۱۱ پاسخ

سفت دخترمو بغل میکردم

تند تند کارای عقب افتاده ام میکردم تا جایی که فرصت بشه بقیه رو تند تند رو کاغذ مینویسم که بقیه بدونن چه کارایی دارم مثل حسابام وصیتام خونه زندگیم که به دست کی برسه یه زنگ هم به مامانم میزنم که بچموو فقط خودت بزرگ میکنی به هیچ کس نمیدی یه نامه بالااا بلندی هم برای همسرم مینویسم تمام حرفاییی که توو ای چن سال نتونستم بگم براش مینویسم مطمئنم هستم خیلی دلش برام تنگ میشه بقیه اون روزم یه حموم خوب میرم که هیچ وقت فرصتش ندارم با بچه قشنگترین لباسمم میپوشم همه وقتموو با پسرم تموم میکنم اینقد بوووش میکنم که پر بشم ولی نمیشم🥹😭خواهر چه تاپیک خوبی بود حالمون رو دگرگون کردی🥲

با بچه هام ازصبح تاشب میرفتم تفریح وخرید

پسرم و همسرم و مادرم رو محکم بغل میکردم و کل روز باهاشون وقت میگذرونم
بعد با اینکه دلم براشون تنگ میشع اما میگم دیگه منم دارم میرم پیش پسرام.....

همسرو پسرمو سفت بغل میکردم 🥺🥹🫂

اگه واقعا بعد از مرگ ادم‌میتونس عزیزان از دست رفته شو ببینه خیلی سریع حاظر میشدم ک قراره بازم بابامو ببینم بپرم بغلش بازم لوسم کنه بازم باهام بچگونه حرف بزنه💔🙃
ازین رو دلم برا مامانم و بچم و همسرم میسوخت
ک مامانم توی ۲ سال هم خواهرشو از دس داد هم همسرشو و داعون شد و با رفتن من داغون تر میشد همسرمم ک خیلی وابسته ی همیم🥲با فوت بابام پاچید از هم چه برسه ک من بمیرم دیگه خیلی داغون میشد..
بچمم که بی پناه میشه درسته باباش هس ململن بزرگاش عمه و... ولی هیچ کس برا بچه مادر ک نمیشه💔🥲 مخصوصا این روزا ک بد تر بهم وابسته شده بیشتر از همه دلم برا دلسا چلونده میشه.. و در اخر داداشم ک از رو محبتشو نشون نمیده ولی از ته دل ادمو خیلی دوس داره و ب ندرت قسم میخوره و قسمشم اینه تو دار دنیا یه خواهر دارم بجون همین خواهرم فلان...💔💔💔 اشکم در اومداصلا تا اینو نوشتم
🥲🥲🥲💔💔💔

من انقدر بدبختم که میگم بزار کار کنم که یکم از هزینه های کفن ودفنم دربیارم خیلی فشار نیاد به دیگران😂😂😂

بچه هامو محکم بغل میکردم تا آخرین لحظه 😔

پسرامو بغل مےکردم و اجازہ مےدادم دنیا ھمونجاا تموم بشہ۔۔۔✔️

دخترمو وهمسرمو کلی بغل میکردم ومیبوسیدم باهاشون وقت میگذروندم

ترجیح میدم بمیرم خسته شدم

سوال های مرتبط

مامان 𝔪𝔞𝔥𝔳𝔞✨♥️ مامان 𝔪𝔞𝔥𝔳𝔞✨♥️ ۱۰ ماهگی