احتمالا همه ی بچه های اول اینجوری ان
منم بچه ی اول هستم
مجردی همش نگران داداشام بودم
الانم بچه هام.
موهام سفید شد
منم مثل شمام
پسرم جلو پاشو نمیبینه و هی زمین میخوره
من بچهام بزرگن باز هم همینم اثلا درمان نداره
نه من برعکس شمام
به هر کسی نمیسپارم پیش مامانم یا خواهرم میذارمش در حد چند ساعت
حتی شبا پیش مامانم میخوابه تا پیش مامانمم
همیشه هم خودمو سرزنش میکنم میگم مادرخوبی نیستم چون خیلی زود خسته میشم
واقعا مادربودن خیلی مسئولیت سنگینیه
نسبت بهش حساس نیستم اونقدر
ولی از ته قلبم دوستش دارم❤️
من نیستم عزیزم اینجوری ولی پارک نمیبرم فعلا چون کوچیک ان برای وسایل تو پارک براشون امن نیست البته این طرز فکر منه چون بچه های بزرگ تر هستن و میخورن به اینا اینام هنوز از وسایل پارک لذتی که باید و نمیبرن خانه بازی میبرم زیاد اونجام بخوره زمین خیلی امنه مت داره وسایلش برای سن ایناست .ولی برای استرسی که از دوریش میکشی تو داری به بچه هام آسیب میزنه وابسته اشون میکنی خودتم دچار استرس و اضطراب و افسرده میشی چون هیچ تایمی و به خودت اختصاص نمیدی و خودتو فراموش میکنی حتما با مشاور صحبت کن
منم مثل شمام .
منم برادرم ۱۰ سال ازم کوچیکتر ه اونموقعها مثل بچه خودم نگهداری میکردم .
الانم که بچم .
میترسم منم .
همش میگم اگر پیش کسی بزارم اتفاقی بیفته چی . حواسشون ب بچه نباشه چی .
مهمونی و جاییم مثل شما . یکی باهام حرف میزنه من ب بچم نگاه میکنم عوض اون .
من که از مجردی بودم الانم هستم . فکر نکنم تمام بشه این ماجرا .
بنظر من مادر شدن خودکشی تجرجیه .
این نگرانی ها از مرحله ب مرحله بعد چه بسا سختر منتقل میشه .
متم دنبال راه رهایی هستم اما پیداش نمیکنم
منمهمینجور بودم .الان خداروشکر گوش شبطون کر یکم بهترم..بچه اولم ۹سالشه..بچه بهونه گیر و لوسی هست اما کله شق نیست
منم عین شما
دارم دیوونه میشم دیگه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.