سوال:مامانا توی یه چیزی گیر کردم خستم از این زندگی نمیدونم چیکار کنم.طبق تاپیک قبل گفتم تلاش میکنم و گفتم هردومون من همیشه پیش قدم شدم تلاش کردم من فقط دنبالش دویدم دیگه گفتم ولش یه مدت پیگیر نشم زندگیمو ادامه بدم با دخترم چون خسته شدم همش یه طرفه همش حس اویزون بودن بهم میده.همش من زنگ و پیام ولی اون یه دفعه پیام نمیده چطوری یا بخاطر بچش زنگ نمیزنه حال بچه بپرسه چه وقتایی که نیس یا خونه مامانش باشه.نمیتونم من فقط برم بگم بیا حرف بزنیم بیا از نو شروع کنیم تلاش کنیم.بعد همه اینا اون مدت که من عصبی شدم اون شب که اونکارو کرد به داداشم گفتم و بعدش همش تا یه اشتباه کوچولو تا یه ایراد یا یه بهونه کوچولو گیر میاره سرکوفت میزنه بعد زود زنگ زده ابجیش همه چی میگه که سارا بی عرضه تو بچه داری و خونه داری و مهمون داری و... اینجا خونه کثیف داره بچه مریض میکنه و غذای درست نمیپزه و تا لنگ ظهر خوابه و خیلی چیزا دیگه که همش جلو خواهرش گفته خب من بدترینم بودم میومدی به خودم میگفتی.چون من به داداشم گفته بودم روانیه اینم پیام دیده بود..
#فرزندپروری
کودک مادر دخترم دوسالگی پوشک دندان درد اسهال تب واکسن پوشک

۴ پاسخ

نصیحت من به تو درختی که نمیتونی تکونش بدی باید بهش تکیه بدی
بهش محل نذار زندگی خودتو داشته باش
کارای خونرو انجام بده با دوستات با بچت وقت بگذرون انگار که اصلا وجود نداره
به عنوان یه خرج آور خونه بهش نگاه کن
من خیلی با شوهرم بحث میکردم جوری که حرمت بینمون کامل شکست
الانکه به خودم میرسم و نقطه ضعفی مقابلش ندارم خودش جذب من شده

خیلی پیگیریش

به نظرم بهش اهمیت نده یه مدت به خودت برس ارایش کن با رفیقات برو بیرون اونم که رفت بیرون اصلا بهش زنگ و پیام نده باهاش سرد رفتار کن تو خونه باهاش حرف نزن اگه سوال هم ازت پرسید سرد جواب شو بده بزار ببینه ازش فاصله گرفتی

ادامه تاپیک بعد

سوال های مرتبط

مامان فسقلی جون🧒💜 مامان فسقلی جون🧒💜 ۲ سالگی
تاپیک قبلم به نظرم نیاز به توضیحات بیشتری داره برای یه سری مامانها...
قطعا منم مثل شماها خوب و بد رو میدونم و به پسرم یاد دادم.
اکثرا بچه هاتون توی همین رنج سنی هستن، پس با قاعده ی لجبازی یا اینکه یه مورد رو خوب یاد بگیرن و یه مورد رو نخوان یاد بگیرن آشناییت دارین.
منم تو تاپیک قبلی گفتم، مواظب بچم بودم و این حرکتش غیرمنتظره بود و قطعا میدونم که کار پسرم خیلی بد بوده. واسه همین اول بچه ی اون خانومو بلند کردم و نازش کردم و بعد فقط از مامانش عذرخواعی کردم.
حتی اگه بچه اون خانومه بچمو هل میداد یا میزد هم اینقدر حرصی نمیشدم...
ولی اینکه یه مادر، که بچش شاید سه چهارماه با بچه من فرقش بود، اینجور با بچه من حرف بزنه و اون کلمه رو بگه و بعدم بخواد بزنتش،
قطعا بچه های خودتونم بود حرصی میشدین.
مطمئنا بچه هاتون بچه پیغمبر نیستن که تماااام کاراشون خوب باشه...
ده تا کار خوب دارن یه کار بد. واقعا واقعا اون یه کار بدِ بچه من همین هول دادنه اونم فقط بخاطر تصویر ذهنی که از بچه داداشم داره.
و تاکید میکنم فقط دوسالشه... بچه ۱۵ساله نیس😂

دوتا بچه باهم دعوا کنن خیلی فرقه تا اینکه یه ادم ۳۰ ساله با یه بچه دوساله بخواد دعوا کنه.
مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۲ سالگی
من به فضای گهواره خیلی فکر میکنم ، همه تو شرایط هم ، بچه هم سن ، تقریبا خودمون هم هم سن و سال ...
به این که چقدر تو این دوسالی که مامان شدم و بارداریم حواب سوالامو گرفتم ، چقد درد و دل کردم اینجا و چقد راهنمایی گرفتم ازتون🥹😍
اینجا اکثرا موج و مثبت و دلپذیری داره ، با یه پیام و تعریف از کسی روزشو میتونیم بسازیم و از هم دیگه انگیزه برا بچه داری و شوهر داری و خونه داری بگیریم...
من که عادت دارم نکات مثبت همه چیو بیشتر میبینم ، چقد این گهواره به نظرم نکات مثبت داره و چقد من دوسش دارم و چقدددر بیشتر شما ها رو دوست دارم😍🥰
خلاصه گاهی خودم تاپیکا رو شانسی باز میکنم ، سعی میکنم خوشگلیای متن یا عکس رو بنویسم و کامنتای خوب بزارم ... خیلی خودم حس خوب میگیرم ، کار خوب کردن فقط تو کمکای مالی و جسمی نیست ، همین کمکایی که شماها میکنین و تو تاپیک قبلم انقدددد دلسوزانه راهنماییم کردین کلی ثواب و حال خوب داره🥰

بازی بچه غذا قد وزن نرمال دوسالگی پوشک غذای کمکی میان وعده مقوی نوزاد کودک