۱۴ پاسخ

ای بگردمت نگا هنوز اینجام یه لحظه یادش افتاده عصبیه😅

پسر منم بلند میشه میبینه ی عروسکیش کنارشه فقط بغلش میکنه محکم بوسش میکنهههههه🥺❤

بچه هاهم بی اعصاب شدنا😂

🤣🤣🤣🤣

سلام دوست عزیزم🌷
اگه دوست داری عکس‌هاتون خاص‌تر و قشنگ‌تر بشه، ما کنارتونیم 💖
📸 طراحی و ادیت حرفه‌ای عکس 🎈 ماهگرد و بارداری و تولد 🌹 یادبود و مناسبت‌ها ✨ با سلیقه شما و تحویل سریع
کافیه عکستون رو برامون بفرستید تا یه خاطره ماندگار براتون بسازیم 🥰 📩 منتظر پیام‌هاتون هستیم.


با ❌۵۰ درصد ❌ تخفیف ویژه
کانال روبیکا


فقط و فقط ۵۰ هزار تومان
@qabenoo

قربون اخمت که کلی مهربونی پشتشه🥹🥹😍😍 قشنگ معلومه چقد مهربونه

داشت میگفت این لوس بازیا چیه زن ولم کن 😅 بیچاره زنش🫣

نگاش کن چقد بامزه س اخه جوجهههههه 😍😍😍 لباسشو خداااااااا🩵💙🩵💙🥹 منم یه خرگوش بسیااااار نرم و گوگولی و ملوس سعی کردم تو خواب بدم بغل دخترم چنان عصبی شدو با دست پرتش کرد اونورو بعدم پاشد از خواب و گریه شدیدو تا یه ساعتم نخوابید 🫠 ترجیح دادم همون بدون عروسک بخوابه دیگه

وای به حال دوست دخترهاش🤣🤣🤣🤣

چقد جدیه عزیزمم😍
انگار مدیر مدرسه س😂

وای عزیزم خیلی مزه دار بود😂😂

عزیزم😂

وای خدا😍😅

🤣🤣😂

سوال های مرتبط

مامان نامی🩵 مامان نامی🩵 ۱ سالگی
عروسک خواب🧸🧸🧸
عروسک خواب در واقع عروسکیه که در وهله اول ایمن باشه،بافت نرمی داشته باشه و دکمه،دماغ پلاستیکی چیزی ک به بدن فشار بیاره نداشته باشه،الیافش حساسیت زا نباشن.
بهترین زمان معرفی عروسک خواب از 4 ماهگی هستش و این مهمه که در طول زمان بازی اصلا اون عروسک رو استفاده نکنین فقط فقط زمانی که میخواین کوچولوتون رو بخوابونین عروسک خوابش رو نشونش بدین و بدین بغلش که شرطی بشه و بفهمه این عروسک یعنی خواب
حتی خوبه که قبل معرفی اون عروسک به بچه یه مدت وقتی میخوابین بغل خودتون باشه تا بوی تن شما رو بگیره🥰🥰😍
حالا اصن فایده ای داره داشتنش؟قطعا بله
باعث احساس امنیت تو بچه میشه،مخصوصا تو سنی ک داره با اضطراب جدایی دست و پنجه نرم میکنه حضور اون بهش امنیت میده.و موقع یاد گیری خواب مستقل و جدا شدن محل خوابش میتونه نقطه اتکاش باشه و باعث خواب راحت تر کوچولومون بشه.
حالا هم عروسک خواب میتونین استفاده کنین هم مدلی که بهش کامفورتر میگن هر دو مدلم سیمسمونیا دارن🥰😍🥰🧸
مامان سبحان مامان سبحان ۲ سالگی
دیشب خدا بهم رحم کرد🥲 دیروز بچم رو بردم بیرون اومدیم خونه بچم آروم بود یهو بچم خوابید تو خواب همش گریه میکرد همش با خودم میگفتم برم اسفند دود کنم برای بچم چیزیش نشه وقتی از خواب بیدارش شد همش گریه می‌کرد گریه بند نمیشد خواهر شوهرم اومد سرگرمش کرد آروم شد خواهر شوهر هم بهم گفت براش اسفند دود کن گفتم بهش غذا میدم بعد به بچم غذا دادم سپردمش دست باباش رفتم براش زغال بزارم تا اومد انگار یه چیزی خورده بود تو گلوش گیر کرده بود چ‌وضعی بود😑شوهرم که فکر میکرد نون خورده تو گلوش گیر کرده بهم میگفت بهش آب بده تا بره پایین 🤦🏻‍♀️ولی من اینکارو نکردم پشتش زدم تا یه یکم بالا اومدیکم خون هم اومد بردم بیرون زدم پیشتش تمام غذایی که خورد بود رو بالا آورد با کمی خون دیدم یه تکه پوست تخمه هم بیرون اومد😑😑گلوش رو بریده بود تا اومد بیرون 🥲🤦🏻‍♀️ از یه طرف هم مادرشوهر تا دید اومد شروع کرد به فوش دادن من عصبی بود 😅😐همش اسم‌مردن میورد 😑😒 بچت میمورد بچت فلان میشد