۹ پاسخ

نرو خونشون اگ گفتن چرا بگوپسزمو اذیت میکنه بچت

وای من هر چی به بچه ها میگم لپای دخترم رو فشار ندین نمی‌فهمند نمی‌دونم چرا هر چی میگی حالیشون نمیشه

من همین مشکل داشتم پسد دایی شوهرم ۶ سالشه هی بوس بوس بوس نه یکبار هزار بار صورت پسرم کلا شد جوش هی به زندایی گفتم ببین جوش زده هی میگفت پسرم نکن دیگه شول وول
منم زدم به سیم آخر به مادرش بار آخر گفتم دعواش کن چون فقط یکبار دیگه بوسش کنه میزنمش گفت خب بزن
منم نه گذاشتم نه برداشتم چنان خوابوندم تو گوشش رب رو ربش یاد کرد دیگه فهمید و نکرد😃الان اتفاقا کمک دستمه هر کار بگم میکنه منم براش مداد رنگی و کتاب داستان خریدم😃ازمم میترسه

دیگ نبرش ،یکم سنگین شوباهاشون تابفهمند

هر وقت اومد ماچ کنه اخم بکن بچه رو بلند کند دستشو پس بزن

بزن تودهنش صدا خر بده😐

یکی بزن تو گوشش
یا وقتی میاد نزدیک بچه میشه یه نشگون گوشه رونش بگیر تا بفهمه 🤣🤣🤣🤣

فهمیدی به منم بگو🤕
منم دیگه عصبی شدم از دستشون

دقیقا مشکل منه بعدم میگن از رو دوست داشتنه ادم اتیش میگیره راه حلی پیدا کردی به منم بگو

سوال های مرتبط

مامان عرشیان مامان عرشیان ۱۰ ماهگی
دوستان میدونن که من با پدر شوهرم دعوام شد .دو ماه پیش و اون بهم گفت میخام پسرم تورو طلاق بده و براش زن بگیرم و خیلی حرف دیگه.منم از خونم بیرونش کردم .از اون موقع که دو ماه میشه خونشون نرفتم.دیروز که از سفر برگشتیم گفت همه با هم میریم خونه بابام منم گفتم نمیام . گفت نمیای گفتم نه🤣 وقتی پدرت گفته نیا برای چی برم
گفت تو احترام بگیر بیا به خاطر من . گفتم به خاطر تو!!تو برای من چیکار کردی؟عین سبب زمینی بی رگ وایستادی هر چی پدرت خاست بهم بگه
بعد دیدم اومد گوشیمو از رو مبل برداشت سیمکارتش رو درآورد که مثلا تحت فشار قرارم بده بیام خونه باباش.منم گفتم گوشی رو هم ببر مال خودت .بعد پسرمم بغل کرد گفت باهاش میرم تو شهر دو سه ساعت دیگه شاید بیام شایدم اصلا نیام . گفتم به سلامت خودمو کنترل کردم نزاشتم فکر کنه بچم نقطه ضعف منه که به خاطرش مجبور به هرکاری بشم.میدونستم نمیتونه نگهش داره.رفت یکساعت دیگه خودش تو کوچه ولیستاده بود بچه رو داد مادرشوهرم آورد داد به من خودشم رفت 🤣بعد چند ساعت شوهرم اومد خیلی عادی برخورد کرد باهام قهر هم نبود🥴شما بودید می‌رفتید یا نه؟