۱۰ پاسخ

منم یه زمانی اینجوری بودم
ولی رو خودم کار کردم عصبانی میشم پیش خودم میگم آروم باش آروم باش نفس عمیق میکشم

اره قبلا میزدم الان ترک کردم داذ میزنم باید اینم ترک‌کنم هم خودم دیوونه شدم‌هم دخترم باید رو خودمون کار کنیم

منم همین جوریم اعصابم ضعیفه

اهن بدنت اومده پایین دی هم بخور امتحان کن چه مامان ریلکسی میشی

باور میکنی همه مثل همیم.منم بیشتر شده داد زدنم اونم سر کارای خطرناکه.باور کن توضیح میدم هم قدش میشم ولی افاقه نمیکنه

درخواست میدی عزیز من پرم

اره منم همش داد میزنم کتک نمیزنما اصلاااا ولی داد اره یوقتایی اصلا حرفمو گوش نمیدن تو این وضع مملکت اعصاب نمیمونه برامون

اره منم
انگار هرچی بزرگتر میشه من بی اعصابتر میشم
البته اینکه اونم مستقل و خود رای میشه و با من کل کل میکنه بی تاثیر نیست

من اگه داد نزنم مشکل حل نمیشه چند بار اروم میگم گوش نمیده همین ک داد بزنم کاری ک خواستما انجام میده 😄😂😂😂😂

متاسفانه اره
بخاطر همین شدیدا حس حسادت و اینکه نیاز به دیده شدن داره رو توش میبینم
مربیش میگفت به خاطر شرایط منم هست

سوال های مرتبط

مامان Ryan مامان Ryan ۵ سالگی
سلام
من بچه دومم بدنیا اومده و بدجور افسرده ام تحملش برام سخت شده پر از حس عذاب وجدانم و از هیچی لذت نمیبرم بیشتر روزا وانمود می‌کنم خوشحالم ، وانمود می‌کنم که از وجود بچه هام لذت میبرم اما تو دلم پر از غمه یه غم خیلی سنگین با وجود اینکه کمکی دارم و مامانم بنده خدا ۲۴ ساعته بهمون رسیدگی میکنه ولی بازم میخوام از غم زار بزنم و گریه کنم
یه چیزی که خیلی آزارم میده اینه که احساس گناه دارم که چرا دخترم اسفند بدنیا اومد همش به خودم میگم دست خودم بوده و میتونستم یکی دو ماه بعد اقدام کنم که آخر سال نباشه ، میارم از تیر شروع شد و خیلی عذاب کشیدم مخصوصا که هوا گرم بود و برق هم میرفت دیگه بدتر می‌شد اوضاعم خیلی خیلی مامانم اذیت شد همینطور پسرم اگه ویارم تو هوای خنک تر بود کمتر می‌شد الان با گریه دارم مینویسم عذاب وجدان اینکه همه رو اذیت کردم داره دیوونه ام میکنه 😔
چرا یکی دو ماه بعد حامله نشدم که دخترم سال جدید باشه مثل پسرم چرا تو اون شرایط که مامانم اینا خودشون درگیر مسایلی بودن من به مشکلاتشون اضافه کردم دارم از خودخوری دیوونه میشم دلم می‌خواد برم روانپزشک بهم دارو بده دیگه تحملشو ندارم