۴ پاسخ

شوهره من هرروز پیام میده چخبر اونروزییییی که بفهمه ازصبح توخونه درگیر کار بودمو خسته ام از راهپله شروع میکنه به خمیازه کشیدن سرسفره میخوابه مبادا نگم من امروز خسته ام تو سفررو جمع کن ظرفارو بشور

حالا فقط ی شورت و رکابی داشت.، یکی دیگه میپوشید

مردا همینن فقط کار خودشونو سخت میدونن

واقعا سخته مردا اصلا درک نمیکنن

سوال های مرتبط

مامان پرنسا مامان پرنسا ۲ سالگی
سلام خوبید حانما
خانما طبق تاپیک های قبلم جواب آزمایش دخترم اومد عفونت ادراری شدید داری دکتر خودش گفت بستری بشع منم خیلی اعصابم خورد بود گفتم دقیقا دوماه پیش هم به خاطر همین بستری شد اگه میخواست با بستری شدن خوب بشه خوب میشد آقای دکتر من سه هفتع اس دخترم‌و میارم شما میگید ویروسه آخر بدون نسخه شما آزاد رفتم آزمایش گرفتم ازش تا فهمیدم عفونت داره گفت پس برو همدان بیمارستان بستریش کن منم اومدم خونه وسایلام جمع کردم تا بریم همدان شوهرم گفت بریم بزارمت تهران و خودم برگردم اونحا با خانوادت برو دکتر گفتم لازم نکرده بچع مریض بندازم تو جاده همون میریم همدان بیمارستان خصوصی بگیرتا تو هم اذیت نشی رات بدن بخوابی پیش مون
دیگه شوهرم یهو زد به سرش به چند تا دکتر دیگه آزمایش نشون بده یه دکتر بعش گفته بود لازم نیس بستری امشب بهش یه سرم میدم داخل تب بر بزنن تبش قطع بشه با آنتی بیوتیک امپولش میدک تزریقاتی وارد بدنش بشه حالا که دارو نمیخوره
ما هم امشب همین کارو کردیم شش تا آمپول انتی لیوتیک داده تا هر دوازده ساعت براش بزنن
خانمایی که تحربه دارن بیاین بگیدخوبع یا نه ؟؟
ایشالا ا دحترم خوب شد از پوشک میگیرمش همین پوشک عامل عفونتش شده
مامان علیسان مامان علیسان ۲ سالگی
مامانا پیرو تاپیک قبلم...
ماجرا این بود که وقتی پسرم ۴ماهش بود پرش دست داشت البته اینجوری بود ک یه شب خواب بودیم با صدای نق نقش بیدار شدم دیدم تب داره بعد لامپ رو روشن کردم دیدم دستاش داره میپره چند بار پشت سر هم
بردمش بیمارستان تبش شدید بود دارو زدن گفتم اینجوری شده ازمایشم گرفتن همه چی نرمال بود
بعد ظهر دوباره تب داشت اونجوری پرش دست داشت
من خیلی میترسیدم فکرای بد میومد سراغم
تا دیگ پرشی ندیدم چند روز بعد بردم پیش دکتر اطفالش خیلی باتجربه اس فیلم گرفته بودم از اون پرش ها گفتم اینا چیه دکتر نکنه تشنج باشه خندید گفت ن بابا تشنج اینجوری نیس که
برو خیالت راحت
این جریانات بعد تعطیلات عید بود
دلم طاقت نمی‌آورد اومدم نوبت اینترنتی گرفتم برای دکتر مغز و اعصاب کودکان شهرمون ب شوهرم گفتم مقاومت کرد گف بچه مشکلی نداره گفتم ن بزار ببرم خیالم راحت شه
ب خانواده ام گفتم همه مخالف بودن مامانم خیلی التماس کرد گفت من ۴تا بچه بزرگ کردم نبرش این بچه سالمه گردن گرفته واکنش داره میخنده و....
ولی من کر شده بودم انگار حرف هیچکس قبول نداشتم
تا اینکه بردمش ویزیت دکتر بیشرف برداشت گفت این تشنج اسپاسم شیرخوارگی داره باید دارو بگیره وگرنه فلج میشه..
منم اومدم تو ماشین شوهرم اینقد گرررریه کردم حس کردم دنیا رو سرم آوار شد
بچه خودمو با دستای خودم دارو خور کردم
دکتر براش قرص کلوبازام نوشت بچه همش خواب بود
یه امپولم نوشت ک کورتون بود وقتی میزد معده درد شدید میگرفت شبام نمی‌خوابید از بیقراری
ادامه شو پایین میزارم...

