۱۴ پاسخ

هیچ نابود شدم بسکی بغلمهد
میبرمش تو اشپزخونه تا یکم اروم میشه

ساعت دو شب میخابه منم تاچهارصبح مشغول سابیدن خونه م بعدمیخابیم یازده بیدارمیشم مادرودختری

تشک بازی بزارش ....حالا اولش از ماها دیگه راه افتادن بدتره

من واقعا دیگه کم اوردم هرکی میگه چرا نمیای خونمون سر بزنی میگم خستم واقعا دیگه هیچ توان وحوصله ای برام نمونده هم کار خونه هم بچه داری با بدنی که توان نداره

من میزارم گهواره پستونک دهنش صدای سشوار میخوابه کارامو میکنم

من میذارم تو تاب به کارام میرسم یا اکثر اوقات خوابه

هیچ جوره نمیرسیم😂😂😭😭

با بدبختی کمر درد امونمو بریده

در زمان خوابش آشپزی میکنم و ظرفارو می‌شورم ولی در زمان بیداریش براش شعر میخونم و جارو میکنم😂😂

وختی خوابه اونم جرات ندارم یکم سرصدا کنم یوا یواش کارامو میکنم ی تق بکنم بلندشده

به ما هم بگو خواهر

به کارام به زور میرسم

منم منم ، برام سواله

منکه ازکتوکوله افتادم بقران

سوال های مرتبط

مامان ♥ قلب مامان ❤ مامان ♥ قلب مامان ❤ ۱ سالگی