۵ پاسخ

وای من که به همه تذکر میدم
اینجوری نگیر
اونجوری بگیر
الان نگیر
الان بگیر
همه چی‌میگم
دست خودم نیست

مراقب بچه ات باش اون از خودش اختیاری نداره وظیفه مادر مراقب و محافظ بچه باشه
مامان من تو دو روزگی بچم انقد بد لباسش پوشوند بچه ریسه رفت همسرم تو پیامک گفت خودت انجام بده رفت تو گوشیم دید وقتی ما خواب بودیم قهر کرد رفت حالا نیومده تا الان نه زنگ کلا رفت از همون روز سر پسر بزرگمم بد حمومش داد کلا ده ثانیه نفس بچم رفت مادرشوهرم زد رو باسنش بچه برگشت شوهرم گفت این چه کاریه اون موقعم رفت نیومد

خوب کردی گفتی کمر بچت عیب میکنه😒میدونی چقدر از دردای بزرگسالی ریشش تو همین بد بغل کردنای کودکیه

مامانا کارشون همینه کاس خودمون یادمون بمونه الکی ب بچمون بخاطر کاری ک لازم بوده انجام بده عذاب وجدان ندیم..!

باز خدا خیرت بده روش رو داشتی گفتی نگیر
من که لالم و فقط خودم بهم میریزم که مبادا کسی ناراحت نشه
البته کار تو درست ها

سوال های مرتبط

مامان داریا مامان داریا ۷ ماهگی
سلام خانما خوبید شبتون بخیر💕

یچیز میگم بگید من حساسم یا مورد مهمی نیس
از روز اولی که پسرم بدنیا اومد و اومدیم خونه خواهرشوهرم با اینکه خودش دوتا بچه داره همش میگفت بده بغل من باشه یعنی بزوری باید ازش بچرو پس بگیریم خب منم مادرم بعضی جاها دلم میخاد بچم بغل خودم باشه بخصوص روزای اول
اینم بگم که من اصلا بچه داری اونارو قبول ندارم خیلی بچرو بد میگیرن اذیت میشه، چند شب پیش مونده بودیم باغ انقد بچرو از دلش فشار داد بچه دم ب دیقه بالا میاورد هرچقد هم میگفتم این مدلی نگیر اصلا اهمیت نمیداد ،پسرم انقد بالا اورد گلوش انگار سوخته بود زوری شیر میخورد ،میکفتن شیر نده نمیخاد یا رفلاکس داره بالا میاره😩 خب چرا تو خونمون بالا نمیاره؟
یا شوهرش بچرو میگیره میزاره روی کول خودش و پسر ۹سالش منم از ترس و استرس سکته میکنم ،یه لحظه چشمم افتاد بهشون دبدم داره گوش بچرو برمیگردونه مرتیکه😑 مادرشوهرم دوروز بعد اومد خونمون شروع کرد به گله که دخترم ناراحت بود میگفت من مگه بلد نیسم هی به من تذکر میده بچرو اون مدلی نگیر ،منم پریدم وسط حرفش به اندازه کل این ۵ماه گله کردم 🫢☹️ هم حرکتای شوهرشو گفتم هم اینکه من تذکر میدم و دخترش اهمیت نمیده
الان نمیدونم دلم نمیخاد دیگه برم پیششون بچم اذیت میشه بغل اونا فقط نگاهش رو منه چشمش دنبال منو باباشه ،