۱۳ پاسخ

طبیعیه
اما اصلا سوال مامان رو دوست داری یا بابا رو ازش نپرسین
خیلی بده

جدیدا بچه منم ایجور شده من خأنه دارم شوهرم بدردنخوزه خخخخ

بیا تاپیک منم سر بزنيد گناه دارم خخخخ

عزیزمممممم
خدا حفظش کنه به همسرتم دلداری بده ناراحت نشه
برعکس دختر من وابسته باباشه وابسته منم هستا ولی ن اونقد ک وابسته باباشه و‌من‌کیف میکنم‌ک‌وابسته پدرشه چون هرجا بخوام برم همسرم نیاد دخترمم نمیاد میگ با بابا بمونم 🤣و خیلیییییی حال میده
حتی دیشب خونه مادرم بودم شبو‌میخاستم بمونم ( البته۲ روز بود اونجا بودم) دخترم یهو باباش یادش افتاد ( برادرم کوچیکه ۹ سالشه وقتی دخترم پیش مامانمو‌برادرم باشه اصلا سراغ مارو نمیگیره چون هم بازی هستن باهم )
دیشب ساعت ۱ دخترم یاد باباش افتاد باباشو شکوند خونه مامانم خلاصه برگشتیم خونه شبم با باباش خوابید 😂😂

معلمی؟

منم از وقتی تعطیل شدیم پسرم خیلی بهم وابسته شده با باباش تا جلو آسانسورم نمیره

ای جانم، از همین روزای قشنگ لذت ببر
تا به خودمون بیایم گذشته و بزرگ شدن🤗

لیام جدیدا یکم مامانی شده چون بخاطر تعطیلی اجباری منو بیشتر میبینه
وگرنه کلا بچه خیلی دلبسته ای نیست
و من خوشحالم که اینطوریه😅

من برای بیرون اصلا وابسته نیست 😂😂سریع میره با کسایی که بشناستشون ولی خب وابستمم هست مثلا مهمونی میریم دائم به من چسبیدس به باباش کار نداره اذیت میشم

پسر منم اینجوریه ولی من لذتی نمیبرم دیگ عذاب اور شده این حجم ازوابستگی ازدست باباش ابم نمیگیره میگه باید مامان بده لباسمو مامان عوض کنه بیرون فقط با مامان خیلی تو عذابم نیم ساعتم نمیمونه انگار اصلن باباش نیست

دختر منم برا همه چی فقط مامان

معلمی؟

خوشبحالت چیکار کردی اینقد وابسته شده؟
من دخترم اینشکلی نیس متاسفانه وخانواده همسرم سواستفاده میکنن که مثلا صبحا بیان ببرن تاشب وبعضاشباهم اونجا بخوابه ولی من هنوز اجازه ندادم کلا بچم پیشم نباشه استرسی میشم

دختر منم خیلی وابسته من
بعضی وقت ها تو خونه زله میشم اینهمه میچسبه به من
ولی دیروز با شوهرم رفته بود بیرون فهمیدم منم خیلی وابسته دخترمم قلبم خونه گرفت

سوال های مرتبط

مامان کوهیار مامان کوهیار ۲ سالگی
شیر خشک پوشک بچه
شما قبول دارین گریه بچه به حکمت نیست
البته بگم بحث بچه بیمار فرق داره
مثلا کوهیار امشب مثل همیشه شیطنت داشت ۱۰ ونیم دیگه خواب امشب تا آلان فقط گریه و ایراد می‌گرفت میگفتم خدایا چشه بچم
همون موقع شوهرم گفت عزیزم میشه تیشرت بشوری فردا مشکی میخوام گفتم باشه ولی من میترسم برم حیاط پشتی ها
یهو کوهیار زد زیر گریه مونده بودیم بچه که ک نه دلش درده ن گوشش یهو چیشذ بچم
شوهرم بچم بغل کرد گفتم من میشورم تیشرت با دست چون لباس کثیف ندارم همین یکی ،
شستم گفتم تو خونه رخت آویز کوهیار بندازم یهو کوهیار گریه اش به جیغ رسید هول کردم گفتم بده ببینم رو تاب میخوابه ،به شوهرم گفتم تو تیشرت ببر حیاط پشتی رو بند پشت کولر گفت باش ،یهو کوهیار آروم گرفت رو تاب
شوهرم برگشت گفت واااااااااای راحله در حیاط باز بود گفتم وسایل کارت بود گفت آره، گفت فک کنم مامانم یادش رفته ببنده در و واااااااااای شانس آوردم ۶۰۰میلیون وسیله کار فقط تو حیاط بود ک تو ۱۵ سال تونستیم تیکه به تیکه بخریم
دیدم کوهیار آروم خوابه گفتم ببین گریه کوهیار بی حکمت نبوده
خدایا شکرت
مامان ویانا🧚‍♀️ مامان ویانا🧚‍♀️ ۲ سالگی
مامان آرتا🥹♥️ مامان آرتا🥹♥️ ۲ سالگی
بچها می‌خوام یه چیزی بگم شما جای من باشید چیکار میکنید؟ بنظرتون چ رفتاری داشته باشم؟ اصلا مهم باشه برام یا نه؟
من یه دوستی دارم رفت آمد داریم باهم خیلی هم خوبیم
بعد بارداره چند وقت پیش هوس ذرت مکزیکی کرد گفتم برات درست میکنم وسایلش داشتم جر پنیر پیتزا.. گفت میارم خلاصه آورد و درست کردیم خوردیم هرکار کردم گفت نه بابا چیه پنیر ک بخوام ببرمش و این حرفا دیک منم اصلا استفاده ای از پنیر پیتزا ندارم.. همونجا تو یخچال گذاشته بود هر وقت خودش میومد خدا شاهده هر وقت میومد عصرا هوس چیپس پنیر میکرد من درست میکردم براش چندین بار درست کردم خلاصه یکم دیگه مونده بود ازش خیلی کم بود دیگ امروز به من گفت بیا خونمون و اینا گفتم باشه اگر چیزی لازم داشتی بگو بیارم برات دیگه گفت ک یه جارو بخر برام و پنیر پیتزا ک خونتون بود بیارش می‌خوام شام درست کنم منم دیدم کمه سفارش دادم اومد یه بسته دیگه خلاصه جارو هم خریدم رفتم خونشون

ادامه تو کامنت میزارم
پوشک شیر خشک بارداری آنومالی بچه شیر پوشک پوشک شیر خشک شیر