۱۴ پاسخ

من با همچین مردی اصلا زندگی نمیتونم کنم ک بخام فک کنم ب روی خودش بیارم یا خانوادش

اولا که مسائلخصوصی زندگیم رو تو جمع خانواده همسرم نمیارم تا متوجه اختلافم با همسرم نشن و از همین یه حربه برای ضربه زدن بهم پیدا نکنن.
دوما بستگی به طرف مقابلم داره
اگه اصلاح پذیر باشه و اهمیت بده به من و بچش قطعا بهش میگم و کمکش میکنم که بزاره کنار

جدا میشم عزیزم جدا، چرا داری انقد الکی تلاش میکنی؟ چه خصلت خوبی داره که این زندگی رو ول نمیکنی؟ اکه نکرانین بچته نگران نباش بچه مال خودته ادم معتاد و رفیق باز مگه بچه میتونه نگه داره

کمکش کن ترک کنه خانواده رو هم وسط نیار چون کاری از دستشون بر نمیاد

واقعا چرا داری باهاش زندگی میکنی؟؟؟
اون که نه ترک میکنه. نه اصلاح میشه. نه اخلاق خوبی داره. نه شوهر خوبیه. نه در اینده الگو و پدر خوبیه برا بچه ت.
جدا شو راحت. واقعا چرا طلاق نمیگیری. چقدر میشه با یه معتاده بد اخلاق زندگی کرد؟؟ اون چهار روز دیگه یه معتاد داغون میشه و تو و بچه ت نابود میشین. و تو شاید شانس یه زندگی خوب رو هم از دست بدی دیگه اون موقع.

اول از یه مشاور سوال کن چون به نظرم اگه بقیه بفهمند دیگه براش عادی میشه و بیشتر با تو بدرفتاری می‌کنه.
ولی اگه معتاد باشه شاید حضانت بچه ها با تو باشه

تاپیکاتو خوندم چرا زندگیت سرده چن ساله ازدواج کردی ؟ مگ چقد مشکل بوده ک نمیتونه فراموش کنه برای فضولی نمیپرسما میخام ببینم ریشه این سردی کجاست

اگر شوهرتو دوس داری جا نزن درستش کن

ببین شرایطا با هم فرق میکنه هر کسی طبق شرایطی ک داره الان بهت نظر میده تو باید بشینی ی جمع بندی از شرایطی ک داخلش هستی بکنی بعد تصمیم بگیری ب نظر من با خودش باید حرف بزنی ن خواهرش اون زندگی خودشو داره شاید ی ساعت یا حتی ی روز فکرش درگیر زندگی تو بشع بشین با شوهرت حرف بزن بگو دردت چیه دنبال ی راهیی ک تهش معلومه موضعت رو با این قضیه سفت محکم مشخص کنو بهش یگو اگ قرار باشه این راهو ادامه بده تو تحمل نمیکنیو حق حقوقت رو باید بده تا اخر عمر هم هر ما مایحتاج زنذگیتو فراهم کنه و جدا میشی تو این قضیه محکم باش ی کم شل باشی کارت تمومه ب خودت میای میبینی نصف زندگیتو باختی

بچه داری عزیزم یکی یا دوتا؟

الان مشکل اصلی زندگی کردن با اونه بری ب خواهرش بگی میگه تقصیر توعه اینطوری شده باید ببینی تکلیف زندگی خودت چیه

فقد جدا میشم چون اینایی ک گفتی دیگه درست شدنی نیستن

من شوهرم از قبل
یعنی دوران مجردی نسوار و عرق مصرف میکرد منم بعد ازدواج فهمیدم تقریبا بعد یک سال
یعنی همیشه سعی میکرده من نفهمم ولی خب فهمیدم و اولاش زیادی گیر میدادم اما الان بیخیال شدم و فقط یه کلمه بهش گفتم که اگه بجز این دوتا سراغ چیز دیگه ای بری بخدا ولت میکنم و بچهامم میگیرم میرم جایی که صدسالم بگردی پیدام نکنی چون من با ادم معتاد بدبخت هیچوقت زندگی نمیکنم
نمیدونم خب فقط امیدوارم چیز ذیگه ای نباشه
نسوار همیشه میکشه ولی عرق تا نره تو جمع دوستای ناباب نمیخوره

ولش کن توطبیعت
ادم بی ذات بی ذاته خوبشونیستش منم یه بارهمسرم انگار چیزی مصرف کرده بود کلن پرخاشگربود ۴۰رودخترم بود
بعدخانوادشم خونمون بود قشنگ حالشونو گرفتم بعد گفت ابحیش تورونگرفته بود چیزی مصرف نکزده بود توروگرفت وسیله مصرف کرد گفتم‌تودخالت نکن خفه شو

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبل بعد مشروب میخوره سیگار میکشه بعد روان درستی نداره بخدا کنترل اعصاب و خشم نداره حرفی تو دلش نمیزاره هرچی رسید میگه هم بد دهن هم با زبونش همه رو کنار خودش راه میبره.چنددفعه تو جیبش نسوار دیدم به روش نیاوردم.بعد تریاک دیدم گفتم اینا چیه داری گفت مال دوستمه و برا تفریح خیلی کم دارم و بعد پریشب دیدم بافور تو کیف بود اورد و بعد برداشت رفت بیرون تا نزدیک صبح من هیچی نگفتم چون به بیرون بودنش عادت کردم چه باشه یا نباشه فرقی نمیکنه همش با رفیقاشه و حتی شبم خونه اونا وایمیسته یا هم کلا خونه هست تو اتاق تو گوشی یا خواب نه حرفی چیزی.بعد خیلی از تهدید متنفره حتی اگه یه ذره اشاره هم بکنم به تهدید شروع میکنه به داد بیداد هبچ ترسی نداره .اگه بگم میرم میگه برو و بچمو بزار و پشت سرتم نمیام خیلی خودخواه ومغروره.الان از خواهراش خیلی حساب میبره بعد برم بهش بگم درست شو به فکر زندگیت بشو خودتو درست کن از این کارات دست بردار وگرنه میرم به خواهرت میگم اونوقت نیان منو تحقیر کنن نگن داداشم فلانه و بیسار و.. یا از اول روانی نبوده و...
چیکار کنم؟؟؟
#فرزندپروری
کودک مادر دخترم دوسالگی پوشک دندان تب دوسالگی درد رفلاکس کودک حساسیت واکسن دوسالگی ۱۸ماهگی و