۱۳ پاسخ

ان شاءالله خیره عزیزدلم
خیلی واست خوشحالم که خدا لایق دونسته دوباره مادر شی
ان شاءالله ماهم لایق باشیم بازم این حسو تجربه کنیم

شیرخشک یا پاستوریزه بده بهش
از شیر بیفته غذاخور میشه بهش غذا بده عزیزم

مبارکتون باشه، همینجوریش هم کم کم باید از شیر میگرفتیش، یکی دو ماه زودتر اتفاق افتاده و چون باید بندازیش روی غذا پس به تغذیه اش تمرکز کن و کنارش لبنیات مخصوصا شیر پر چرب بده

عزیزم یهویی نگیر قطعا اینجوری اذیتش بیشتره که منبع ارامشش یهویی قطع بشه باید کم کم شروع کنی تا تاثیر بد نداشته باشه

منم دخترمو زود از شیر گرفتم زیاد اذیت نکرد فقط شب ها خیلی گریه میکرد

عزیزم سلامتی😘حتما شیر بده حالا یا خشک یا پاستوریزه چون میگین غذا هم کم میخوره بدن بچه نیاز داره عزیزم 💓💓

تا ۱۶هفته که راحت میتونی بدی

ایشالله که هرچه اسونتر این مرحله رو پشت سر بذاری و توی دلیت هم بسلامتی بغل کنی عزیزم❤️🥹
شیر پاستوریزه رو امتحان کردی؟؟

ولی خب هنواول بارداریه میتونستی بدی بهش

شیرپاستوریزه بده با لیوان یافنجون

ای جانم
انشالله بارداری خوب و راحتی داشته باشی
منم بخاطر دارو 5 روزه شیر ندادم به پسرم
فقط پاستوریزه دادم، اما دکترم اجازه داده از فردا صبح بهش شیر بدم 🙂🙂

خدا کمکت کنه عزیزم. اصلا عذاب وجدان نداشته باش.مطمین باش تا خدا نخواد برگی از درخت نمیفته، چه برسه به تولد یه انسان..‌. آروین جان هم مشکلی براش پیش نمیاد اگه تغذیه اش خوب باشه

چرا شیر خشک نمیدی عزیزم

سوال های مرتبط

مامان رهام🤍 مامان رهام🤍 ۱۷ ماهگی
سلام مامانا
اومدم یه تجربه ای رو باهاتون به اشتراک بذارم

من چند روز پیش تاپیک زدم درباره قطع شیر خودم.
بعد دیدم حالا یکی دوبار هم بدم بد نیست
اینطوری شد که کامل قطع نکردم ولی دارم وابستگی رو کم میکنم و به جاش شیر پاکتی میدم.

از هفته پیش دیگه نذاشتم نه روز نه شب با شیر بخوابه و این خیلی خوبه
چون شب خونه تاریک باشه و با یکم نوازش میخوابه و تا صبح برای شیر هم بیدار نمیشه
در حالیکه قبلا بعضی شب برای شیر بیدار میشد
و روز هم با نوازش و ماساژ میخوابه بیشتر روز اذیت میکنه برای خواب
ولی خیلی راضیم
چون دیگه لازم نیست حتما شیر باشه تا بخوابه
یا توی تاب نیم ساعت تاب بدم تا بخوابه
دارم کم کم راحت میشم‌
بگم که هنوز بازم خیلی پیگیره ولی خب منم مصمم هستم.

یکی اینکه اگه کاری میخواهید بکنید که میدونید کسی پیدا میشه باهاتون مخالفت کنه و اعصابتون خورد میشه اصلا نگید


من قبلا میگفتم میخوام زود از شیر بگیرم و فلان، مادر شوهرم و شوهرم میگفتن نه
منم گفتم خب وقتی شیر ندارم چیکار کنم😐