#فرزند پروری بارداری بی‌بی چک
مامان 🧿🧿بهار 😘😘 مامان 🧿🧿بهار 😘😘 ۲ سالگی
خب خب بیایین از تجربه از شیر گرفتن دخترم بگم با این که مثل کوه بود رو پشتم و خیلی میترسیدم ولی خداروشکر دخترمم همکاری کرد راحت باز شد یه روز عصر بس که مثل کنه چسبیده بود بهم به میگفتم بهار پاشو بسه من برم چیزی درست کنم پا نمیشد دیگه اعصابم خورد شد تصمیم گرفتم با این که میخواستم تا 2 سال 2 ماه بدم ولی گفتم ولش دیگه رفتم رو دوتا سر س ی ن ه ه ام چسب سفید زدم از این که برای باند زخمه روشم با رژ قرمز زدم مثل خون بعد دیگه همیجوری بود خدابید بعد که بیدار شد😑🤦☹️
دقیقا سر سفره شام دخترم به جی جی میگه نی نی 🤣🤣 گفت نی نی منم لباسمو دادم بالا گفتم نی نی اوف شده تا دید الهی بگردم قشنگ شکه شدنو تو چشماش دیدم چشماش اشکی شد گلوش بغض کرد شوهرم سریع گفت اههه نی نی اوف شد دیگه دخترم نباید بخورهه حالت عوض شد گوشی دادم سرگرم شد دیگه شب اول چند باری اومد گفتم اوف شده نشونش میدادم خودش میگفت ببینم بعد میرفت و این که من 3 روز تا صبح بیدار بودم شب اول ساعت 7 نیم خوابیدم دخترم میخوابید اخرم که خوابید به زور راه رفتن رو پام کردن دیگه مامانم گفت تا 3 یا چهار روز بهش شب تو خواب شیر بده منم میدادم دیگه الان نزدیک 15 روز هست که دیگه شیر بهش نمیدم خداروشکر الان ساعت 12 میخوابه صبحم خوبه دیگه زودتر بیدار میشه و این که آبم زیاد میخورهه خلاصه که بگم
دختر عزیزم مرسی که یه تیکه از وجودی و منو زیاد اذیت نکردی مادر انشالله در کنار هم پیشرفتاتو ببینم عزیزدلم ❤️🥰😘❤️😘
بمونه به یادگار 1404/9/27شیر گرفتن بهارم
مامان نویان مامان نویان ۲ سالگی
تجربمو از پوشک گرفتن بگم براتون
پسر من نزدیک ۲سالگیش بود که هر دفعه میخواست زور بزنه پی پی کنه
من بهش میگفتم پی پی داری؟
بعد هم وقتی کارش تموم میشه سریع میگفتم بیا بریم عوضت کنم پی پی کردی
اینجا بود که اسم پی پی یاد گرفت
دیگه موقع پی پی کردن و زور زدن میگفت مامان پی پی
منم تا قبل از اینکه پی پی کنه زود پوشک باز میکردم می‌بردم دستشویی سرپاش میگرفتم کارشو میکرد
ولی هیچ درکی از جیش نداشت شب تا صبح هم پوشکش پر جیش یود
دیگه ۲سالش که شد یه روز کامل بازش گذاشتم هی تند تند بردم دستشویی یبار که تو دستشویی جیش کرد کلی براش ذوق کردم گفتم آفرین
یه ۲روزی حواسم بهش بود هر ۲ساعت دستشویی می‌بردم دیدم دیگه یاد گرفته جیش داره خودش میگه
یه هفته شبا پوشکش میکردم ولی به طرز عجیبی بچه ای که شب تا صبح پوشکش پر از جیش بود دیگه نکرد و خشک خشک بود
به نظرم من هر بچه ای با بچه دیگه فرق میکنه امتحان کنید اگه دیدید همکاری میکنه چه بهتر اگه نکرد اجباری نکنید اجازه بدید یه تایم دیگه دوباره امتحان کنید