۶ پاسخ

من از شیر گرفتمش اینجوری شد قبلش بغل خودم بود فقط

دختر منم گاهی اینجوری میگه فقط بابا موهامو شونه کنه بابا لباس بپوشه و... ولی من هنوز ازشیر نگرفتمش خیلی هم وابسته اس بنظرم طبیعیه یه دوره اینجورین دیگه زیاد ذهنتون رو درگیر نکنید

بچه منم همینه ولی من خوشحالم بیخیال بابا دو دیقه راحت مبشیم از. دستشون

احتمال زیاد دلیلش همین باشه درست میشه کم کم

دختر من ماه ها اجازه نداد آب بدم بهش پوشک عوض کنم با بخوابونمش بریم پارک میگه تو برو با بابا تاب بازی کنم و ...الان یکم‌کمتر شده
فک‌کن نصف شب بیدار میشد آب میخواست بلند میشدم بدم گریه داد بیداد که بابا بده بعد بابا منظورشون تا بفهمه دیگه نیم‌ساعت گریه میکرد

بچه ها نمیدونم چرا یه مدت اینجوری میشن

سوال های مرتبط

مامان نیکی مامان نیکی ۲ سالگی
نیکی از وقتی از شیر گرفتمش به شدت بد قلق و بد اخلاق شده، کارش از صبح تا شی گریه اس، برای هررررر چیزی... انگار عصبیه، همه چیو پرتاب میکنه، و گریه گریه گریه....
صدای گریه اش عین یه آژیر از صبح که بیدار میشیم تااااا شب توی سرمه...
خیای وقتا دیگه صبرم تموم میشه و دعواش میکنم ، امروز لیوان مورد علاقه و خیلییی قدیمیمو زد با همین جیغ و گریه پرتاب کرد و شکوندش... عین بمب منفجر شدم... تمام دق دلیِ این روزا تمام استرسا و غصه ها و خشمای فروخوردمو سر بچم ریختم😞😞😞
بچم میگفت مامان من ترسیدم ولی آروم‌نمیشدم... عصبانیتم تموم نمیشد، نمیتونستم و نمیشد خودمو کنترل کنم، هرچیییی تلاش میکردم آروم بگیرم نمیتونستم...
بچه رو بدجور دعوا کردم و عذاب وجدانش داره دیوونم میکنه... بردمش تو کوچه باهاش پیاده روی کردم و زار زار گریه میکردم تو کوچه😭😭
تنهایی،ایییییینهمه فشار عصبی ، ترس، گریه های تموم نشدنی ، خستگی .... روانمو به هم ریخته....
از طرفی دقیقا از وقتی از شیر گرفتمش با باباش بد شده، بغل باباش نمیره، حتی نمیذارا باباش به من دست بزنه، و باباش خیلیییی از این موضوع ناراحته، هرچی بهش محبت میکنه، واسش خرید میکنه سعی میکنه بغلش کنه باهاش بازی کنه باز انگار با باباش غریبه اس، غصه ی این یکیم داره بدتر اذیتم میکنه، واقعا نمیدونم چیکار کنم....
به نظرتون این بداخلاقی و فاصله گرفتنش از باباش بعد قطع شیر طبیعیه؟؟؟ جهش رشدیه؟ چیکار کنم به نظرتون؟؟؟