عزیزم ولی چ وحشتناکش کردی😂😂
من ی بار سابقش رو دارم ولی الان اینو خوندن تن و بدنم لرزید😂😂😂
مامانا عزیزم نمیخوام بترسونمتون ولی اگه قصد زایمان طبیعی دارید حتما ورزش کنید معاینه لگنی بشید و ماما همراه داشته باشید و بدن با بدن فرق میکنه من نه ماما همراه داشتم نه لگنم مناسب زایمان بود انشالله زایمان خوبی داشته باشید و به سلامتی نی نی هاتون رو بغل بگیرید 🥰🥰
الهی بگردم چقدر اذیت شدی و چقدر هم قشنگ نوشتی:( واقعا درد زایمان طبیعی رو خیلی قشنگ شرح کردی♥️
دمت گرم مبارکه چه قلم خوبی داری ها فک کردم رمان میخونم
تجربه زایمان طبیعی 🌸
پارت دوم
ساعت ۸ شب؛ مرحله فول! دیگه هیچ راه برگشتی نبود. بردنم تو اتاق زایمان. فضایِ وحشتناکی بود. دو تا پرستار با تمامِ قدرت روی شکمم فشار میآوردن. دکتر با یه صدای قاطع گفت: «بچه بدحال شده، سریع زور بزن وگرنه کار دستِ خودمون میدیم!» اکسیژن رو گذاشتن رو صورتم. حس میکردم ریههام دارن منفجر میشن. آخرین زور رو زدم… دنیا برای یک لحظه سکوت کرد.
ساعت ۲۰:۳۰ بچه اومد بیرون! اما اون صدایِ گریه شنیده نشد! همه چی در کسری از ثانیه تغییر کرد. دکترها مثل برقپریده ریختن دورش. سکوتِ سنگینِ اتاق رو فقط صدایِ بوقِ دستگاهها پر کرده بود. اون ثانیهها… انگار سالها طول کشید. داشتم میمردم از ترس! تا اینکه بالاخره، یه صدای نحیفِ گریه، سکوتِ مرگبار رو شکست. ولی کار تموم نشده بود؛ سریع بردندش NICU.
خودمم به خاطر عفونتِ که راه افتاده بود، دو روز افتادم روی تخت. بیخبر از بچهام، با عفونت و بخیه و درد، فقط میسوختم و میساختم. وقتی فهمیدم سرش به خاطر موندنِ طولانی توی کانال زایمان دفرمه شده، دنیام دوباره فرو ریخت. ترسِ خونریزیِ مغزی… کابوسِ اون پنج روز ان ای سیو هرگز از ذهنم پاک نمیشه.
حالا ۱۱ روز از اون طوفان گذشته. هنوز که راه میرم یا میشینم، دردِ اون بخیهها بهم یادآوری میکنه که چه نبردی رو پشت سر گذاشتم. ولی وقتی به صورتِ آرومِ نینیام نگاه میکنم، میبینم ارزشش رو داشت
وای خدایا چقدر سخت واقعا بهشت هم برای مادر کمه😅🤦🏻♀️
من یه سقط داشتم وحشتناکه مستفیم میرم سزارین
و خداروشکر ک در آخر نی نی قشنگت تو بغلته و حسش میکنی
برا منم دعا کن لطفا
عزیزم خیلی خوب نوشتی انگارکه رمان خوندم من با تمام وجودتک تک کلمه هاتودرک میکنم چون منم زایمان خیلی سختی داشتم تازه خدابهم رحم کرد بچه ازدست ماماسرخوردمیخواست بیوفته
اخه چرا دکترتون معاینه لگنی نکرده بودتون؟🥲
بیمارستان دولتی بودین ؟
وای منم میترسم🥺
خداروشکر بخیر گذشت
وااای چقد شبیع منییییی🥺
قدمش مبارک باشه عزیزم
با تک تک سلولهای بدنم حس میکنم چی کشیدی منم خیلییی سخت زایمان کردم وزن بچم ۳۹۰۰ بود
هنوزم بعد ۴۸ روز خوب نشدم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.