشکلاتمون رو با هم حل کنیم
صحبت کنیم
که آرامش داشته باشیم لذت ببریم از زندگی

حضوری بهتره بیشترجوابه تا پیام بنظرمن

آفرین بهت
خیلی خوبه که داری شجاعت به خرج‌ میدی
همسرت باید خیلی به داشتنت افتخار کنه
اینکه تو رابطه غرور اولویت اولت نباشه بنظرم خیلی کار درستیه
میتونی از هوش مصنوعی هم کمک بگیری خیلی ایده های خوبی بهت میده که رابطتو با همسرت بهتر کنی
ما مادریم باید محیط امن واسه بچه هامون درست کنیم که پر از عشق باشه
اگه همسرت آدم قدردانی هست حتما انجامش بده
ولی توقع نداشته باش همون اول همه چی درست بشه اینجور چیزا تدریجی
باید سریع ناامید و عصبانی نشی❤️

اگه پیام دادی به شوهرت بعدش طبق نظر دوستان بساط شام هم آماده کن و کیک و چیزای دیگه که بقیه گفتن بنظرم اینطور هم بهتره هم پیامی هم حضوری ولی باید صبرو حوصله داسته باشی و تجربیات مامان دوتافندق هم استفاده کن

بنظرم بهش پیام بده اگه قبول کرد بعد بساط شام خوشمزه و گل و تزیین بچین

من با این پیامت مخالفم چون بیشتر توش التماس میبینم تا آشتی تاپیک قبلت بهت گفتم چیکار کنی. سعی کن اون یچیز میگه تو کوتاه بیای مثلا برو تو اتاق خودتو مشغول کن تا کنارش نباشی و جوابشو بدی بعد که آروم شدی بیای پیشش. خیلی چیزا با حرف زدن درست میشه . حرف حلال کل مشکلاته بخدا ازش بپرس چه چیزی ازطرف من ناراحتت میکنه بهم بگو که خودمو اصلاح کنم یا اون چه مشکلی داره

چند وقت قهر هستید پیش قدم نشده همسرت ؟؟؟بنظرم اگر دعوا سر مسایل الکی بوده حتما پیش قدم شو انشالا حل میشه

خیلی خوبه

تاپیک قبلم..

تصویر

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
اینروزها خیلی ها مثل من فکرشون مشغوله
خیلیا نگران آینده هستن
خیلیا از فکر و نگرانی اینکه قراره چی پیش بیاد برای اینده بچه ها خوابشون بهم ریخته. عصبی شدن. حوصله ندارن. تو یه حالت بلاتکلیفی زیاد به سر میبرن که حتی رمق انجام کارهای معمول رو هم ندارن. حتی یه آشپزی ساده توام شده با فکر و خیال و غصه...
بیشترمون هم تمام نگرانیمون بخاطر آینده بچه هامونه.
اگه تمام این حالتهارو دارین به خودتون حق بدید. مهمتر از همه اینه که خودمون با خودمون مهربون باشیم اگه همش خسته ایم و حوصله نداریم به خودمون اینروزها سخت نگیریم.
اگه نمیتونیم مثل همیشه بگیم و بخندیم به خودمون انگ افسردگی نزنیم.
واکنش طبیعی هر انسانی به این شرایط همینه.
ولی تنها کاری که میتونیم در حق خودمون و بچه هامون بکنیم اینه که بیشتر وقتمونو با بچه هامون بگذرونیم. اگه حوصله اشپزی نداریم مهم نیست با یه غذای ساده سر کنیم ولی همون تایم رو با بچه ها وقت بگذرونیم. کمتر سمت اخبار ناراحت کننده بریم هرچند خیلی سخته دنبال نکردن ولی مهم اینه که ما مادریم و مسئول.
زمانی که کنار بچه ها نشستیم و به هیچی جز بازی با اونها فکر نمیکنیم هم حال خودمون بهتره هم بهانه گیری و شیطنتهای کوچولوها کمتره چون اونا هم اینجوری حس ارامش بیشتری دارن.
یه مدت به خودمون کمتر سخت بگیریم. کمتر به کارهای خونه فکر کنیم. سعی کنیم آرامش رفته مون رو با نقاشی کشیدن و عروسک و ماشین بازی و کاردستی درست کردن با بچه ها به دست بیاریم.
به امید روزی که حال دل هممون خوب باشه. و بچه هامون در آرامش و حال خوب.
مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم