۴ پاسخ

پسر منم اینجوری شد دقیقا
یک ماه پیش
چون از پوشک گرفتمش می‌ترسید جیش کنه هر جا میرفتیم اول میرفتیم دسشویی همونجا جیش میکرد بعد که خیالش راحت میشد دیگه گریه نمیکرد

حالا ی هفته ای کامل خونه باشین،تا ببینبن چی میشه احتمالا مقطعی هست و اینجور نمیمونه،ب نظرم گوش کنین ب خواستش، بعد اگر دیدین کوتاه نمیاد و طولانی شده دنبال چاره باشین مشاوره هم خوبه

چ خوب

طبیعی هست ی مدت بچه ها اینطوری میشند فقط دوست دارن خونه خودشون باشن

سوال های مرتبط

مامان زندگیمی مامان زندگیمی ۲ سالگی
ادامه تایپ قلی
احساس میکنم خیلی مظلوم شده دیگه اصلا جنب و جوش نداره فقط میشینه ساکت مظلوم ی گوشه با اسباب یازی هزاریار ردیف میکنه و میچینه وبازی میکنه چیزایی ک یادش بود یادش رفته مثلا من مریض میشدم پسرم چشامو معاینه میکرد صدای قلبمو امروز گفتم معاینم کن گوشش گذاشته رو دستم
و اینکه میخاد برع بیرون میگه علی میره یا علی میاد یا علی خسته ...منو یادش میدم یاد نمیگیره یا میگه بریم خونه مامان خونه خودمون میگه و اینکه جیش داره نمیگه من جیش دارم دودولو نشون میده میگ هنو جیش داره ...خونه هیشکیم نمیاد ت حیاط وامیسته یا کوچه بزور ببرم داخل خونه بابام اینا اولا داخل نمیاد دم در وامیسته بخام ببرمم خودشو میزنه زمین گریه جیغ داد کسیم بش نگا کته یا سلام کنه همونجا سرش میزنه دیوار حرفاشم نصفه شده مثلا بابا وفت... ینی بابا رفت قبلا همه متوجه میشدن الان نه از وسیله هم درس استفاده نمیکنه مثلا تابشو فقط تاب میده سرسره رو از سرسره میره بالا از پله میاد پایین میترسه خیلیم تو وجودش ترس هس خاستم از مامانای عزیز گهواره بپرسم اینا طبیعی؟؟؟؟
مامان اقاایمان👶 مامان اقاایمان👶 ۲ سالگی
سلام خانما خواهشا راهنمایی کنین دیگه من رد دادم🤦🏻‍♀️
الان حدود دوهفته هست پسرم همش بهونه های الکی میگیره مثلا صبح بلند میشه گاهی اوقات با گریه هر چی میگم چی میخای فقط گریه بغلش کنم نازش کنم باهاش حرف بزنم بدتر میکنه جیع و گریه اش رو..باباش بنده خدا ۳ از سرکار میاد ناهار ک اولش نمیزاره بیارم با هزار ناز و ادا سفره رو پهن میکنم بعد گریه میکنه ک نخورین بابا نخوره مامان هم نخوره باید یواشکی شوهرم بخوره بره باز سرگرمش کنه که من بخورم🤦🏻‍♀️ یا خودش میگه بریم بیرون حاضر میشیم بریم میگه من نمیام ..حالا الانا دیگه مخم نمی‌کشه ب شوهرم میگم نمیاد ولش کن بیا ما بریم درو می‌بندیم میریم میگه منم میام خلاصه میبرمش اومدنی باز داستان داریم از خونه طرف باشیم نمیاد همین داستانا رو داریم تو ماشین هم بریم دور بزنیم بعد که میرسیم خونه میگه نمیام از ماشین نمیاد پایین من که حوصلم‌نمیکشه میرم خونه...باز شوهرم درماشینو میبنده خودش میره پشت ماشین که فک کنه کسی نیست بعد پسرم صدا میزنه بابا بابا ...که بیاد پایین....الانم بالشت و پتو وسط خونه میگه جمع نکن میگم باشه صبحونه آوردم بخورم از ساعت ۱۰ میگه تو نخور گفتم باشه حالا میخام جمع کنم گریه میکنه جمع نکن🤦🏻‍♀️بخدا دیگه صبرم تموم شده اصلا این بچه با اسباب بازی هاش بازی نمیکنه فقط دنبال منه🤦🏻‍♀️ دیروز اینقد دعواش کردم و حتی زدمش 😔 روانشناس اینستا دیدم میگه با یه جیز سرشو گرم کنین بخدا سرشو گرم میکنم یه لحظه برمیگرده باز یادش میاد گریه و جیغ که چرا مثلا فلان کارو کردی🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️دیگه رد دادم ...چکار کنم بجه های شماهم همینن یا نه ؟