خلاصه کاز خودمو الان دارم پیش میبرم به هیچ کس هم نگفتم😃
مامان بردیا و نینی مامان بردیا و نینی ۲ سالگی
قطع شیر شب ‼️‼️‼️
چیزی که خیلی در مورد اون اشتباه میشه با اینکه روانشناس ها در این مورد دو نظر دارن که گروهی میگه قطع بشه و گروهی نه
اما علم پزشکی در این مورد میگه تا زمانی که کودک در خواست شیر شب داره باید به او داده بشه 🥴
این اصطلاح که کودک بد عادت هست و از روی عادت برای شیر شب بیدار میشه چیزی هست کاملا اشتباه بلکه کودک شما به درستی تغذیه نشده یا در اثر شرایط محیطی مثل گرما و کم مصرف کردن آب و شیر در طی روز شب برای شیر بیدار میشه البته بیدار شدن دیگه هم داریم که کودک برای چیز مثل دل درد بیدار میشه و شیر نمی خواد یا اگه می خواد برای اینکه دلش آروم بشه
اما برای خود شیر بیدار شدن از روی گرسنگی هست
کودک از صفر تا دوماه به ۱۲ وعده شیر با فاصله هر وعده کمتر از سه به شیر نیاز داره و باید برای شب بیدار بشه
از ۲تا شش ماه شیر شب با خواست خود کودک داده میشه یعنی اگر علامتی از درخواست شیر دیدید یا گریه کرد باید شیر بدی
از شش ماه تا دوسال شیر شب قطع نمیشه بلکه با تغذیه مناسب باید نیاز کودک بر طرف بشه تا خودش برای شیر شب بیدار نشه
این یعنی آب کافی شیر کافی و غذای جامد کافی برای طی روز شام نهار و صبحانه و میان وعده ها
مامان ماهلین🌙🐣 مامان ماهلین🌙🐣 ۲ سالگی
پارت سوم تجربه ی این روزایی که ماهلینو از شیر جدا کردم :
نمیخواستم این تایم بگیرمش ولی متاسفانه افتادیم تو پاییز و زمستون و الان بهترین موقعیت جدایی بود ...وگرنه تو پاییز و زمستون شب بلنده و روز کوتاه و تا میجنبیدیم شب میشد و نه میتونستم زمانی که بهونه گرفت ببرمش پارک و بیرون و خونه ی کسی تا این تایم بگذره برای بچه و خیلی بیشتر اذیت میشد...وگرنه میخوایتم ۱۸ ماهگی بگیرمش
خب وقتی که تصمیم گرفتم که این روزای اخر تابستون رو از دست ندم
از یه هفته قبل کلی تنقلات و ابمیوه و شیر پاکتی و میوه خریده بودم مخصوصا انار که میگن اون حس عطش رو برطرف میکنه برای بچه هایی که از شیر جدا میشن
و واقعا خوراکی و تنقلات خیلی خوب بود و خیلی کمکم کرد مخصوصا که روز اول تا بهونه ی شیر رو پیدا میکرد میدادیم سرگرم بشه و بالای سرش یه شیر و اب میزاشتیم که نصفه شب تشنه شد بدیم و واقعا شب یکی دوبار بیدار شد و احساس تشنگی داشت و دادیم خورد
صبحونه و ناهار و شام رو طبق روال همیشه بهش میدم
مخصوصا این ۳ روز برنج و گوشت وعدسی و آب گوشت و اینا بهش دادم که شکمش سیر بشه ...خدا بهمون کمک کنه راحت تر بگذره ....الان ساعت ۴ و نیم یهو بیدار شد و بهونه و گریه و در اخر روی پای مامانمه ...پایین نمیزاره بیدار میشه...منم که سینه هام خیلی سفت و دردناک شده...حس میکنم رو شونه هام و کمر و گردنم تبر خورده و داره میشکنه ...قرص و شیاف زدم تا دردم کم بشه
تاریخ این لحظه از امروز بمونه برام یادگاری مثل تاپیکای حاملگیم :
ساعت ۶ و ۲۸ دقیقه ی صبح روزِ ۲۵ شهریور ماه که من هنوز بیدارم و دیگه خوابم نمیاد و علاوه بر درد کمر و سینه و گردن و شونه هام انگار صد کیلو روش چیزی هست ...سردرد هم دارم